یک آرایش ساده (کوتاه) 1398
زني در مرز جدايي از همسرش است. او پيش از آمادهشدن براي مهماني، طي چند دقيقه،که معادل زمان فیلم است، سفری دروني را تجربه ميكند، به آگاهی از انفعال خود ميرسد و ميخواهد ساختارهايي را كه بر او مسلط هستند، بشكند.
زني در مرز جدايي از همسرش است. او پيش از آمادهشدن براي مهماني، طي چند دقيقه،که معادل زمان فیلم است، سفری دروني را تجربه ميكند، به آگاهی از انفعال خود ميرسد و ميخواهد ساختارهايي را كه بر او مسلط هستند، بشكند.
در دوران پس از پیروزی انقلاب و سالهای جنگ روایت میشود. داستان دربارهٔ پسر جوانی به نام منوچهر جنتمکان (با بازی امین حیایی) و دوست گرمابه و گلستانش جمشید (با بازی هادی کاظمی) است. پدر جمشید که آشپز دربار شاه بوده پس از پیروزی انقلاب در زیرزمین خانهاش به تهیه مسکرات مشغول است و آن را توسط جمشید و منوچهر به دست مشتریانش میرساند. یک روز که منوچهر مشغول رساندن جنس به مشتری است توسط مأموران کمیته دستگیر میشود و به زندان میرود؛ محمد برادر منوچهر هم که سودای رفتن به جبهه در سر دارد اما او را به خاطر سن کمش به جبهه اعزام نمیکنند با عوض کردن شناسنامه خودش و برادرش منوچهر، راهی جبهه میشود؛ سالها بعد منوچهر از زندان آزاد میشود و در مسیر تازهای قرار میگیرد.