برچسب باید جنگ را باور کنیم

به چشمان روح من نگاه کن

نمایشگاهی از آثار نقاشی «مارتا واسیلوسکا فرگنوسکا» با عنوان «به چشمان روح من نگاه کن» باهمکاری سفارت جمهوری لهستان در ایران در گالری هنری اکنون برگزار شده است. الناز رجبیان مدیر گالری اکنون و خانه صفوی اصفهان می‌گوید: «در دوران همه‌گیری کرونا در سالی که گذشت اکثر گالری‌ها و فعالیت‌های فرهنگی هنری متوقف شد و تمام درها به روی هنرمندان بسته شد اما ما این فرصت را مغتنم شمردیم تا دریچه‌ای برای همکاری بین‌المللی آغاز کنیم.»

نقش‌های «نقش»

محله بیدآباد نصف‌جهان در تاریخ هنر سرزمین ایران جایگاه خاصی دارد و بانقوشی از عشق، نام و رنگ یافته است. استاد محمود ماهرالنقش نیز مردی برخاسته از محله بیدآباد است که به‌عنوان چهره‌ای ماندگار در هنر و معماری ایران شناخته می‌شود. او مؤلف نخستین کتاب رشته ساختمان با نام «اصول عملی ساختمان» است. همچنین «اصول فنی ساختمان»، مجموعه پنج‌جلدی «طرح و اجرای نقش کاشی‌کاری ایران»، «نقش فیروزه»‌، «آجر و نقش»، «خط بنایی»، «میراث آجرکاری ایران»، «معماری مسجدحکیم اصفهان»، «مسجد سید اصفهان» و «نقش در نقش» از مهم‌ترین کتاب‌های محمود ماهرالنقش است.

از تبار تار

از اواخر سلطنت قاجار نسل جدیدی از تارسازان در ایران پا به عرصه ظهور نهادند و از حاصل هنر دست آن‌ها ساخت‌وساز آلات موسیقی و ازجمله تار متحول شد و نشان داد که موسیقی خوب به برجستگی، خوش‌خوانی و خوش‌دستی ساز نیازمند است. این چنین شد که هوانس آبکاریان معروف به یحیی تارساز ظهور کرد و این ظهور و بروز با یوسف پوریا ادامه یافت که بسیاری از شیفتگان این هنر در معیت او ساخته و پرداخته شدند. منوچهر قربان‌پور هم یکی از همان آدم‌های مثال زدنی ساز است. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی اختصاصی اصفهان‌زیبا با «منوچهر قربان‌پور»  هنرمند سازگر است.‌

برای اصفهانتان ایده‌پردازی کنید

سالن کنفرانس کتابخانه مرکزی اصفهان که تا به حال نشست‌های مختلفی را به چشم دیده، این بار میزبان نشستی متفاوت با حضور نوجوانان بود و معاون فرهنگی شهردار اصفهان در نشستی پای صحبت و دغدغه‌های نوجوانان اصفهانی نشست. تعدادی از نوجوانان پرشور و پرانرژی که در سال‌های اخیر در برنامه‌های گوناگون خانه نوجوان از جمله کانون‌های به وقت نوجوانی، منظومه ستارگان درخشان، برنامه همودو، رویداد نوجوان کارآ و… شرکت کرده یا تولید آن‌ها به دست خودشان رقم خورده بود با حضور در این نشست، دغدغه‌ها و درخواست‌های خود را با مجتبی شاه‌مرادی معاون فرهنگی شهردار و رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری، مهدی تمیزی معاون فرهنگی هنری و سیدصالح خشوعی رئیس اداره فرهنگی این سازمان و صفیه‌سادات موسویان مسئول خانه نوجوان در میان گذاشتند.

بانو آئویی، به جای دیگری می‌میرد

رنگ‌های سیاه، سفید و خاکستری، بازی نور و سایه، موسیقی شرقی با پس‌زمینه صدای ریزش قطرات آب، ظهور ناگهانی شخصیت از دل تاریکی و غافلگیری تماشاگر، نقاب بر چهره یا «شیته» که از عناصر فرمیک تئاتر «نوی ژاپنی»(noh ) است و البته بادبزن، از همان بادبزن‌های آشنای تاشونده، عناصرمختلف صحنه تئاتر سنتی است که همگی در نمایش «بانو آئویی» به کارگردانی فاطمه بختیار، به خوبی اجرا شده‌اند تا او را در پرداختن به اهداف فرمیک نمایشنامه، یاری رسانند.

دردانه‌های درم‌بخش

زنده‌یاد کامبیز درم‌بخش ازجمله هنرمندانی بود که آثار خود را با خطوطی ساده و سیاه روی زمینه سفید کاغذ شکل می‌داد و کاراکترهایی را به وجود می‌آورد که در هر تابلو روایتگر داستانی متفاوت و تأثیرگذار بودند. او خود درباره سادگی آثارش می‌گفت: «پشت سادگی کارهای من سال‌ها کار و زحمت وجود دارد. مثل یک سنگ الماس که شروع به تراشیدن آن می‌کنید و بعد از مدت‌ها خالص و کریستالیزه می‌شود. کار هنری هم همین‌طور است و باید سال‌ها کار کنید تا به این سادگی برسید. انسان رسیدن به‌سادگی را ارج می‌نهد و چون امروز فرصت کمی دارد، چیزهای کوتاه و تأثیرگذار می‌خواهــد.» این کاریکاتوریســـت پیش‌کسوت متولد سال 1321 بود و  در 79سالگی به دلیل عوارض ناشی از کرونا درگذشت.

قهرمانی دیگر

بیش از ده روز از اکران قهرمان، نماینده سینمای ایران در نود و چهارمین دوره جایزه اسکار برای کسب سومین اسکار اصغر فرهادی می‌گذرد. قهرمان که پیش‌تر موفق به دریافت جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره فیلم کن شده، اثری با موضوع اجتماعی است. فرهادی با ساخت قهرمان نشان داد حتی داستانی را که پیش‌تر به آن پرداخته،‌ می‌تواند با نگاهی نو روایت کند و مفاهیم و ایده‌ها -این بن‌مایه سینما- را از دریچه اندیشه‌اش با گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌های بی‌وقفه و درهم‌تنیده و با وفور انتخاب‌های پی‌درپی قهرمانِ داستان و کششی نه کم‌نظیر بلکه بی‌مانند، به شیوه‌ای منحصربه‌فرد بیان کند تا تصویری نو از قهرمان بسازد.

فرهادی همچنان خود را تکرار می‌کند

قطعیت‌گریزی یکی از مؤلفه‌های مهم سینمای فرهادی است. در همه آثار او اشارات چندوجهی یا به‌اصطلاح دو پهلوبودن قضایا به چشم می‌خورد. خطوط روایات در فیلم‌نامه به‌صورت نامرئی پیش می‌رود و مخاطب اساسا در محق‌بودن هرکدام از شخصیت‌های داستان سرگردان است. گردش موقعیت‌های داستان یا به عبارتی گوناگونی و اختلافات کاراکترها در سایه موضوعی واحد در متن پیش می‌رود، فرهادی یک ایده مشخص را توسط پرداخت مختلف در فیلم‌های خود به‌کار می‌گیرد.