برچسب اپیکور
دانلود آهنگ اپیکور کیف پول
دانلود آهنگ اپیکور مست دیدنت
دانلود آهنگ اپیکور ۳۳
متن آهنگ ۳۳ از اپیکور
چاقی نمیکنیم ما ولت
راه گوشات وا نی وا میشه راه دلت
اگه فقط حرف بود، که نداشت قابلت
عمل ما سنگینه عین فیس کاپلت
شما عین بید میلرزین بیاد باد بره
این بادها دآشِت رو تکون نمیده بگو تاوره
اون که بدم رو خواست گ*یدم الآن با واکره
هر روزم، خودش رو میزنه جواد ذاکره
قمه نگیر دستت چاقی بی جواز
یه چپ راست میخوری یهو دیدی دستت عصاست
میدونی وقت طلاست، بپیچ که ندی تقاص
دزا روو کنم بیبت هم پاهاش برام هواست
هممون اگه سگ دو میزنیم برا بقاست
ولی من میرینم توو بقای تو با یه تماس
توو همون گونی میچکونیمت یه تیر خلاص
چاقالا هودتونم بیان بالات برا نماز
[کورس]
مشتی به مولا، عرض داره طولا
حذف میشه خط قد قداره لولا
امروز اگه زخم بشه تن گیر پولاست
فردا حاجیت خون میخواد از سینه غولا
ترس نی به مولا
باید بگذری قصه رو بدی فیسل
تهش چی به مولا؟
اینجا لاتی برنمیداری میری بهش زهرا
Ho3ein & Epicure – 33 Lyric
[ورس دو – حصین]
خیابون یادم داد سکوت رو کنم پیشه
این قصه مستنده، نداره هنرپیشه
اینورا آهو نمیده به بچه شیر
یادت میدن چطور بوسه بگیری از لب تیغ بجاش
خوبی نیست بکام
شب ها ریسک به راه
گهگاهی میکنن با پلیس *
مایه میشینه توو کف –
کیلو باشه اصلا نمیکشه ترازوهات
حادثه کم نی، عادیه مُردن
رویاها حراجه، آینده مبهم
مثل رازبقا، جدال فرصت
طالبن همه واس مدال قدرت
درس اول پیروزی قانون ریسک
میگه توو جنگ جز اعتماد گزینه نی
نداری رواله سُریده تیغ
میسوزی همیشه زود میشه دیر
میچرخه زمین تشنه به خون
زمان بی رحمه، نوبتت شد بچکون
حتی بعد مرگ حل نشد پازل زور
مونده یادم، حافظه خوب
دنبال حقمون توو دل شب
تیغم میشینه رو تن بی ذات شهر
مینوشم خونش رو وسط جنگ
همه میگن، دوستانه تر
اما من کفری ام، قلبم شکار
شدیم آلت دستان پروردگار
دورم بستست حصار
خورده حبسم اضاف
اما با این وجود، نصبه پرچ.م نگاه
سفره ها پهن شدن قله ها فتح
موندیم دست به خیر حتی تا لقمه آخر
دیدیم نهایت میبرن مفت آدم
خوبی وظیفه شد، خواهر و مادر
[کورس]
مشتی به مولا، عرض داره طولا
حذف میشه خط قد قداره لولا
امروز اگه زخم بشه تن گیر پولاست
فردا حاجیت خون میخواد از سینه غولا
ترس نی به مولا
باید بگذری قصه رو بدی فیسل
تهش چی به مولا؟
اینجا لاتی برنمیداری میری بهش زهرا
[ورس سه]
ما که با هله هوله نداریم رقابتی
داشی ضعیف کشی کنی هی توو قضاوتی
اینا رو خیابونی زدیم شدن شکایتی
موزیکی فراصوت هم بیای میشن فراستی
یا باید تمومش کنیم و بدیم سنوات
بفرستیم برن خونه با ختم یه صلوات
بپیچیم بهشون بذار سوار بشیم از الآن
اراده کن کادو پیچ ان، هماهنگه نفرات
حاجی وقتی توو قصه بزنی ورود زود
لات میشه توو روت میاد میخونه سرود *
به مولا کل اکیپش بیاد توو روم جون
من تک میام، سرزده خروس خون
پس بگو کنج ببینیم که زدیم سر سه جاف
میریم تا فتح قاف تو حالا هرز بباف
بسه لاف، جوری میایم کج شه صاف
رپفارس نطفه بود ما هم بند ناف
دانلود آهنگ اپیکور جناب سروان
متن آهنگ جناب سروان از اپیکور
دوتا کلا کج دستشون بی سیم بستن چهار راه رارارا
دوتامون مستیم دوتامون نعشه همه مون بالا لا لا لا
میاد رو خطم چهل تا میس کال پشته هم وا وا
میزنن پسمون دستمون دستبند لباسا راه راه رارا
چیه زدی دستم جناب سروان
من خیلی خیلی خستم جناب سروان
میگیره هی عطسم جناب سروان
