آداب مواجهه با یتیمی در «بی بابا»
چند سالی میشود تنور سبکی به نام «روایتنویسی» داغ شده است؛ همان متنهایی که رد پای واقعیت و لحظههای ناب زندگی راوی را در خود دارند، با شاید کمی چاشنیهای ادبی برای زیباترشدن.
چند سالی میشود تنور سبکی به نام «روایتنویسی» داغ شده است؛ همان متنهایی که رد پای واقعیت و لحظههای ناب زندگی راوی را در خود دارند، با شاید کمی چاشنیهای ادبی برای زیباترشدن.
اگر شما در آمریکای دهه شصت زندگی میکردید؛ احتمالا بیشتر با حوادث فیلم و کتاب «کشتن مرغ مقلد» همذاتپنداری میکردید، جمعیت زیاد آفریقایی آمریکاییها در طول تاریخ آمریکا همواره مورد نژادپرستی قرار گرفتهاند. نژادپرستی چیزی است که با ترندهای این روزهای شبکههای اجتماعی، بیشتر به چشم میآید؛ موضوع اصلی کتاب و فیلم «کشتن مرغ مقلد» هم بیشتر در مورد نژادپرستی است، هر چند موضوع ناراحت کنندهاش با لحن شیرین و کودکانه رمان، به چشم نمیآید.
اسماعیل داشت اصرار و التماس میکرد و مرد هم تشکر میکرد و میگفت: «نه بابا خودم میبرم.» داشتم نگاه میکردم که چه چیزی را قرار است خودش ببرد که یکدفعه چشمم خورد به یک چمدان بزرگ و بلند. از همان هوایی که حاجیها از سفر حج میآورند.
محموله واکسن دوم روسی نیز به ایران رسید و اگرچه انتظار میرفت، این روزها تب و تاب واکسیناسیون در کشور داغ باشد، اما خبرهایی که از گوشه و کنار به دست میرسد، حاکی از آن است که بسیاری از کادر درمان، از تزریق واکسن روسی «اسپوتنیک وی» به دلیل ترس و واهمه و همچنین عدم تایید نهایی از سوی سازمان جهانی بهداشت و اظهارات قاطعانه «مینو محرز» و انتقادات سازمان نظام پزشکی به وزارت بهداشت به دلیل واردات عجولانه این واکسن به کشور خودداری کردهاند و زیر بار تزریق آن نمیروند. این موضوع در اصفهان نیز دیده شده و کادر درمان این استان هم از قاعده این بازی مستثنی نبودهاند؛ هر چند به گفته رضا فدایی، مسئول بیماریهای واگیر مرکز بهداشت اصفهان، استقبال از واکسیناسیون در این استان روی هم رفته خوب و بالاتر از حد تصور بوده است.
وارد پیادهروی وسط چهارباغ بالا شدیم. پدر و پسرم گلهمند بودند؛ پدرم از رسم روزگار که پیری و بیماری برایش به ارمغان آورده و پسرم از عصر بلند تابستان که خسته و کسلش کرده بود.
اختلاف طبقاتی در کشور حذف شد و این تنها خبری بود که میتوانست بیش از 80 درصد مردم کشور را خوشحال کند. چند سال پیش آنقدر اختلاف طبقاتی در جامعه موج مکزیکی میزد که باقالیپلو با گوشت را فقط آنور آبنشینهای درواز شیراز به بعد میتوانستند بخورند اما اکنونکه جامعه یکپارچهشده و همه به زیرخط فقر رفتهایم، باقالیپلو با گوشت را هیچکس نمیتواند بخورد و همه باید خوراک لوبیا و ماکارونی با سویا بخوریم که خاصیتشان از گوشت بیشتر است.
بدونشک شناخت استعداد و پرورش آن در زندگی هر انسانی بسیار حیاتی و تأثیرگذار است. شاید مهمترین نکته در زمینه کشف استعداد، زمان باشد. هرچند ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است، اما فراموش نکنید هنر پدیدهای بلندمدت است که باید سوی مسیری بینهایت طی شود!
تا پیش از شیوع کرونا، مکانهای صرف غذا یکی از پرازدحامترین اماکن تـعـامـلـــی شــهـرهــــا بــودنـــد کـــه بیشتر ساعتهای شبانهروز به طیف وسیعی از مردم خدمات میدادند؛ اما با گسترش کرونا در تمام جهان دستخوش تغییرات گسترده شدند؛ ایران و اصفهان نیز از این موضوع مستثنا نبودند. در اوقات قرنطینه سرو غذا تنها به صورت بیرونبر امکان داشت و پس از آن با افزایش و کاهش شدت بیماری، سالنهای غذاخوری به روی مردم بسته و باز شد. همزمانی تورم و ترس از کرونا موجب شد تا بسیاری از ارائه و مصرفکنندگان غذا دچار زیان مالی فراوان و پیامدهای اجتماعی حاصل از آن شوند. طبقهبندی مشاغل انجام و اشتغال صنوف مواد غذایی بلامانع اعلام شد.