برچسب ایمان کرمیان

محافظ 1386

دانيال صفري، مربي ورزشهاي رزمي، سفري آغاز كرده كه چشم هايش را به دنياي جديدي باز مي كند متفاوت با گذشته اش كه تجربه هاي جديدي براي او دارد.

حقیقت گمشده 1386

نگاهي به زندگي سه خانواده كه تقدير باعث روابطي بين آنها مي گردد.
ـ مسعود كيا، در تصادفي همسر و دو فرزند خود را از دست مي دهد.
ـ همسر ليلا، رضا مقدم سالها پس از جنگ، به خاطر جراحت هاي دوران جنگ شهيد مي شود و او را به همراه دختر شش ساله اش (ستاره) تنها مي گذارد.
ـ مريم، همسر پيمان انصاري كه دانشجوي رشته ي دكتري است و به تازگي ازدواج كرده اند، ناخواسته باردار مي شود.
نگاهي به اين سه زندگي كه تقدير اين شخصيتها را با هم درگير مي كند. آنها از هم تنفر پيدا كرده... و به هم عشق مي ورزند....

ویلایی ها 1395

در سال هاي جنگ، خانواده برخي رزمندگان در مجتمع هاي ويلايي در حوالي خط مقدم ساکن شده اند. عزيز براي ديدن تنها پسرش داوود همراه با دو نوه اش وارد مجتمع مي شوند. ورود عزيز، مصادف با اتفاقات جديدي براي ساکنين ويلايي ها است.

خواب لیلا 1386

قصه دختري 26 ساله است كه به تنهايي در خانه به ارث رسيده از پدر و مادرش زندگي مي كند... او مدتي است كه توسط دختري شش ساله كه از قدرت خارق العاده اي برخوردار است مورد حمله هاي وحشيانه قرار مي گيرد. دكتر پوريا عقيده دارد تنها راه رهايي وي جستجو در گذشته هاي فراموش شده دوران كودكي اوست. اين جستجو به جايي نمي رسد تا در نهايت او را به دكتر سهرابي مي سپارند تا ليلا را در يك سفر دروني براي ملاقات با ضمير ناخودآگاهش ببرد و سهرابي...

اشکان انگشتر متبرک و چند داستان دیگر 1386

شهروز و رضا علی رغم نابینایی سعی در سرقت از یک جواهرفروشی دارند. کارمند هتل اشکان بارها و بارها سعی می کند خود را بکشد. او با شهروز و رضا ملاقات می کند و در جنایت آنها شرکت می کند. از نظر اشکان ، این تنها وسیله دیگری برای خودکشی است. اما این تمام داستان نیست

سنگ کاغذ قیچی 1385

جهان كه براساس توطئه محسن زنداني شده، پس از دو سال آزاد مي شود و به دنبال نامزدش مي گردد. دوستانش بلايي را كه توسط محسن بر سر نامزدش آمده پنهان نگه مي دارند. ولي جهان از حقيقت آگاه شده و به كمك دوستش محمود و نامزد وي تصميم به انتقام و سرقت از كارخانه مي گيرند و...

مغزهای کوچک زنگ زده 1396

در منطقه ای نزدیک البرز و زندان قزل حصار، یک آبادی وجود دارد که مختص فقیران و آشغال جمع کن‌ها و افراد به شدت گیر افتاده در تمکن مالی است. شکور، شاهین، شهره و شهروز به همراه پدر و مادرشان، در این آبادی زندگی می‌کنند. خشونت‌های جامعه و مسائل جمعی مواد مخدر به طوری این خانواده را تحت‌الشعاع قرار داده‌است که این خانواده از هم می‌پاشد. همچنین جنایت‌ها و جرم‌هایی در دنیای این افراد رخ می‌دهد …

قاعده بازی 1385

نارگيل در يك جريان با فرشته آشنا مي شود. اما تعلق نارگيل به دارودسته «ندارها» و تعلق فرشته به دارودسته «داراها» مانع از پيوند آن دو مي شود. وقتي نارگيل براي خواستگاري به جشن داراها وارد مي شود، در آنجا پدربزرگ خود اسرافيل خان را مي بيند و اين رويارويي، اسرافيل را روانه بيمارستان مي كند. با اطلاع نارگيل، دارودسته ندارها به بيمارستان مي ريزند و براي بردن پدربزرگشان اقدام مي كنند كه در آنجا با ممانعت داراها روبرو مي شوند. در اين ميان ابوالهول پسر بزرگ اسرافيل خان وقتي درگيري دو گروه را در اوج مي بيند، تصميم مي گيرد از آب گل آلود ماهي بگيرد و با چپاول ثروت اسرافيل خان در شلوغي پيش آمده، همه را سركيسه كند. از اين رو به داراها پيشنهاد مي كند تا با آوردن ندارها به خانه پدري و چرب كردن سبيل آنها از طريق ازدواج نارگيل و فرشته، حرص تحريك شده آنها را براي ثروت پدري فرو بنشانند. گم شدن ناگهاني پدربزرگ در بيمارستان، پاي كارآگاه به ماجرا باز مي كند و افشاگري مباشر وضعيت داراها را دشوار مي كند و آنها به پيشنهاد ابوالهول تن درمي دهند، اما ندارها زودتر به ملك داراها مي ريزند و آنجا را تصرف مي كنند. ابوالهول از طريق دوستي با اژدر، اسرافيل بدلي را روانه خانه مي كند و با تقسيم ظاهري ارث پدربزرگ به نفع ندارها، آنها را تسكين موقت مي بخشد و از طريق فريب مباشر، با اسرافيل بدلي به مخفي گاه پدربزرگ راه پيدا مي كند و سپس با لو دادن اسرافيل بدلي، ندارها را از ملك داراها بيرون مي ريزد. ابوالهول در مخفي گاه، اسناد و املاك اسرافيل را به نام خود مي كند، اما با حماقت كارآگاه، اسرافيل بدلي به دست ندارها مي افتد و با سر رسيدن ندارها، ابوالهول هنگام فرار از خانه با چمداني كه اسرافيل خان را در آن پنهان كرده، دستگير مي شود و اسرافيل خان حكم به وصال نارگيل و فرشته مي كند و با ندارها به سوي يك زندگي جديد مي رود...