برچسب بابک نبی زاده

اقیانوس پشت پنجره 1398

فیلم «اقیانوس پشت پنجره» داستان کودکان بومی جزیره‌ای زیبا و کوچک را روایت می‌کند که می‌خواهند با کارناوالی که تدارک دیده‌اند، به وسیله موسیقی سنتی و نمایش رقص‌های آیینی، جزیره خود را به توریست‌های خارجی معرفی کنند و از این طریق درآمدی داشته باشند. آنها در طول راه، با مشکلات و موانع بسیاری روبرو می‌شوند.

روشنایی در پوتین (کوتاه) 1394

این فیلم درباره مادری است که پس از گذشت سی سال، همواره در انتظار بازگشت پسرش از مناطق جنگی است. او که برای مدتی موقت، مجبور به ترک خانه است. تصمیم می گیرد برای فرزندش که به گمان او هر لحظه ممکن است به خانه برگردد یک فیلم بسازد...

خانه ای در تاریکی 1382

خانه‌ای در تاریکی حکایت دختری است به نام ماه تابان که در ایل بختیاری بزرگ شده است. او از سالها پیش در پی مفقود شدن پدر و مرگ مادرش نزد پدربزرگش که رئیس ایل بختیاری است زندگی می‌کند. عطاءالدوله پدربزرگ مادری ماه تابان پیکی را به دنبال او می‌فرستد تا به تهران برود. ماه تابان که همیشه آرزومند آگاه شدن از سرنوشت پدر بود، این موقعیت را فرصت مناسبی می داند به تهران می‌رود. اتفاقات این مجموعه تلویزیونی در سالهای حدود ۱۳۰۷ به وقوع می‌پیوندد.

جشنواره فیلم کودک در هر شرایطی برگزار شود

بابک بنی‌زاده سال گذشته با فیلم «اقیانوس پشت پنجره» در سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودک و نوجوان حاضر بود و با این فیلم جوایزی را هم به دست آورد. شیوع ویروس کرونا اما او و بسیاری دیگر از کارگردان‌ها را از دیدن فیلمشان در سینماها و همراه با مخاطبان محروم کرد، اگرچه نبی‌زاده اکران فیلم‌های کودک را در شرایط غیر کرونایی هم سخت و دشوار توصیف می‌کند. این روزها او در حال رایزنی برای تولیدی یک فیلم اجتماعی با مایه‌های روان‌شناسانه است، اما با تمام وجود علاقه دارد دوباره فیلمی در حیطه کودک و نوجوان و برای این قشر کار کند، چراکه معتقد است پناه بردن به سینما به‌خصوص برای کودکان در شرایط سخت کنونی کشور می‌تواند التیام‌بخش باشد. گفت‌وگوی او را در ادامه می‌خوانید.

مروارید 1391

فيلم داستان خواهر و برادري را روايت مي‌کند که به دليل شرايطي که براي پدرشان که صياد مرواريد بوده است به وجود آمده دچار مشکلاتي مي‌شوند و ماجراي آن‌ها به نوعي با تخم‌گذاري لاک‌پشت‌ها گره مي‌خورد.

دلبری 1394

طوبی همسر یک جانباز قطع نخاعی که فقط می‌تواند چشمانش را حرکت بدهد، در شب عروسی خواهرزاده‌اش تلاش می‌کند بیش از پیش به همسرش توجه کند …