برچسب باید جنگ را باور کنیم

مهار اختلال‌های خلقی با تغذیه مفید

مــرکـز افکار، خــلــق‌ها، رفتارها، هیجــان‌هــا و همچنین عملکرد عضلات و اعصاب، همگی در مغز قرار دارد. اما دراین‌بین، رژیم غذایی می‌تواند تمام ارگان‌های ما را تحت‌تأثیر قرار دهد؛ به‌عنوان‌مثال، کمبود ویتامین‌های گروه B باعث تحلیل حافظه و تغییر در سیستم عصبی می‌شود. این کمبودها بیشتر در افراد با مشکلات تغذیه‌ای خاص مثل افراد الکلی بیشتر مشاهده می‌شود؛ همچنین ناقلان عصبی یا نوروترانسمیترها که از اسیدهای آمینه یا سایر ترکیب‌های رژیمی تولید می‌شوند، نقش مهمی در ارتباط سلول‌های عصبی ایجاد می‌کنند.

چه شعبون، چه رمضون؛ فرقی ندارد

اگر نگاهی کلی به گفت‌وگوهای ده سال اخیر در حوزه زنان داشته باشیم، اساس و محور صحبت کارشناسان در این راستا، اشاره به نبود زیرساخت‌ها برای حضور اجتماعی زنان است؛ موضوعی که از ابعاد گوناگون می‌توان به آن نگاه کرد و به همین دلیل قصد پرداختن به آن را هم نداریم؛بااین‌حال نپرداختن به موضوع به‌منزله حل‌شدن مشکل نیست.

در جست‌وجوی مرگ و زندگی

رمان «در جست‌وجوی آلاسکا» اثر جان گرین است. این اثر اولین رمان او است که بعد از مدت‌ها به‌تأخیرافتادن، در سال دوهزارونوزده مینی‌سریالی از آن اقتباس شد. این کتاب هم مثل بقیه آثار جان گرین که پیش‌تر معرفی کردم، درباره نوجوانان و مشکلاتی است که با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این‌بار شخصیت اصلی، نوجوانی درگیر بیماری‌های خاص نیست؛ اما از الان بگویم که هم‌زمان با خندیدن و منتظر نتایج کارهای چند نوجوان قانون‌شکن، بازهم نباید انتظار پایانی خوش داشته باشید! برای همین شاید، مینی‌سریال «در جست‌وجوی آلاسکا» مناسب افراد حساس نباشد.

«غریبستانِ» دارخوین

شماره جدید ماهنامه بیسیم‌چی (تیر و مرداد و شهریور) در آستانه چهل و یکمین سالروز بزرگداشت هفته دفاع مقدس با نگاهی ویژه به شهرک دارخوین؛ تنها شهرک رزمندگان لشگر 14 امام حسین (ع) با عنوان «غریبستان» منتشر می‌شود. به گزارش اصفهان‌زیبا، در مقدمه پرونده شماره جدید بیسیم‌چی با موضوع شهرک دارخوین آمده است: «نام شهرک دارخوین شاید برای ما جنگ‌ندیده‌ها آن‌قدر آشنا نباشد اما بچه‌های لشگر 14 امام حسین (ع) خیلی خوب این شهرک و تمام خاطراتش را به یاد دارند؛ سرزمینی که اگرچه این روزها اثری از آن نیست و متأسفانه به دست فراموشی سپرده شده است، اما در روزهای داغ جنگ، زنده بود و زندگی‌ها بخشید… .

زکات من، خدمت به مرکز است

این روزها تصمیم گرفته‌ایم با عینکی دیگر سری به کانون‌ها و مجموعه‌های فرهنگی بزنیم. نه اینکه تاکنون چنین نکرده‌ایم، که اصلا ماهیت این صفحه چنین بوده است؛ اما این بار می‌خواهیم در کنار تمام گفت‌وگوهایی که با مسئولان کانون‌ها و مجموعه‌های فرهنگی داشتیم، علاوه بر بیان مشکلات و سازوکارهایی که باید برای رفع آن‌ها اتخاذ شود، کمی هم از اعضای کانون‌ها بگوییم.

به افق تابستان

جمعه‌شب، در بیست‌وششمین روز از شهریورماه هزاروچهارصد، نشر افق تصمیم گرفت در صفحه اینستاگرامش لایوی را ترتیب دهد و نوجوان‌های عضو باشگاه افق را به‌عنوان مهمان به این برنامه دعوت کند. «ثمین نبی‌پور»، مترجم کتاب‌های نوجوان، میزبان این لایو افق بود.

یک استکان چای حضرت

شب بود. باران نم‌نم می‌بارید و قلبم رعدوبرق می‌زد.
خواب بودم یا بیدار؟ نمی‌دانم!
زل زده بودم به قطرات باران روی شیشه که با نور تابلوی سردر مغازه‌ها، رنگی می‌شدند و نفس‌های به‌شماره‌افتاده‌ام را می‌شمردم.