دل 1398
آرش (حامد بهداد) و رستا (ساره بیات) ، پس از فراز و نشیب فراوان خانوادههای خود به روز عروسی میرسند اما با پیدا شدن رقیب قدیمی آرش ،مهران معشوقه وعاشق رستا درشب عروسی اتفاقاتی پی دَر پی پدید میآید و ....
آرش (حامد بهداد) و رستا (ساره بیات) ، پس از فراز و نشیب فراوان خانوادههای خود به روز عروسی میرسند اما با پیدا شدن رقیب قدیمی آرش ،مهران معشوقه وعاشق رستا درشب عروسی اتفاقاتی پی دَر پی پدید میآید و ....
این مجموعه در دو فصل گذشته و حال، ماجراهای دو خانواده را از زمان قبل انقلاب تا عصر حاضر به تصویر میکشد. مجموعهای خانوادگی و اجتماعی است و داستان رویارویی دو خانواده را نشان میدهد که قربانیانش فرزندان آن خانوادهها هستند.
نادر سهرابی، (مهدی هاشمی) پیشکسوت فوتبال است که مدتی روی کامیون باربری کار میکند و اتفاقی با سه دانشجو: صابر (بهنام شرفی)، وحید (علی عامل هاشمی) و اشکان (هادی مرتضی زاده) که صاحبخانه به دلیل مشکلاتی اثاثیهشان را به خیابان ریختهاست، آشنا شده که این آشنایی زمینهساز اتفاقات مختلفی در روند داستان میشود.
رضا (حسین یاری) در مخمصهای افتاده که برای بیرون آمدن از آن به کمک سهیل (محمدرضا گلزار) و پیمان (هومن سیدی) نیاز دارد. اما نقشه آنها آنطور که نباید پیش میرود و اتفاقاتی رخ میدهد که کنترل اوضاع را از دست همه خارج میکند و …
دو خواهر به نامهای اکرم و آذر به همه میگویند برادرشان بهصورت قاچاق به آلمان رفته و از او خبری ندارند. به مرور این دروغ در ذهن اکرم به یک واقعیت تبدیل میشود تا حدی که روزها را در انتظار برگشتن برادرش از آلمان سپری میکند.
داستان فیلم حول محور زندگی دختر جوانی می گردد که به دنبال خوشبختی در هرج و مرج این جهان پرسه می زند. یک روز او سوار یک تاکسی می شود غافل از اینکه زندگی او برای همیشه دستخوش تغییر می شود
داستان از یک بنگاه همسریابی آغاز میشود و جا به جایی فرد خواستگار با فردی که به برای بازکردن گاوصندوق اجیر شده ادامه میابد...
سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول بهكار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیتهای بی ریا، متعهد، مومن، بهدور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.
او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد ميگيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.