برچسب امین تارخ

آقازاده 1398

سریال «آقازاده» در ژانر درام اجتماعی و سیاسی داستان یک آقازاده به نام نیما بحری (امیر آقایی) است که تخلفات اقتصادی مرتکب شده و یک مأمور به نام حامد تهرانی (سینا مهراد) که او هم یک آقازاده است، البته با خصوصیاتی کاملاً مخالف تلاش می‌کند تا دست نیما را رو کند.

جستجوگر 1368

عبدالله جوان ماهيگيري است كه توشه ي سفر مي بندد تا به شهري به نام «ماسو» برود. او با كارواني همراه مي شود كه همسر حاكم «گازرگاه» و پيشكارش با آن سفر مي كنند. آن ها صندوقچه اي همراه دارند كه محتوي جواهري قيمتي است. همسر حاكم صندوقچه را براي حفاظت به عبدالله مي سپارد. از آن پس جادوگري به نام هرماس در صدد برمي آيد تا عبدالله را بفريبد و صندوقچه را بربايد، اما عبدالله تا رسيدن مسافران به مقصد مانع از ربوده شدن صندوقچه مي شود.

پرنده کوچک خوشبختی 1366

مليحه بر اثر ضربه ي روحي در كودكي قدرت تكلم را از دست داده است و با يادآوري گذشته دچار تشنج عصبي مي شود. آزار بچه هاي محل نيز ناسازگاري و پرخاشگري او را تشديد مي كند، مسئولان آموزشگاه ناشنوايان تصميم به اخراج او مي گيرند، اما با تقاضاي خانم شفيق، متخصص امور تربيتي، فرصت ديگري به او داده مي شود. خانم شفيق اعتماد مليحه را جلب مي كند و با كمك شوك مصنوعي قدرت تكلم او را به او باز مي گرداند.

سرب 1367

دانيال و مونس كه مي خواهند به ارض موعود بروند با مخالفت سازماني به نام هاگانا كه يهوديان را بسيج مي كند روبرو مي شوند. يعقوب عموي دانيال به دست اعضاي هاگانا كشته مي شود و دانيال و مونس كه قاتل را شناخته اند مي گريزند. ميرزا محسن فرد متديني كه به كمك مقتول شتافته، به عنوان قاتل دستگير و به زندان افكنده مي شود. نوري برادر ميرزا محسن كه خبرنگار است تصميم دارد زن و شوهر يهودي را براي اداي شهادت به دادگاه ببرد. مونس و دانيال كه مصمم هستند از مرز خارج شوند از دست نوري و اعضاي هاگانا مي گريزند. نوري آنها را مي يابد. زن مي گريزد، نوري دانيال را به موقع به جلسه دادگاه مي رساند. روبه روي كاخ دادگستري او خود را سپر تيري مي كند كه يكي از آدمكش ها كه در تعقيب آنها بوده است به سوي دانيال شليك مي كند.

عشق + 2 1377

ياسمن پس از جدايي از همسر خود محمود به خارج از كشور مي رود او بعد از شنيدن خبر درگذشت پدر خود به ايران آمده و مجدداً محمود را ملاقات مي كند. محمود كه براي خريد سهم ياسمن از كارگاه سفالگري او را ملاقات كرده بود مورد شك و ظن همسر خود مينا قرار مي گيرد. مينا در پي بروز اختلاف خود با محمود او را ترك كرده و تصميم به متاركه مي گيرد. محمود كه زندگي خود را در آستانه فروپاشي مي بيند، عليرغم ميل ياسمن او را از خود رانده و زندگي خود را با مينا ادامه مي دهد.

مجسمه 1371

مجسمه سه دوره از زندگي مردي بنام بهرام شيرازي را به تصوير مي كشد. جواني، ميانسالي و پيري در دوره اول بهرام هنرجوي هنرستان موسيقي است و همزمان در شهرداري تهران كار مي كند. در دوره دوم مدرس دانشگاه تهران است و موسيقي، تدريس مي كند. و در دوران پيري استاد ممتاز دانشگاه شده و بعنوان موزيك شناس و آهنگساز، شهرتي جهاني يافته است. داستان از آنجا آغاز مي شود كه يكروز صبح، بهرام وقتي ازخواب بيدار مي شود. در مي يابد كه دست راستش (نمايشگر بخش خوب وجود اوست) ديگر بفرمان او نيست و مي خواهد براي خودش مستقلاً عمل كند. و اين حادثه سرآغاز حوادث بعدي فيلم مي شود.