برچسب انقلاب اسلامی ایران
زندان «دولهتو» با چراغ سبز دموکراتهابه بعثیها بمباران شد!
روز ۲۴ شهریور ۵۹ با آقای رحیم صفوی تماس گرفتیم و گفتیم اوضاع اینجا خیلی خطرناک شده است. ایشان سربسته گفت شروع جنگ قریبالوقوع است و عراقیها آمده و بخشی از قصرشیرین را اشغال کردهاند. فردای همان روز (۲۵ شهریورماه) به روستای هلتوشان در نزدیکی کامیاران رفتیم که ضد انقلاب دکل مخابراتی آنجا را منهدم کرده بودند، در برگشت اسیر شدیم
موسوی: ایران آمادگی برای جنگ بلندمدت با آمریکا دارد
ارتش: به هر تعرض پاسخی قاطع داده میشود
۵ ماه پس از درگذشت مادر پرسیدند حال مادرتان چطور است!
عبدالعلی ژیانی، برادر شهدا از روزهای انقلاب چنین یاد میکند: «ما هم مانند دیگر مردم سیستان وارد فضای معنوی انقلاب شدیم. پدرمان مردی مؤمن و اهل نماز بود و ما را در همین فضا پرورش داد. برادرم محب علی، عضو گروه مخفی انقلابی در سیستان شد که پیرو آرمانهای امام و انقلاب بودند
ساواک برای داشتن رساله امام فک و دندان جلال را شکستند
یک روز در شالیزار اقوام مشغول کار بودیم. شالیزار با منزل ما حدود پنج الی شش کیلومتر فاصله داشت، باید این مسیر را پیاده میرفتیم. مشغول کار بودیم که دیدیم یک سرباز نیروی هوایی از آن طرف رودخانه دوان دوان به طرف ما میآید. لباس سربازی پادگان نیروی هوایی تنش بود. از سیم خاردار پادگان فرار کرده و پیراهنش پاره شده بود...
جانباز انقلاب شهید دفاع مقدس شد
در عملیات مسلم بن عقیل، برادرم به سمت دشمن میرود و نارنجکی را به طرف آنان پرتاب میکند. بر اثر انفجار نارنجک تعدادی از نفرات دشمن از بین میروند، اما هنگامی که ناصر میخواست به سنگر برگردد، نارنجکی از سمت دشمن به طرف ایشان پرتاب میشود که از پشت سر ترکش به او میخورد و به شهادت میرسد
نوعروسی که خبر شهادت تازه داماد را داد
داداش مهر سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و در آذر همان سال به شهادت رسید. کلاً ۴۵ روز زندگی مشترک داشتند. آن روز هم خبر شهادتش را نوعروس برادرم به ما داد. در خانه یک اتاقی را برای مراسم ازدواج برادرم تزئین کرده بودیم که تزئیناتش تا زمان شهادت محمدحسین همچنان باقی مانده بود
