هیات مدیره 1397
قصه زوج جوانی را روایت میکند که با نقل مکان به ساختمانی جدید درگیر اتفاقاتی تازه میشوند که با ورود یک مسافر خارجی حوادث جالب و شیرینی برایشان رقم میخورد.
قصه زوج جوانی را روایت میکند که با نقل مکان به ساختمانی جدید درگیر اتفاقاتی تازه میشوند که با ورود یک مسافر خارجی حوادث جالب و شیرینی برایشان رقم میخورد.
آیینه ای در غبار روایتگر داستان مهرداد و پرهام، دو دوست همدانشگاهی است که قصد دارند پروژهای را به انجام برسانند. آنها دستگاهی اختراع کرده اند که صداها را در تاریخها و زمانهای گذشته بازیابی و ضبط می کند. این دستگاه به مهرداد این فرصت را می دهد که یک معمای قدیمی خانوادگی را که به فعالیت های انقلابی پدربزرگش در سال هزار و سیصد و چهل دو مربوط می شود کشف کند...
یارمحمد سیستانی با بازی علیرضا کمالی برای گریختن از گرسنگی و خشکسالی به همراه همسر باردارش به شمال ایران میرود پیش همشهری و دوست قدیمیش میرولی(هدایت هاشمی )می رود،تا حرفه ماهیگیری را پیشه کند. او که نمیداند ماهیگیری آن منطقه در سلطه گردنکشی به نام تراب (با بازی بهنام تشکر) است، به دریا میزند و در برابر تراب میایستد. در پی زلزله زن یار محمد که تازه وزن حمل کرده میمیرد، وارش (الهام طهموری) بیوه جوان که او نیز تازه زایمان کرده است و سالها تراب در خیال ازدواج با او بوده است. یار محمد و وارش که حالا هر دو نوزادهای بدون پدرومادر دارند با اصرار میرولی و همسرش باهم ازدواج می کنند.تراب که ناراحت شده است نقشهای میچیند تا یارمحمد را از سر راه بردارد، اما اتفاقی که هیچکس انتظارش را نمیکشد، از راه رسیده و سرنوشت آدمها را به هم پیوند میزند.پس از مدتی وارش که متوجه شده که تراب قاتل یارمحمد بوده تصمیم به قتل او می گیرد...
حالا فرزندان وارش و یارمحمد که مانند دو برادر از کودکی باهم بزرگ شده اند داستان را جلو میبرند داستان روایت دهه ۵۰و۶۰ است از قبل از انقلاب تا جنگ تحمیلی و... ،یوسف(علیرضا جلالی تبار)و شیوا(حدیثه تهرانی) عاشق یکدیگرند شیوادختر نادر خوش فکر(داریوش کاردان)یکی از متمولین که در روستا آنها دارای کارخانه و زمین و ... است. از سوی ديگر پسر تراب(رامین راستاد) هم عاشق اوست.جاوید (امیررضا دلاوری)پسر وارش و شکوفه دختر تراب که از نوجوانی دل در گرو عشق یکدیگر دارند و...
این مجموعه دربارهٔ چند خانواده در یک ساختمان است که نسبتهای نزدیکی با یکدیگر دارند و زوج اصلی خانواده که شقایق دهقان (در نقش شیوا) و امیررضا دلاوری (در نقش دکتر فرزاد هاتف) هستند بار اصلی قصه را به دوش دارند. دهقان نقش زنی را دارد که داستانهای روزانه خود را در وبلاگش مینویسد و مردم برایش نظر میگذارند و به این شکل نوعی تعامل شکل میگیرد.
با برخورد ماشین یکی از اهالی ساختمان ۸۵ با دیوار پارکینگ، بقایای مربوط به یک جنازه لابهلای دیوار یافت میشود. از آنجا که تعداد قابل توجهی از ساکنین ساختمان، به کار خلاف مشغولند؛ با باز شدن پای پلیس برای حل پرونده قتل، آنها نیز درگیر ماجراهایی میشوند...
صبا و امیر زوج روزنامه نگاری هستند که در دفتر یک روزنامه فعالیت می کنند. در بحبوحه ی انتخابات 88 مقاله ای توسط صبا تنظیم می شود که به خاطر شرایط ملتهب جامعه برای چاپ آن، با مخالفت همسرش امیر که سردبیر روزنامه نیز است مواجه می شود. این امر باعث کدورت بین آن ها می شود و صبا نیز به کشورش بدبین می شود و بیان می کند که در این کشور آزادی وجود ندارد تا این که ...
ژاله دختر جوانی است که با یک باند مواد مخدر کار می کند و قصد دارد فردی را جای خودش به رییس باند معرفی کند و برای همیشه از کشور خارج شود...
سریال داستان چند جوان را روایت میکند که برای اجرای تئاتر عازم مناطق جنگی هستند و در منطقه نیروهای دشمن یکی از این جوانان با نام گرزین بهگزين با بازی مجید صالحی را با فرمانده مقر اشتباه میگیرند.