اینا همه مستن جناب سروان
رفیقام چسبن جناب سروان
مزاحم کسبن جناب سروان
من خودم وصلم جناب سروان
اینا میدن دستم جناب سروان
چی چی دادن خوردم شدم منگ
تیمورم میزنم کلا لنگ
رفیقام انگار اومدن جنگ
بیست چهاری میکوبن دور هم سنگ
داشتون با یه پک زد ورود
سگی ریخن تو باتل ابسولوت
کی بود جنس فیکو به ما کرد فرو
بابی آشنات این بود سگ تو روت
دوتا کلا کج دستشون بی سیم بستن چهار راه رارارا
دوتامون مستیم دوتامون نعشه همه مون بالا لا لا لا
میاد رو خطم چهل تا میس کال پشته هم وا وا
میزنن پسمون دستمون دستبند لباسا راه راه رارا
از شمرون رفتیم شهرک
شهرک ایست بود رفتیم ونک
ونک دیلر اومد کلک یه جی داد زدیم شدیم فلج
فکم شل دستم رولو میزدم تلو عقب جلو
مامور پیچید همت جلوم در اومد از داشبردم گل و
بهش گفتم جناب سروان ناموسا اینا پلنگ نیستن طاوسن
من سالی یه بار حرم پابوسم نمیدونم چی شد یهو دیدم چالوسم
اینا فیش نته یا زندان باف دوتا حیوون بامه پستان دار
سرکار اینا انقدر پارن که به ستار باکس میگن استاروارس
دوتا کلا کج دستشون بی سیم بستن چهار راه رارارا
دوتامون مستیم دوتامون نعشه همه مون بالا لا لا لا
میاد رو خطم چهل تا میس کال پشته هم وا وا
میزنن پسمون دستمون دستبند لباسا راه راه رارا
زود باش ها کنین توو
ها کن نکش هی تووو
مشروبات الکلی خوردی نه
پس از کجا میاد این بو
ب بو ب بو بوی لیدوکایینه جناب سروان
خیلی فشارم پایینه جناب سروان
سرهنگ دایمه جناب سروان
اینم ویسکی نی چایمه جناب سروان
این دختر خالمه این دوستش هدیه
اون یکی هم نامزدمه قصدمون جدیه
زنگ نزن دیر وقته خوابن خونن
زنگ زدی چی هیچی مادر خوبن
با با ولمون بریم دلمون که ریخت
اینا آب گرفتم از یه سوپری
ما که سالی یه بار بدیم یه تکون قری
یه تعهد بگیر مثل اون سری
دوتا کلا کج دستشون بی سیم بستن چهار راه رارارا
دوتامون مستیم دوتامون نشه همه مون بالا لا لا لا
میاد رو خطم چهل تا میس کال پشته هم وا وا
میزنم پسمون دستمون دستبند لباسا راه راه رارا
بابی سنگ داره ماشالا کوک داره
دافم وحشیه شاخ داره دم داره
زیر کل وینش شیش هفت ماه جرم داره
ولی دیگه نمیزنه به خودم قول داده
جناب سروان بیارم پایین
نمیدونم چرا شده سیگارم خالی
من بیسک جرم داره قیافم دایی
ایقدر جویدم تی بگ که میشاشم چایی
زدن بهم شلاق هه
برگام ریخت برقام رفت
پشمام ریخت چن ماه حبس
حاملم از دستت سرکار من
گذاشت سربازه رو سرم کلاش افغان
من نادمم ببرم ندامت گاه
مدارک ندارم ماشین دزدی
دیدی کسخولی جناب سروان
فیلسوف لذت یا فیلسوف ضدلذت؟
«فلانی اپیکوری زندگی میکند»؛ «فلانی اخلاق اپیکوری دارد». در روزگار ما اولین معنایی که پس از شنیدن چنین جملاتی به ذهن متبادر میشود این است که او، یعنی فلانی، زندگی بیبندوباری دارد و بجز لذایذ شخصی و امیال غریزی به هیچ چیز دیگری اهمیت و بها نمیدهد. اما چنین برداشتی از اپیکوریسم و فلسفهی اپیکور دقیقاَ در تضاد با آن چیزی است که این فیلسوف بزرگ یونان باستان درباب معنای زندگی بیان کرده است. برای اپیکور مسلماً کسب لذت مهمترین هدف زندگی است اما این هرگز به معنای تن دادن به بیبندوباری و لذتجویی افسارگسیخته است. برای او رسیدن به بالاترین درجهی لذت اهمیت فراوانی دارد اما برای نائل شدن به این درجه از قضا باید به بسیاری از لذتها نه بگوییم. سوال و پارادوکس اصلی اینجاست: چرا یکی بزرگترین فیلسوفان لذتگرا ما را از رسیدن و جستجوی بسیاری از لذتها منع میکند؟
