برچسب امیر جعفری

شهرزاد 1394

شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامه‌نگار عاشق هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. پدران این دو از افراد گوش‌به‌فرمان شخصی متنفذ به نام بزرگ‌آقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامه‌نگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار می‌کشد، اما بزرگ‌آقا او را نجات می‌دهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشت‌زدگی‌اش کم شده تصمیم می‌گیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحال‌اند به‌جز پدر شهرزاد (محمود پاک‌نیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگ‌آقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کرده‌است. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، به‌خاطر پدر قدرتمندش بزرگ‌آقا که عمویش می‌شود سکوت می‌کند و مجبور می‌شود بسوزد و بسازد.

قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.

من یک مستاجرم 1383

این داستان یک پیرزن به نام زمانه خانم (با بازی کتایون امیرابراهیمی) است که دارای یک ساختمان پنج واحده درتهران است و از خارج برمی گرددو در فرودگاه با پسری به نام مسعود آشنا شده و مسعود او را تا خانه‌اش می‌رساند. مباشر زمانه خانم خانه را اجاره داده‌است… مسعود مباشر جدید می‌شود و به دنبال مستأجر برای خانه می‌گردد. اولین مستاجران ناصر و همسرش نیره که ناصر، دوست مسعود و نیره از اقوام مسعود است، به همراه دو زوج دیگر در خانه ساکن می‌شوند. مسعود هم برای اینکه در خانه بماند مجبور به ازدواج می‌شود. خواهر زاده زمانه خانم با نام نیلوفر از خارج می‌آید و مسعود عاشق او می‌شود. نصف خانه مال نیلوفر بوده و مستاجران باید خانه را خالی کنند و در آن زمان پدر ناصر از شهرستان می‌آید و…

چک برگشتی 1390

داستان فیلم دربارهٔ یک دوره انتخابات مجلس است. دکتر مشرفی (هدایت هاشمی) یکی از کاندیدهای مجلس است. مشاور او لطیف (امیر جعفری) باید هر ماه بابت مهریه همسر سابق خود رویا (بهارهٔ رهنما) دو سکه به او بدهد. همین دو سکه باعث دردسر او و مشرفی می‌شود. لطیف شغل شریف شرخری را دارد و مشکلات لطیف و کریم مشرفی حوادثی به همراه دارد و مجموعه طنزی را خلق می‌کند.