خلاصه داستان,موضوع و بازیگران فیلم زاپاس + عکسهای پشت صحنه
فیلم زاپاس در حال حاضر در سینماهای کشور در حال اکران می باشد
فیلم زاپاس در حال حاضر در سینماهای کشور در حال اکران می باشد
بدون شرح ماجرای دفتر یک هفته نامه شهر قشنگ است که در حال ورشکستگی است اما سردبیر و کارکنان و مدیر این هفته نامه در تلاش هستند تا هفته نامه شهرقشنگ را نگه دارند و این باعث بهوجود آمدن ماجراهای جالب مجموعه تلویزیونی بدون شرح میشود.
مهتاب برای یافتن ردی از داوود مرادی که آخرین فرد مرتبط با خواهرش مریم، پیش از خواب طولانی مدتش بوده به محل زندگی داود میرود تا پاسخی برای سوالاتش پیدا کند…
این فیلم یکی از فیلم هایی است که در جشنواره فیلم فجر 95 امسال حضور دارد.منبع : آریا پیکسبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
مردي ميانسال به دليل قتل يك جوان در آستانه قصاص است. خانواده وي در تلاش جلب رضايت اولياء دم هستند و در اين رابطه مبلغي را به عنوان پول ديه جور كرده اند كه هنگام انتقال آن از بانك توسط چند سارق دزديده مي شود و...
مهندس دومان قائمي سردار دوران جنگ تحميلي كه اكنون به عنوان مدير يك شركت ساختماني فعاليت مي كند، به طور ناخودآگاه خاطراتي توهم گونه از جنگ را به ياد مي آورد كه باعث مي شود آرمان ها و ارزش هاي آن دوران بار ديگر پيش چشم او زنده شود؛ ارزش هايي كه با شرايط امروز جامعه و موقعيت شغلي وي در تضاد قرار گرفته اند. سليمان، همرزم او كه در آسايشگاه رواني بستري است، با حضور خود در زندگي دومان اهميت قرار گرفتن در مسير آن ارزش ها را پررنگ تر مي كند. دومان طي حادثه اي با بيتا آشنا مي شود؛ دختري جوان كه علاقه چنداني به نامزدش ندارد و دومان را همچون مرد آرماني و افسانه اي به عنوان تكه گم شده اي از خود مي پندارد. مهندس قائمي كه ديگر حاضر به تن دادن به شرايط روز نيست با هيأت مديره و سهامداران شركت درگير مي شود و آنها زندگي خصوصي دومان و همسرش آلما را متلاشي مي كنند و با پرونده سازي، او را به زندان مي فرستند. در زندان توسط هم سلولي هايش معتاد مي شود و وضع جسمي و روحي بدي پيدا مي كند، در حالي كه دشمنان او در شركت، همچنان آزادانه به عوام فريبي مشغولند. پس از آزادي از زندان، بيتا از دومان تقاضا مي كند در مراسم عقد او و نامزدش به عنوان شاهد حضور داشته باشد. دومان مي پذيرد، اما سراغ سليمان مي رود و از او مي خواهد وي را در نابودي كساني كه براي او پرونده سازي كرده اند، ياري كنند. دومان و سليمان دو تن از مديران و سهامداران اصلي شركت را در يك درگيري مي كشند و خود نيز كشته مي شوند.
سياوش پس از سرقت و قتل يكي از دوستانش كه خواستگار خواهرش هم بوده، در محل جنايت با مهتاج كه نظافتچي است، روبرو مي شود ولي نمي تواند او را بكشد. او مدام با كابوس ناشي از جنايت دست و پنجه نرم مي كند و كمك هاي دوستانش جواد و رحيم و دختر صاحبخانه را هم كه دل بسته اوست نمي پذيرد. بازپرس ابراهيمي كه از دوستان رحيم است به او شك مي كند ولي قصد دارد به شكل دوستانه به او نزديك شود. در اين ميان تماسي از يك ناشناس كه تهديد مي كند همه چيز را مي داند، سياوش را آشفته تر مي كند. او به مهتاج شك مي كند و با تعقيب او پي مي برد علاوه بر كار نظافت، براي اداره خانواده اش، خودفروشي مي كند. تعقيب مهتاج، سياوش را به گورستاني خلوت مي كشاند، اما باز هم نمي تواند مهتاج را بكشد، ولي مهتاج با چاقوي سياوش خودزني مي كند. سياوش كه به مهتاج علاقه مند شده او را به بيمارستان مي رساند و ساك حاوي اموال مسروقه را در خانه مهتاج پنهان مي كند. مهتاج نجات مي يابد و در حالي كه به نظر مي رسد آنها زندگي جديدي را آغاز مي كنند، سرپرست نظافتچي ها كه سياوش را تهديد كرده بود، ماجرا را لو مي دهد. سياوش در حضور مهتاج، خانواده او و بازپرس ابراهيمي به جنايت اعتراف مي كند.
داستان فیلم سیزده درباره بماني پسري نوجوان است که پدر و مادرش مدام با هم درگيري دارند. مادر بماني خانه را ترک مي کند و او سرگردان مي شود. بماني که از تهديدهاي همکلاسي اش مي ترسد در راه مدرسه توسط يک باند خلافکار خرده پا حمايت و با آنها همراه مي شود اما پسري در گروه هست که حضور بماني را تحمل نمي کند. در نهايت و به دليل درگيري بماني و دختري که در باند است، بماني که غرورش جريحه دار شده، تصميم مي گيرد از طريق يک فروشنده مواد مخدر گروه را آزار بدهد. در درگيري قاچاقچي و جوان ها بماني متهم به قتل ميشود. پس از مدتي زنداني شدن با مرگ دختر واقعيت روشن شده و بماني به خانه برميگردد.