برچسب برزو ارجمند

انتخاب 1383

هوشنگ فرنوش مدير يك آژانس مسافربري قصد دارد با فرستادن ريما به خارج از كشور با منشي اش سودابه زندگي تازه اي آغاز كند. ريما كه مهندس كامپيوتر است برادري به نام رهي دارد كه همه وقتش را با دوستش كيان پاي كامپيوتر مي گذارند. هوشنگ از ريما مي خواهد كه بين سفر به خارج و يك ازدواج تحميلي، يكي را انتخاب كند. ريما كه در جريان خواستگاري دوستش لادن متوجه روابط غلط و كهنه زناشويي در ازدواج ها شده تصميم مي گيرد خودش مرد آينده اش را انتخاب كند. با استفاده از اينترنت و با همكاري دوستانش لادن و شهره، ريما به دنبال مرد مناسبي براي ازدواج مي گردد. نتيجه جست و جو مطابق ميل ريما نيست. به پيشنهاد رهي، سودابه نيز به عنوان بزرگتر در جست و جوي آنها شركت مي كند. همراهي سودابه با ريما، روابط سرد عاطفي اين دو نفر را بهبود مي بخشد. سودابه ريما را كه از جست و جو خسته شده، براي ملاقات با يك مرد ديگر اميدوار مي كند. او كيان دوست رها است كه در تمام دوران جست و جوي ريما، اي‌ميل هاي عاشقانه براي او فرستاده است. ريما با كيان ازدواج مي كند. هوشنگ با سودابه زندگي مي كند و رهي به درخواست عاشقانه لادن پاسخ مثبت مي دهد.

زندانی ها 1397

طاها دانشجوی الهیات برای نوشتن پایان نامه خود دو زندانی را با گذاشتن سند آزاد می کند .این دو زندانی پس از آزادی نقشه میکشند که گنجی که در اطراف یک امام زاده وجود دارد را پیدا کنند . در پایان فیلم پس از کلی دردسر در پیدا کردن گنج ، سرانجام آن را پیدا میکنند و پس از باز کردن در صندوق متوجه میشوند که فقط یک قرآن خطی قدیمی در آن صندوق وجود دارد. ده‌نمکی قصد دارد در این فیلم تاثیر معنویات بر زندانی‌ها را به تصویر بکشد.

سه بیگانه 1395

داستان سه مامور خارجي است که براي انجام عملياتي با يک نقشه دقيق و از پيش تعيين شده وارد ايران مي شوند اما از لحظه ورود با موقعيت هاي ويژه اي روبرو مي شوند که برنامه هاي شان را به هم مي ريزد.

زهرمار 1397

زهر مار یک مداح و حاج آقای مذهبی را در کنار یک بدکاره مواد فروش می‌گذارد و داستان این دو نفر را به نوعی به هم گره می‌زند. تماشاگر هم قرار است با این موقعیت کمدی (به قول فیلمنامه نویس کار!) هم بخندد و هم درس اخلاق یاد بگیرد. مداح که حاج حشمت نام دارد، به تازگی همسر خود را از دست داده و در یک تکیه بزرگ کار می‌کند. او به اصرار اهالی محل و یکی دو تن از بانفوذهای دور و برش، برای کاندیداتوری شورای شهر کاندید می‌شود و همین موضوع باعث می‌شود که یک دوست قدیمی به اسم رهی او را پیدا کرده و با خاطرات بار دیگر زنده شوند.