برچسب اکبر زنجانپور

گزارش یک قتل 1365

سروان كلالي، عضو قديمي حزب توده ايران، پس از آزادي از زندان تصميم مي گيرد كيمرام رهبر سابق سازمان نظامي حزب را كه خيانت كرده و حال نيز رئيس كانون حزب رستاخيز كارخانه ذوب آهن اصفهان است به قتل برساند. او تصميم خود رادر كوران انقلاب عملي مي كند و پس از گذشت سال ها همسر و دخترش را ملاقات كند.

تشکیلات 1365

يك گروه سلطنت طلب به عمليات ورود و توزيع مواد مخدر مشغولند. محمود، مأمور مبارزه با مواد مخدر، دو تن از اعضاي گروه به نام سهراب و جواد را تعقيب مي كند. سهراب دستگير مي شود و جواد مي گريزد. تشكيلات سلطنت طلب براي خنثي كردن اقدامات محمود، رويا، همسر سابق او را كه به توصيه تشكيلات و سازمان امنيت با محمود ازدواج كرده بوده است به ايران فرامي خواند تا به بهانه فرزندش امير، به محمود نزديك شود و ميزان اطلاعات او را درباره تشكيلات دريابد. محمود زن را از خود مي راند. گروه سلطنت طلب محمود را مي ربايد و رويا را مأمور مي كند تا براي جلب اعتماد محمود او را نجات بدهد. محمود پس از فرار حيله را در مي يابد و از محل اختفاي رهبر تشكيلات، فرهمند، با خبر مي شود. فرهمند قبل از دستگيري دستور قتل رويا را صادر مي كند، اما محمود به موقع سر مي رسد و در يك عمليات قهرمانانه رويا و امير را نجات مي دهد. رويا روانه زندان مي شود.

طپش 1367

قمار باز آس و پاسي به نام تقي كيف مردي را مي ربايد، اما در آن جز نامه اي كه نشان مي دهد صاحب كيف قصد انتحار دارد به دست نمي آورد. او صاحب كيف را مي يابد و هر دو تصميم مي گيرند كه خود را از بين ببرند، اما ترس از مرگ مانع از عملي كردن تصميم آن دو است. آن ها بر اثر برخوردهاي رسول، برادر تقي و ماجراهايي كه از سر مي گذرانند از تصميم خود منصرف مي شوند.

حادثه 1363

همسر احمد ضيايي، دبير تاريخ در تصادف با اتومبيل دو آمريكايي به نام هاي اردوارد و پل به شدت زخمي مي شود. قانون «كاپيتولاسيون» (مصونيت سياسي و اجتماعي آمريكايي ها در ايران) مانع از دستگيري و محاكمه آنها است. احمد عليه دو آمريكايي شكايت مي كند، اما به جايي نمي رسد در اين ميان همسرش فوت مي كند. احمد پس از فوت همسرش در كلاس درس برضد مصونيت سياسي و اجتمايي آمريكايي ها سخن مي گويد و با طرح نقشه اي، اردوارد را از پا درمي آورد، اما دستگير و روانه زندان مي شود. پس از دستگيري او همكار و دوست صميمي احمد روي تخته سياه كلاس مي نويسد: آخر كاپيتولاسيون.

روز دیدنی 1373

جواني پس از آن كه از زندان آزاد مي‌شود، سعي مي‌كند تا شغل سابق خود را در شركت به دست آورد اما در مراجعه، متوجه مي‌شود كه مدير شركت فوت كرده و دخترش رياست شركت را عهده‌دار شده است و او در اولين برخورد با مدير جديد دچار اختلاف مي‌شود....

طالع سعد 1374

در يك سرزمين افسانه اي پسري در غلاف دنيا مي آيد و مردم بر اين عقيده هستند كه او مي تواند شر حاكم ظالم را از سر مردم كوتاه كند، اما حاكم از به دنيا آمدن كودك مطلع مي شود و دستور قتلش را مي دهد وليكن كودك نجات مي يابد و در دامان زن و مرد ميانسالي كه فرزندي نداشتند، جوان برومندي مي شود سعد كه از قضا روزي حاكم را در شكارگاهش از مرگ نجات مي دهد و حاكم با نشانه هايي كه مي گيرد در مي يابد جوان همان كودكي است كه قرار بود به قتل برسد، پس نامه اي محرمانه مبني بر به قتل رساندن جوان خطاب به همسرش مي نويسد و از جوان مي خواهد كه آن را به قصر برساند، اما در راه كوتوله هاي جنگل كه دوستان سعد بودند حكم حاكم را مي خوانند و متن را عوض مي كنند و در دستور جديد تأكيد بر ازدواج سعد با دختر حاكم مي كنند. حاكم در برگشت به قصر، از موضوع مطلع مي شود و دخترش را زنداني مي كند و آزادي او را منوط به رفتن سعد به سرزمين ديو و آوردن چند تار موي ديو مي داند. اما سعد با شجاعت تمام و گذشتن از خوان هاي بسيار موفق مي شود و چون با سكه هاي طلا باز مي گردد، پادشاه هم طمع مي كند و راهي سرزمين ديو مي شود.

پل خواب 1394

شهاب در آستانه ازدواج با نامزدش است. شرايط اقتصادي و مالي او باعث مي‌شود به اتفاق دوستش وارد يك معامله تجاري شود اما در كمال ناباوري پول‌هاي او را بالا مي‌كشند. شرايط سختي بر زندگي او حاكم مي‌شود. پول بهره‌اي مي‌گيرد و از پرداخت اقساط آن هم عاجز مي‌شود. طلبكاران او را راحت نمي‌گذارند. پدرش كه دبير مدرسه است وارد ماجراي او مي‌شود. نامزدش نيز او را تحت فشار قرار مي‌دهد. شهاب تحت تاثير اين فشارها دست به كار عجيبي مي‌زند.

بازگشت اکبر زنجان‌پور به تئاترشهر پس از ۱۳ سال با «جزیره»

  • اکبر زنجان‌پور پس از ۱۳ سال دوری از مجموعه تئاترشهر، با اجرای نمایش «جزیره» نوشته آثول فوگارد به تالار چهارسو بازمی‌گردد؛ این نمایش با بازی زنجان‌پور و سعید داخ از اواخر شهریور روی صحنه خواهد رفت.