برچسب اپوزیسیون
قدم به مزد مثل حاضران در برلین؛ پیامِ آشکارِ پرچمیِ تجزیه طلبها به سلطنت طلبها
وضعیت این روزهای اپوزیسیون خارج نشین؛ درجا زدن در حالت تهوع
بازی تازه وطن فروشان با جنگ در جنوب کشور/ بچه های میناب، حنوبی نبودند که در برابر پرپرشدن شان خفقان گرفتید؟
۲۵ تیر ۱۴۰۵ – ۰۷:۲۵ به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: همزمان با بالا گرفتن آتش جنگ در جنوب ایران، ضدانقلاب که تا دیروز نه تنها نسبت به جنایات امریکایی – صهیونیستی در کشور بی تفاوت بودند، بلکه از آن…
بازیگر سینمای ایران: برخی سینماگران خود را برای «دوران پس از جمهوری اسلامی» آماده کرده بودند
به گزارش خبرآنلاین روزنامه کیهان نوشت: به گفته درویش، این نگاه از زمان جشنواره فیلم فجر شکل گرفته بود و در روزهای ابتدائی جنگ نیز ادامه داشت؛ بهگونهای که برخی هنرمندان تصور میکردند تحولات نظامی و فشارهای خارجی به پایان نظام منجر خواهد شد.
وی همچنین با انتقاد از آنچه «الیگارشی سینما» نامید، مدعی شد برخی فعالان این حوزه به جای همراهی با کشور، در روزهای جنگ پیگیر افزایش بودجه پروژههای خود بودند. او گفت یکی از تهیهکنندگان در همان مقطع، با استناد به افزایش هزینههای تولید، درخواست بودجه مضاعف کرده بود؛ اقدامی که به گفته او «غیرقابل انتظار» و قابل انتقاد بود.
درویش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به لحظه انتشار خبر شهادت رهبر شهید، اظهار کرد: «ناخودآگاه شروع به اشک ریختن کردم؛ تصویر بسیار ترسناکی بود.»
وی همچنین به حذف و بازگرداندن نام و تصویرش از یکی از پلتفرمهای نمایش خانگی پس از مواضع وطندوستانهاش اشاره کرد.
زیدآبادی: تندروهای حکومتی در حال تکرار خطای براندازان هستند / تندروها مهار نشوند، هزینه آن را کل نظام میپردازد!
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، احمد زیدآبادی در یادداشتی با عنوان «خطای براندازان را تکرار نکنید!» نوشت که براندازان با این تصور که هواداران سرسخت آنان هسته اصلی تحول در جامعه هستند، هر صدای منتقد یا متفاوت را با «ناسزا، فحاشی و تهدید» هدف قرار دادند تا به گمان خود آنان را از میدان خارج کنند.
تجدیدنظر منتقدان چپ در ارزیابی خود از تابآوری ساختاری ایران / ۹ اسفند ارزیابی ها را متفاوت کرد/ گام هایی که ایران باید بردارد: توسعه اقتصادی و سیاسی
گروه اندیشه: انصاف نیوز در گفت و گویی با فرخ نگهدار فعال سیاسی منتقد ساکن لندن، ارزیابی او را در باره کارنامه ۳۷ ساله رهبر شهید منعکس کرده است. در این گفت و گو فرخ نگهدار از تغییر بنیادین نگرش خود نسبت به کارنامه ۳۷ ساله آیتالله خامنهای پس از تحولات ۹ اسفند و جنگ ۴۰ روزه پرده برمیدارد. او اعتراف میکند که برخلاف تصورات پیشین منتقدان و تبلیغات خارجی مبنی بر فروپاشی یا تزلزل سریع نظام در غیاب رهبری، انسجام ساختاری و ظرفیت مقاومت کشور در برابر تهدیدات بسیار فراتر از ارزیابیها بوده است. نگهدار ارتقای بیسابقه توان دفاعی و بازدارندگی ایران را مهمترین نقطه قوت این دوران میداند که کشور را از خطر سقوط مصون داشت. او با تاکید بر اینکه بقای ایران دیگر به یک شخص وابسته نیست، ابراز امیدواری میکند که حاکمیت پس از عبور از شرایط جنگی، همان اندازه که برای تقویت بنیه دفاعی تلاش کرده، برای توسعه اقتصادی، مشارکت سیاسی و جلب اعتماد عمومی نیز گام بردارد. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
اپوزیسیون؛ فرار به سنگر انکار در باره وداع بزرگ قرن / سقوط اپوزیسیون به چاه خودشیفتگی تحلیلی / وقتی آرزوها جای واقعیت را می گیرند
گروه اندیشه: دکتر سهند ایرانمهر در مطلب حاضر منتشر شده در کانال تلگرامی اش، به کالبدشکافی یکی از مهلکترین خطاهای شناختی و استراتژیک در بدنه اپوزیسیون ایرانی میپردازد: «سیاستزدایی از پدیدههای عینی و عشقبازی با آرزوهای ذهنی». نویسنده با تمرکز بر واکنش مخالفان به پدیدههای بزرگی چون مراسم تشییع آیتالله خامنهای در سال ۲۰۲۶، استدلال میکند که جریانهای مخالف به جای تحلیلِ واقعبینانه این رخداد به مثابه یک «واقعیت اجتماعی» پیچیده، آن را به انگیزههای تقلیلگرایانهای چون اجبار، توزیع غذا یا جعل آماری نسبت میدهند. این رویکرد انکاری، ناشی از صلب بودن وفاداری به روایتی قدیمی است که جامعه ایران را تودهای یکدست، کاملاً غیرمذهبی و صرفاً منتظر فروپاشی فرض میکند؛ فرضیهای که هر بار با رفتار عینی و چندلایه جامعه نقض میشود، به جای بازبینی فرضیه، خودِ مردم متهم به نافرمانی از تئوری میشوند. ایرانمهر با طرح مفهوم فقدان «نظریه جامعه»، تبیین میکند که اپوزیسیون اگرچه درباره حکومت ایدهپردازی کرده، اما لایههای توامان وفاداری، دینداری، سنت، عقلانیت و محاسبات امنیتی مردم را درک نکرده است. نویسنده با اشاره به فرسودگی الگوهای تکراری مانند «این هفته تمومه»، هشدار میدهد که این انسداد و پناه گرفتن در سنگر انکار واقعیت، برای یک جریان مدعیِ آلترناتیو، یک خطای وجودی است که سرمایه فهم جامعه را نابود کرده و سیاست واقعی را به نقزدنهای رسانهای و هزینهتراشی بیحاصل برای مردم تقلیل میدهد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
