برچسب باقر صحرارودی

در آرزوی ازدواج 1369

جهانگير پس از پايان خدمت سربازي تصميم مي گيرد با دختري به نام ناهيد ازدواج كند. اما پدردختر براي ازدواج آنها شرطي مي گذارد و آن پيدا كردن كار مناسب از سوي جهانگير است. جهانگير موفق به پيدا كردن كار در مهلت تعيين شده نمي شود و در نتيجه از پدر بازنشسته اش ماشاءالله خان تقاضاي كمك مي كند. ماشاءالله خان تصور مي كند كه به خاطر خدمت صادقانه اش در دستگاه اداري، فرزند او را استخدام مي كنند. با اين نيت به اداره مي رود اما رئيس اداره به او جواب رد مي دهد. ماشاءالله خان به مركز مي آيد تا از رئيس كارگزيني استمداد جويد. در مركز به دام واسطه اي مي افتد كه مسير زندگي او را تغيير مي دهد...

جیب برها به بهشت نمی روند 1370

دلشاد دستفروش دوره گردي است كه به خاطر مشكلات مالي و اجاره خانه عقب افتاده اش ناچار مي شود راه هاي جديدي را براي بدست آوردن پول بيازمايد. اما همه راه ها به روي او بسته مي ماند. تنها، راهي غيرمعمول او را وسوسه مي كند. سرانجام او در برابر بزرگترين و غيرمعمول ترين واقعه زندگي اش قرار مي گيرد. واقعه اي مرگبار كه ظاهراً تنها عشق توان مقابله با آن را دارد.

عیالوار 1371

در جشن تولد خانم بزرگ علي، پسربچه ي شيطان خانواده، سر به سر دايي اش مي گذارد و كيك تولد را از بين مي برد. علي توسط پدرش در اتاقي حبس مي شود و روز بعد اعضاي خانواده، بدون علي، عازم سفر مي شوند. دايي علي و مرد ديگري، كه خود را به هيأت يك مهاراجه ي هندي درآورده، براي سرقت اشياي قيمتي خانه ي خانم بزرگ نقشه كشيده اند و خالي بودن خانه فرصتي مناسب براي اجراي نقشه ي آنها است. اما علي هربار با ترفندي مانع سرقت آنها مي شود. از سوي ديگر پدر و مادر علي كه نگران فرزندشان هستند از طولاني شدن سفر خود ناخرسندند. سرانجام مادر علي به كمك يك راننده ي تريلي، كه با همسر و فرزندش عازم تهران هستند، راهي خانه مي شود. در لحظه اي كه علي با ياري باغبان پير خانه موفق شده است دزدها را ميان چند آينه ي رو در رو گرفتار كند مادرش به خانه مي رسد.

تابلویی برای عشق 1376

مردي نقاش پس از سي سال فراموشي و بي خبري از پدر و مادرش ـ پس از شكست هاي مختلف در عرصه ي هنر و زندگي ـ به زادگاه اباء و اجدادي خود برمي گردد؛ اما تنها فرشته مرگ است كه او را مي شناسد و به استقبالش مي رود. فرشته مرگ با مرور سال هاي گذشته صحنه هاي مرگ پدر و مادرش را براي او به تصوير مي كشد و در اقدامي غيرمعمولي مانع خودكشي مرد نقاش مي شود و در مراحل بعدي تلاش مي كند او را به زندگي بازگرداند.

کودکانی ازآب و گل 1372

«كريم سرابي»، مشهور به كريم دوزن، اهل روستاي «سراب» و شكارچي با تجربه ي محلي، شصت سال پيش در موقع ازدواج مهريه ي همسرش را زيارت مكه تعيين كرده است. اما در طول اين همه سال موفق به سفر نشده اند. با آغاز جنگ كريم سرابي راهنمايي سربازان را به عهده مي گيرد، و به دليل حسن انجام وظيفه به او اعلام مي شود كه مي تواند به مكه سفر كند. كريم هنگامي كه به ميان دوستان و آشنايان خود بازمي گردد كه همسرش در بمباران شهر شهيد شده و او، طبق وصيت نامه ي همسرش، تصميم مي گيرد بقاياي استخوان هاي جسد همسرش را به طواف خانه ي خدا ببرد.

مسافران 1370

مهتاب، خواهر ماهرخ به همراه شوهر و دو فرزندش از شمال به طرف تهران حركت مي كند تا آينه موروثي نوعروس خانواده را به مراسم ازدواج خواهرش برساند. در راه زني روستايي با آنها همسفر مي شود، اما همگي در تصادف با يك نفتكش جان مي دهند. خبر به خانواده مي رسد و عروسي به ماتم تبديل مي شود. گزارش هاي پليس اگرچه صحت تصادف و كشته شدن مسافران را نشان مي دهد، اثري از آينه موروثي پيدا نمي شود. در حالي كه همه اعضاي خانواده مرگ مسافران را پذيرفته اند خانم بزرگ دل به عزا نمي سپارد و انتظار مي كشد تا مهتاب با آينه نوعروس از راه برسد. به رغم نظر خانم بزرگ مراسم عزا برگزار مي شود و نزديكان از دست رفتگان، راننده نفتكش و شاگردش، مأموران و ديگران در مراسم شركت مي جويند. امام ماهرخ با حالي پريشان با لباس سفيد عروسي حاضر مي شود. در ميان عكس العمل هاي متفاوت حاضران ناگهان مهتاب و ديگر مردگان با آينه موروثي از راه مي رسند. انعكاس نور در آينه محفل آنها را غرق در روشنايي مي كند. مهتاب آينه را به ماهرخ مي سپارد تا مراسم عروسي برگزار شود.

دندان طلا 1370

علي اكبر روستايي ساده دل براي اولين بار يك جفت دندان مصنوعي را از شهر به ده دورافتاده خود وارد مي كند.مردان ده كه اكثراً از نداشتن دندان و يا پوسيدگي آن رنج مي برند با تمايل و علاقه بسيار براي به دست آوردن دندان او تلاش مي كنند.در اين ميان زينال باجناق علي اكبر كه از مشاركت هاي مختلف با روستائيان خاطرات خوش و موفقي دارد،با طمع به درآمد بيشتر با فروش سه دانگ از دندان مصنوعي خود به زينال موافقت نموده و مقرر مي شود كه دندان برنامه ريزي به طور مشترك مورد استفاده دو قرار گيرد. اما در عمل ماجراهاي مضحكي رخ مي دهد.

صنوبر 1380

وقايعي كه پس از انقلاب مشروطيت تا روي كار آمدن رژيم پهلوي و شروع جنگ جهاني اول اتفاق مي افتد. شرايطي را در ايران بوجود مي آورد كه موضوع اين فيلم است. در اين مقطع تاريخي با پيشروي ارتش روسيه به مناطق مركزي ايران آشوب هايي دراين مناطق حاكم مي شود.