اختاپوس 1390
آهوی پیشونی سفید که از دست سختگیریهای پدرش خسته شده، با فریب عجوزه راهی شهر آرزوها میشود و در آن جا با حوادثی رو به رو میشود که در انتظار او نشستهاند…
آهوی پیشونی سفید که از دست سختگیریهای پدرش خسته شده، با فریب عجوزه راهی شهر آرزوها میشود و در آن جا با حوادثی رو به رو میشود که در انتظار او نشستهاند…
داستان دربارهٔ جوان ثروتمندی به نام حمید است که بر اثر تصادف به کما میرود و روحش در عالم برزخ عاشق روح دختری جوان میشود. جسمش در این دنیا بهتدریج بهبود مییابد و از کما درمیآید. اینک او میخواهد دوباره به آن دنیا برگردد، اما خودکشی حرام است و قطعاً او را به جهنم خواهند برد...
کیانوش پس از آزادی از زندان به دنبال یافتن همسر سابق و فرزندش میرود. او در این مسیر با مشکلات و خطرهایی مواجه میشود و برای اعاده حیثیت و بازپسگیری خانواده از دست رفتهاش تلاش میکند.
«اختاپوس» از درون يک غار، امورات قلعه را فرمانروايي ميکند. او براي به دام انداختن آهوها و نوشيدن عصاره تن آنها «بل بله» را به خدمت گرفته اما آهوها با نقشه «پيشوني سفيد» از قلعه فرار ميکنند. از سوي ديگر مادر «آهوي پيشوني سفيد» برگشته تا آهو را از «سالار» يعني پدر خواندهاش پس بگيرد و «پيشونيسفيد» به دليل رنجش از سالار، ميخواهد به پيش مادرش بازگردد اما ... .
سعيد چهل و شش ساله که در گذشته کايتر بوده است و به حبس ابد محکوم گرديده؛ پس از 14 سال در زندان، آزاد مي شود. اما به مجرد اينکه از زندان بيرون مي آيد ، در موقعيتي قرار مي گيرد که شواهد مي تواند او را قاتل جلوه داده بار ديگر روانه زندان کند.
روايت پسر بچه اي است که تحت تاثير يک بازي رايانه اي خشن قرار مي گيرد و رفتار هاي وي بر اساس تأثيرپذيري از اين بازي تغيير مي کند و اين تغيير رفتار براي اين کودک و خانواده او اتفاقاتي را رقم مي زند.
زندگی زن بارداری به نام لیلا را روایت می کند او به همراه همسرش فرید و فرزند 2 ساله اش مستاجر 2 پیر زن مهربان است روزی برای لیلا میهمان می رسد و ماجرایی برای او رغم می خورد.
تتل براي پي بردن به راز صندوقچه، بدون اطلاع پدربزرگ در صندوقچه را باز ميکند اما نميتواند به سوالات صندوقچه پاسخ گويد و گرگ خان از محل اختفاي بزها آگاه ميشود. تتل براي پيدا کردن مادرش و نجات بزها سفري طولاني را آغاز ميکند...