برچسب بهرام ابراهیمی

ذبیح 1391

«ذبیح» تیمساری را که باعث مرگ همسر و زندانی شدن او بود پیدا می‌کند، تیمسار سه سال است که به ایران بازگشته و در خانه سالمندان زندگی می‌کند؛ ذبیح برای اینکه بیشتر به تیمسار نزدیک شود به خانه سالمندان می‌رود و...

انگشتر 1397

یونس دانشجوی عمران است که با موتور به عنوان پیک کار می کند. او در یکی از روزها کنار راه آهن یک انگشتر پیدا می کند و در همان روز یک ماشین به موتور او می زند. موتور او کاملا از بین می رود. راننده ماشین به نام حاج حسین پشت فرمان دچار حمله قلبی شده و یونس او را به بیمارستان می رساند و ...

بن سای 1398

در سالهای گذشته سحر در یک عملیات تروریستی پدرش را از دست میدهد او که برای ادامه تحصیل به خارج رفته در فضای مجازی با جوانی بنام مهران آشنا می شود. او پس از بازگشت به ایران به دلیل سابقه خانوادگی و پروژه ای که در دانشگاه بر روی آن کار میکرد در یکی از مراکز مهم نظامی مشغول به کار می شود. او از ارتباط مهران با نیروهای معاند و ضد انقلاب بی خبر است. مهران تلاش میکند با استفاده از سحر و خانواده او دست به اطلاعات محرمانه پیدا کند که این امر با تیز هوشی نیروهای ضد جاسوسی و حفاظت اطلاعات میسر نمی شود.

رو به آسمان 1384

داستان مردی به نام حامد را روایت می کند که مدیر یک شرکت حمل و نقل است اما دارای مشکلات فراوانی است که می بایست آنها را حل کند اما دچار مشکلی می شود که در مسیر حل مشکل بر اثر اتفاقی حافظه اش را از دست می دهد و وارد دوران نقاهت می شود.

پوست شیر 1401

داستان سریال پوست شیر درباره مردی به نام نعیم است؛ مردی که 15 سال را در حبس گذرانده و بعد از آزادی به دنبال آن است تا بتواند در کنار دخترش ساحل زندگی کند. همسر نعیم طلاق گرفته و سالها است که با مردی دیگر زندگی مشترک دارد و ساحل نیز همان مرد را پدر خطاب می کند. اما بعد از آزادی نعیم رابطه اش با او شکل می گیرد؛ رابطه ای متزلزل که دیگران نمی خواهند چندان استوار باقی بماند….

ما چند نفر 1385

سریال "ما چند نفر" ماجرای چند جوان را روایت می‌کند که با همدیگر یک شرکت نقشه‌کشی و طراحی را اداره می‌کنند. در این بین با خیانت یکی از دوستان شرکت منحل می‌شود و مهندس اصلی شرکت با باطل شدن مدرک مهندسی‌اش چاره‌ای نمی‌بیند جزء اینکه از کشور خارج شود که …

یاغی 1401

"یاغی" روایتگر درامی پر فراز و نشیب از سفر یک قهرمان است که شخصیت های متنوعی از طبقات مختلف اجتماعی در مسیر با او همراه می شوند یا برایش مانع می تراشند. یاغی باید از مرز درد و خستگی عبور کند.