بهگفته پوردانش: « در ایران هیچ ترجمهای از آثار اصلی و جریانساز کارنپ، آستین، رایل، ویزدم، کواین، استراوسون، دیویدسون نداریم اما میبینیم که تعداد زیادی کتاب و مقاله از این فیلسوفان متأخر ترجمه و چاپ شده و به نام جریان اصلیِ فلسفه تحلیلی هم جا زده میشود و از آنجاکه بسیاری از این مکتوبات، قوت و عمق فلسفی چندانی ندارند در نزد افراد حتی فلسفهخوانده امر مشتبه شده که سنت فلسفه تحلیلی در نهایت چیزی از همین قماش است و حرف چندانی برای گفتن ندارد.»
«مسیح؛ یک زندگینامه» سه خدای ادیان ابراهیمی، یهوه، مسیح و الله را بررسی میکند و «نیستی از بند رسته؛ روشنگری و انقراض» از نیهیلسم سخن میگوید که با وجود ژرفای بسیار، فلاسفه هنوز چیزی در خصوص آن بیان نکردهاند.
محمد جواد سیدی نوشت: نیهیلیسم برای متفکران ایرانی هم همواره مسئله بوده؛ شما از سنتگرایانی مثل کربن تا متفکران بسیار پیچیدهتر و ژرفتری مثل احمد فردید و خیلیهای دیگر در ایران ،داریوش شایگان و خیلیهای دیگر، شاهد این هستید که درگیری با نیهیلیسم درگیری اصلی است.