عشق ساندویچی 1390
پیرمردی که در جوانی دست به سرقت میزده در حال حاضر زندگی سالم و آرامی دارد. روزی به طور اتفاقی با دزدان جوان و تازه کاری مواجه می شود و سعی میکند در سرقت های بزرگی با آنان مشارکت داشته باشد و …
پیرمردی که در جوانی دست به سرقت میزده در حال حاضر زندگی سالم و آرامی دارد. روزی به طور اتفاقی با دزدان جوان و تازه کاری مواجه می شود و سعی میکند در سرقت های بزرگی با آنان مشارکت داشته باشد و …
داستان آن به ارتباط دو دوست بر میگردد که طی شراکتی دچار مشکلاتی میشوند و ناچار خواهند شد سالها این مشکل را پنهان کنند. همین پنهانکاری باعث اتفاقات طنزی میشود. در قسمتی از این فیلم یکی از دوستان اقدام به فروش سهم خود میکند که بعد از فهمیدن شریکش موجب ناراحتی و اقدام متقابل شریک میشود.
بوی تاک داستان مرد میانسالی به نام اصغر است که یک باغ انگور خریده و در این معامله مغبون شده است. او که در شرایط بحرانی قرار گرفته، از برادر و خواهر بزرگترش تقاضای کمک میکند. این دو از اصغر دل چرکین هستند و به درخواست او توجهی نمیکنند اما این شروع ماجراست.
داستان این سریال درباره دو پسر به نام «فرامرز» و «سیامک» است. این دو پسر که باهم نسبت فامیلی دارند برای خانوادهشان مدام دردسر درست میکنند. آنها هنگامی که میبینند دوستشان «مازیار» به یکی از شاخهای مجازی تبدیل شدهاست و از آن درآمدزایی میکند، تصمیم میگیرند آنها نیز یک صفحه در فضای مجازی داشته باشند اما آنها به علت تبلیغ یک سایت شرطبندی و قمار توسط پلیس دستگیر میشوند و به زندان میروند. در زندان متوجه میشوند میتوانند با مهاجرت به سوریه به آلمان بروند و زندگی بهتری را شروع کنند. در این بین با یک پزشک آشنا میشوند که او نیز میخواهد به سوریه برود و بجنگد و او مقدمات مهاجرت آنها را به سوریه فراهم میکند ولی این بین اتفاقاتی میافتد که مانع رسیدن آنها به تصمیمشان میشود...
داستان 2 رفیق را روایت می کند که بعد از سال ها دوباره به یکدیگر می رسند. در نهایت ماجراهایی برایشان رقم می خورد.
در موضوع مجازات جایگزین، به افرادی که سهوی مرتکب جرم کوچکی میشوند که با ندامت، دیگر نیت تکرار آن را نداشته باشند، فرصتی داده میشود تا به جای سپری کردن دوران محکومت خود در زندان، مجازاتهای جایگزینی را که شامل یک فعالیت اجتماعی میشود به انجام برسانند…
داستان مردی تقریبا پنجاه ساله به نام وحید را روایت میکند که کارگاه ساخت ابزار تعزیه و عزاداری مثل علم، کتل، چلچراغ و طبل دارد. او این شغل را از پدرش به ارث برده و سالهاست در این زمینه فعالیت میکند، اما درست زمانی که باید وسایل عزاداری یکی از هیاتهای مذهبی را آماده کند با مشکلی روبه رو میشود که حل آن ساده نیست.
آفاق (مرجانه گلچین) همراه دانیال پسرش (علی صادقی) و سارا دخترش(حدیثه تهرانی) از سفر برمیگردند. دلهره از زمانی شروع میشود که اردشیر (سیروس گرجستانی) همسر آفاق که قرار بودهاست به استقبال آنها بیاید نیامده است. آنها به ناچار با تاکسی به خانه میروند اما متوجه میشوند که اردشیر در آنجا هم نیست. صدری (حمید لولایی) دوستش هم از محل اردشیر اظهار بیاطلاعی میکند. آرام آرام مفقود شدن اردشیر برای خانوادهاش ماجراهایی میآفریند که اتفاقات سریال خوش نشینها را رقم میزند …