برچسب باید جنگ را باور کنیم

بی‌اشتهایی کرونایی

برخی افراد در مراحل اولیه عفونت با ویروس کرونا علائمی مانند درد شکم، اسهال، یبوست، تهوع و استفراغ را تجربه می‌کنند؛ ازاین‌رو ممکن است دسته‌ای از بیماران بدون نشان‌دادن علائم ریوی، تنها با مشکلات شکمی مراجعه کنند یا عده‌ای علائمی همچون تهوع، استفراغ یا اسهال را قبل از سایر تظاهرات همچون تب یا علائم تنفسی بروز دهند.

اصفهانی‌های طنز‌دوست!

شهر اصفهان از زمان‌های قدیم نیز در امر تئاتر پیشرو بوده است و به خصوص نام این شهر در تئاتر طنز در کشور می‌درخشد. مدتی است که با همکاری تالار هنر نمایش‌های پی‌درپی بر روی صحنه می‌رود. نمایشی که از 11 تیر به روی صحنه رفته است، «دون ژوان» نام دارد.

قصه ادامه‌دار مرد راستگو

در دنیایی که مصرف، ماده‌گرایی و تکنیک‌زدگی قلب انسان‌ها را تسخیر کرده، تنها با مباحث کلامی و سخنان حکیمانه نمی‌توان آدم‌ها را خطاب قرار داد؛ زیرا میان انسان‌ها فاصله‌ای عمیق افتاده است. تنها راه برطرف ساختن این دیوار فاصله، انس و الفت قلبی است؛ به‌خصوص آن‌که صحبت از دوران کودکی باشد. دورانی که زبان خاص خود را دارد. این‌که بگوییم حساب کودک از حقایق عالی جداست، حتما ادعایی اشتباه است؛ اما اگر هم بگوییم که می‌توانیم با همان زبان مرسوم معارف را به کودکان انتقال دهیم، سخنی غلط‌تر است.

ساده، عاشقانه و اصیل

«نگهبان شب» نام آخرین فیلم رضا میرکریمی است که امروزه سردر سینماها عرض‌اندام می‌کند. میرکریمی را احتمالا با «یک حبه قند» به‌خاطر می‌آورید که یکی از موفق‌ترین فیلم‌های اوست.

بچه‌ها را برای مبارزه با ظلم آماده می‌کرد

ز نظر بسیاری از نوجوانان قدیمی‌تر، برنامه‌های مرحوم حجت‌الاسلام راستگو به لحاظ خلاقیت، جذابیت و محبوبیت همچون عموپورنگ کنونی بود که البته به آموزه‌های مبین دینی و مذهبی و درس‌های شیرین قرآنی و روایی هم آمیخته بود.

تک‌پله انتظار

عصربه‌عصر می‌نشست روی تک‌پله جلوی خانه و توی کوچه منتظر آمدن مامان می‌شد. به خیالش ماه‌طلعت رفته بود از بازار روز خرید کند و برگردد.

راستگو خودش بود

وقتی خبر ارتحال حجت‌الاسلام راستگو را شنیدم ناخودآگاه ذهنم دچار تلاطم شد. من «راستگو» را از طریق اجرای برنامه‌های اوبا «کودکان» در دهه شصت می‌شناختم. راستگو تنها طلبه‌ای بود که با لباس روحانیت با کودکان برنامه منحصربه‌فردی داشت. او فرد فوق‌العاده باهوشی بود؛ چون به ریزه‌کاری‌های رفتار هنری آگاه بود. در نقاشی و خطاطی دریک زمان با دودست حرفه‌ای عمل می‌کرد.‌

غدیر؛ شاه‌قصه دوران

میثم پسر نوجوانی است که با خانواده‌اش در بصره زندگی می‌‌کنند. شروع داستان در بصره و در بازه تاریخی بعد از جنگ جمل است. شخصیت اصلی داستان با توجه به خصوصیاتی که در داستان برملا می‌‌شود، با پدر و مادرش به کوفه سفر می‌‌کنند تا آنجا ساکن شوند.