برچسب اکبر زنجانپور

فرات 1390

داستان فرات درباره دو دوست قدیمی به نام حاج ابراهیم و کاظم است که با هم فامیل هم هستند و آنقدر دوستی آن‌ها ریشه‌دار است که حمید پسر حاج ابراهیم، نرگس دختر حاج کاظم را که دایی‌اش هم هست، به همسری انتخاب کرده است. داستان «فرات» از جایی آغاز می‌شود که مریم دختر حاج ابراهیم محرم علی، پسر حاج کاظم می‌شود... .
در این سریال حاج ابراهیم از سوی کاظم، زخم عمیقی می‌خورد اما نمی‌داند که ریشه این اتفاق از سوی چه کسی و از کجا نشأت گرفته است. بعد از مدتی وقتی از واقعیت ماجرا با خبر می‌شود، واکنش شدیدی از خود نشان می‌دهد. این مسئله حاج ابراهیم را در مسیر انتخابی مهم و امتحانی بزرگ قرار می‌دهد.

مختارنامه 1389

داستان این مجموعه تلویزیونی از زخمی شدن حسن بن علی و رفتن وی به مدائن که حاکم آن عموی مختار است شروع می‌شود. مختار از طرف عمویش فرا خوانده می‌شود تا از حسن بن علی محافظت کند. بعد از مسموم و کشته شدن حسن مجتبی توسط همسرش جعده در ادامه، داستان به وقایع سال ۶۰ هجری و مرگ معاویه و حکومت یزید و جریان بیعت گرفتن از حسین بن علی رفته و در نهایت پنج سال بعد از حادثه عاشورا، مختار به عنوان رهبر سومین قیام پس از عاشورا با متحد کردن شیعیان با شعار «یا لثارات الحسین» به خونخواهی حسین بن علی و شهدای کربلا قیام می‌کند.

عطر گل یاس 1369

دو برادر به سبب گرایش برادر بزرگتر (با بازی اکبر زنجان پور) به سوی خانِ منطقه در سمنان، با یکدیگر قطع رابطه کرده‌اند. برادر کوچکتر (با بازی داوود رشیدی) نیز به تهران کوچ می‌کند. پس از گذشت سی سال، برادر بزرگتر دچار بیماری قلبی می‌شود و زمینه برای آشتی این‌دو ایجاد می‌شود، اما همسر برادر بزرگتر با بازی شمسی فضل الهی و برادرانش به ویژه برادرش با بازی اسماعیل شنگله، به هر طریقی سعی دارند از این آشتی و پیوند دوباره جلوگیری کنند. سرانجام، پس از اتفاقات گوناگون و تصادف شدید برادر بزرگتر که به تحریک برادر همسر انجام شده و اعتراف ضارب موتوری ش، این دو برادر به یکدیگر می‌رسند و همسر برادر بزرگتر از کارهای خود نادم و پشیمان می‌شود.[۱]

یک روز گرم 1363

قاسم و عباس اتومبيلي را به سرقت مي برند و حين فرار با اتومبيل پيرمرد عابري را زير مي گيرند و مي گريزند. پيرمرد در بيمارستان بستري مي شود. اما براي عمل جراحي او اجازه ي كتبي يكي از بستگانش لازم است. پليس درمي يابد كه پيرمرد آشنايي به نام قاسم دارد و مي كوشد تا نشاني قاسم را به دست آورد. اما قاسم تصور مي كند پليس به خاطر سرقت و تصادف اتومبيل به دنبال او است. سرانجام پس از آنكه قصد تعقيب پليس را مي فهمد با ترديد به بيمارستان مي رود و متوجه مي شود كه پيرمرد آشناي قديمي اوست.

سامان 1364

احمد صفاجو، كارمند حسابداري يك كارخانه و همسرش متوجه ضعف بينايي پسرشان سامان مي شوند. پزشك متخصص بيماري سامان را نتيجه يك غده مغزي مي داند كه بايد در خارج از كشور جراحي شود. پدر از عهده تامين هزينه سفر و درمان بر نمي آيد و همسرش او را سر زنش مي كند. در اين ميان پژمان، مدير اخراجي كارخانه، احمد را بر مي انگيزد تا در ربودن پول هاي كارخانه او را ياري دهد. احمد مي پذيرد، اما پس از تحويل گرفتن پول ها پشيمان مي شود و پژمان و دارودسته اش را گرفتار قانون مي كند. خوش رفتار، مدير كارخانه، پس از اطلاع از اقدام احمد وبيماري سامان با تحويل چكي به احمد براي رفع مشكل او اقدام مي كند.

مرگ سفید 1362

در يك شهر بندري ايوب و عبدل به دليل فقر مادي با چند قاچاقچي خبره كار مي كنند. در موقع حمل محموله مأموران به قاچاقچي ها، كه عبدل و ايوب نيز همراه آنها هستند، حمله مي كنند. آن دو با استفاده از فرصت محموله را مي ربايند و چون نمي توانند اجناس قاچاق را بفروشند به اين نتيجه مي رسند كه اجناس را نابود كنند و خود را از مهلكه برهانند.

ریشه در خون 1363

جواني به نام حجت، كه بر ضد قانون كاپيتولاسيو ن فعاليت مي كند، قرار است به همراه رسول از روستايي به روستاي ديگر منتقل شود. حجت در حمله مأموران كشته مي شود، اما قبل از مرگ كيف حامل اسناد خود را به رسول مي دهد تا به روستاي كلارآباد برساند، رسول، كه زخمي شده، به جنگل مي گريزد و در كلبه پيرمردي به نام شيرعلي، كه با نهضت جنگل مرتبط بوده است، پناه مي گيرد. مأموران راه كه مي خواهند براي راه سازي كلبه شيرعلي را ويران كنند به او بدگمان مي شوند و زير نظرش مي گيرند. شيرعلي رسول را ياري مي دهد تا فرار كند و خود با گلوله مأموران از پا درمي آيد .