برچسب باقر صحرارودی

ملک سلیمان 1387

پس از وفات داود نبی، فرزند 9 ساله ی او سلیمان به نبوت برگزیده می شود . سلیمان جوان در طول سلطنت خود عدالت را بر ملک خود حاکم کرده و تشکیل حکومت دینی می دهد. قلمرو سلیمان در امن و امان است، مردم در آرامش کامل به سر می برند،

آقای بخشدار 1370

خبرنگاري با قطار وارد زادگاهش مي شود و از همان بدو ورود خاطرات خود را كه مربوط به سال هاي گذشته است مرور مي كند، خبرنگار كه براي يك روزنامه محلي قلم مي زده تلاش دارد تا پرده از روي فساد و اختلاس مسئولان شهر بردارد. اما شهردار با نفوذي كه در قدرت مركزي دارد مانع از افشاگري هاي خبرنگار جوان مي شود. در چنين وضعي بخشدار جديدي وارد شهر مي شود و از همان آغاز تصميم مي گيرد كه بر نابرابري ها و بي عدالتي ها خاتمه دهد. مسئولان شهر از فرماندار مي خواهند كه براي جلوگيري از اغتشاش و ناامني در شهر چاره اي بينديشد. بخشدار خوش خيال با حكم فرماندار از كار بركنار مي شود، اما همزمان خبرنگار عوامل فاسد شهر را افشا مي كند. خبرنگار به ملاقات بخشدار بركنار شده مي رود كه قصد دارد شهر را ترك كند.

شهر زنان 1377

خان جان وصيت مي كند كه تا وقتي فرزندان دو طايفه كشتگر و شوان با هم وصلت مي كنند، مي توانند از باغ و عمارت آن در آب اسك به صورت مشاع استفاده كنند و در صورت عدم رعايت اين مسئله طايفه ي كشتگر هيچ حقي در برابر متعلقات خان جان ندارد و تمام ملك مزبور در تصرف خانواده شوان قرار مي گيرد. اما در اين بين مهتاب فرزند طايفه ي كشتگر با قبولي در دانشگاه تصميم مي گيرد با اين قانون به مبارزه بپردازد. او قانون تعيين شده را مردود مي داند.

ازدواج به سبک ایرانی 1383

شيرين دختر جواني است كه خانواده اي سنتي و پدري متعصب و سخت گير دارد. دايي شيرين كه مدير يك آژانس هواپيمايي است، معمولاً با كمك مادر شيرين سعي مي كند پدرش حاج ابراهيم سرپولكي را از موضع سفت و سختش كمي پايين بكشد و در مورد كار كردن شيرين هم موفق مي شود و اجازه مي گيرد كه شيرين در آژانس او مشغول شود. جواني آمريكايي به نام ديويد هاوارد به محض ورود به آژانس، با ديدن شيرين كه صورتي شبيه به مينياتورهاي ايراني مورد علاقه ديويد دارد، دل به او مي بازد. از طرفي رقيب حاج ابراهيم در بازار فرش هم مي خواهد با وصلت پسرش محي الدين با شيرين، زمينه منافع مالي خودش را فراهم كند و وقتي از تماس هاي شيرين و ديويد با خبر مي شود، به حاجي خبر مي دهد و او هم مدتي شيرين را محدودتر مي كند.اما دايي و مادر باز حاجي را راضي مي كنند و وقتي ديويد به خواستگاري شيرين مي آيد، حاجي تكليف همه را معلوم مي كند: اين عروسي در صورتي سر مي گيرد كه همه چيزش ايراني باشد. ديويد مسلمان مي شود و تغييرات شديدتري را هم مي پذيرد. اما توطئه هاي بعدي محي الدين و پدرش كه سوابق ناجوري براي ديويد جعل مي كنند، عروسي را در آستانه به هم خوردن قرار مي دهد تا بالاخره با روشن شدن پاكي و بي گناهي او به دست دايي، عروسي سر مي گيرد.

آبادانی ها 1371

اتومبيل يك مهاجر جنگي مقيم تهران به سرقت برده مي شود . او همراه پسرش جستجويي نااميد كننده را براي يافتن تنها دارائيش آغاز مي كند . در اين بين او با مردي آسنا مي شود به اقتضاي حرفه اش مي تواند وي را در رديابي اتومبيل مسروقه كمك كند . طي اين جستجو « برنا » پسر مرد نيز در پي يافتن عينك گمشده اش است . جستجوي همزمان پدر و پسر مسايلي را ايجاد مي كند .

گیرنده 1390

قرار است رئیس جمهور از شهری کوچک (جاروف) که مشخص نیست در کجای ایران قرار دارد، بازدید کند. به این علت اکثر مردم شهر شروع به نوشتن نامه برای رئیس جمهور می‌کنند و مشکلات خود را در نامه توضیح می‌دهند. داستان از جایی شروع می‌شود که هیئت دولت و مقامات پس از بازدید از شهر می‌روند و یک محموله نامه پس از رفتن رئیس جمهور و همراهانش به فرمانداری می‌رسد و چون قرار است رئیس جمهور در همان روز از طریق فرودگاه به تهران بازگردد نامه‌ها باید هر چه سریعتر به دست رئیس جمهور برسد. حاج صمد (سعید راد) راننده محلی، طی اتفاقی مأمور انجام این کار می‌شود. در این بین شخص با نفوذی بعلت اینکه منافع شخصیش با رسیدن نامه‌ها به دست رئیس جمهور در معرض خطر قرار می‌گیرد برای رسیدن نامه‌ها مانع تراشی می‌کند …

سگ کشی 1379

گلرخ كمالي پس از يك سال دوري به تهران برمي گردد تا نزد همسرش، ناصر معاصر باشد ولي متوجه مي شود كه شريك او جواد مقدم به ناصر كلك زده و با هفتصد ميليون تومان گريخته است و قرار است به خاطر چك ها، ناصر زنداني شود. گلرخ به جبران يك سال دوري از همسرش با طلبكاران تماس مي گيرد و سعي در جلب رضايت آن ها دارد. در اين مسير پيشنهادات، تحقيرها، تهديدها و فجيع ترين اتفاقات را تحمل مي كند تا سرانجام موفق مي شود اما در همين زمان كه تصور مي كند، همه چيز بر وفق مراد است، جواد مقدم به ملاقاتش مي آيد و ماجرايي را خلاف آنچه ناصر معاصر نقل كرده است، شرح مي دهد. گلرخ در مي يابد، ناصر همراه منشي اش، فرشته و همه پول هاي مفقود شده، قصد فرار دارد و در اين مدت او و سايرين فقط يك بازيچه بوده اند. گلرخ، ناصر و فرشته را با جواد مقدم و ديگر طلبكاران تنها مي گذارد.

کلانتری غیرانتفاعی 1387

فیلم درباره یک کلانتری غیر انتفاعی است که وظیفه خود می داند امنیت محله، خصوصاً امنیت کودکان را تأمین کند. اما چگونگی انجام آن به محور اصلی فیلم تبدیل شده است. ماجرا درباره گروگانگیری توسط دو دوست نادانی است که خود را درگیر دردسرهای بزرگ می کنند…