اهل ایران 1404
این سریال دارای قصههایی مختلف از جریان زندگی در بحبوحه آتش و جنگ است.
این سریال دارای قصههایی مختلف از جریان زندگی در بحبوحه آتش و جنگ است.
امیر بر خلاف قول و قرارهایی که با دختر دایی خود گذاشته است، دل به دختر دیگری می بازد. آشکار شدن این عشق، خانواده امیر را به تکاپو انداخته و ...
داستان سریال در سال ۱۳۶۸ خورشیدی، کمی پس از پایان جنگ ایران و عراق و قبل از ادغام کمیته، شهربانی و ژاندارمری در نیروی انتظامی، رخ میدهد. هما حقی (سحر دولتشاهی) و نامزدش نادر (پدرام شریفی) به همراه خانوادهٔ حقی آماده میشوند تا برای شب تولد همایون حقی، پدر خانواده (بابک کریمی) او را غافلگیر کنند. اما ساعتی پس از رسیدن پدر تمام خندهها به غم تبدیل میشود، هما در دو راهی سختی قرار میگیرد…
اين فيلم كه موضوعي اجتماعي، ورزشي و بهداشتي دارد، تلاش و فداكاريهاي مادري را براي نجات فرزند ورزشكارش به تصوير ميكشد.
زنی خانه دار و شوهرش که در کار اداره تالار برای برگزاری عروسی ها است تصمیم میگیرند مدتی جایشان را با هم عوض کنند، قرار گرفتن در جایگاه یکدیگر برای هر کدام مشکلات و ماجرایی را بوجود میآورد. زن در اداره تالار با مشکلات و بدهکاری های آن مواجه می شود و شوهر نیز در اداره منزل و نگهداری از فرزندان در می ماند . .
پرچم هاي قلعه كاوه از چهار اپيزود جدا از هم تشكيل شده و تنها نقطه ارتباطي ميان آن ها قرآني خطي است كه بخش اول فيلم به شرح نگارش آن مي پردازد. در اپيزود اول كه در زمان حضور امام رضا (ع) در سرزمين مرو و در نيشابور مي گذرد، قهرمان داستان ميرقباد خوشنويس (محمد صادقي) است كه نوع ارتباط او با آدم هاي پيرامونش و نيز تلاش او براي اتمام نسخه اي خطي از قرآن كريم و رساندن آن به دست امام هشتم شيعيان تم اصلي اين اپيزود را تشكيل مي دهد.
اپيزود دوم:
اين بخش كه داستانش سيصد سال پس از قصه اپيزود اول و در سواحل بيت المقدس مي گذرد. شخصيت پتروس كه قرآن را در ميان اسباب شناور بر روي آب پيدا كرده، به دست صليبيون کشته میشود. صادق (شهاب حسيني)، جوان مسلماني كه در ازاي عبايش قرآن را از پتروس مي خرد و آن را در شب ازدواج خود به همسرش هديه مي دهد. او بلافاصله در برابر وحشي گري هاي سپاه صليبيون قرار مي گيرد و پس از مقاومتي كوتاه به قتل مي رسد.
اپيزود سوم:
يكصد و بيست سال پس از حوادث اپيزود دوم رخ میدهد، داستان مقاومت كاوه (رضا صفايي پور) و فرزندانش را در برابر حمله مغولان روايت مي كند.
اپيزود چهارم : در اپیزود چهارم قرآن دستنويس ميرقباد به مقصد واقعي اش (بارگاه ملكوتي امام هشتم شيعيان و موزه آستان قدس رضوي) میرسد..
یکی از دختران شیطان (جکی شروف) که نامش لوبینی (ایشا گوپتا) است، تصمیم به ادامه راه پدرش و مقابله با خدا و دشمنی با انسان را ندارد و توبه میکند. خدا برای پذیرش توبه اش شرطی میگذارد، شرط او این است که به یکی از انسانهای بسیار پاک دنیا سجده کند. او برای انجام این کار به کمک احتیاج دارد، بنابرین به سراغ فردی به نام فرهاد (حمید فرخنژاد) میرود و درخواست کمک از او را میکند تا دنبال انسانی پاک بگردند.
رضا (رضا عطاران) و دوستش منصور (جواد عزتي) که به کيفقاپي مشغول هستند از طريق مادرش متوجه ميشود که دختر (سارا بهرامي) فردي پولدار نذر کردهاست که با يک جانباز ازدواج کند به همين دليل رضا که در تصادف پاي خود را ازدست داده تصميم ميگيرد خود را به دختر نزديک کند تا بتواند با وي ازدواج کند رضا وارد آسايشگاه جانبازان ميشود که دختر مدير آنجاست رضا با گفتن دروغهاي مختلف سعي ميکند که دختر به او علاقهمند شود رضا با کمک منصور دختر را به خودش علاقهمند ميکند از طرف ديگري رضا ادعا ميکند که در جنگ تحميلي فرمانده يکي از گروه عراقي را کشته براي خودش دردسر بزرگي ايجاد ميکند و…