من دیوانه نیستم 1395
تعدادی بیمار روانی در آسایشگاهی وسط جزیره ای در شمال کشور زندگی را روایت می کنند و …
تعدادی بیمار روانی در آسایشگاهی وسط جزیره ای در شمال کشور زندگی را روایت می کنند و …
ایرج و گیتی زوج ظاهراً خوشبختی هستند که زندگی مرفهی دارند. گیتی دائماً سرش در موبایل است و با دوستانش در اینستاگرام و فیسبوک و غیره، وقت میگذراند. ایرج از این مسئله به شدت شاکیست. یک روز که ایرج دختری به نام صوفیا را در محل کارش میبیند، بند را به آب داده و همان روز گیتی را به کافیشاپ همیشگیشان فرا میخواند تا به او بگوید که دیگر زندگی برایش سخت شده است. گیتی از شنیدن حرفهای ایرج عصبانی میشود اما شب که ایرج به خانه میآید و ماجرای صبح را به کل انکار میکند، گیتی دچار توهم میشود …
رضا (رضا عطاران) و دوستش منصور (جواد عزتي) که به کيفقاپي مشغول هستند از طريق مادرش متوجه ميشود که دختر (سارا بهرامي) فردي پولدار نذر کردهاست که با يک جانباز ازدواج کند به همين دليل رضا که در تصادف پاي خود را ازدست داده تصميم ميگيرد خود را به دختر نزديک کند تا بتواند با وي ازدواج کند رضا وارد آسايشگاه جانبازان ميشود که دختر مدير آنجاست رضا با گفتن دروغهاي مختلف سعي ميکند که دختر به او علاقهمند شود رضا با کمک منصور دختر را به خودش علاقهمند ميکند از طرف ديگري رضا ادعا ميکند که در جنگ تحميلي فرمانده يکي از گروه عراقي را کشته براي خودش دردسر بزرگي ايجاد ميکند و…
قاسم سبزی کار ( مهدی هاشمی ) مرد خودباخته ای است که برای سربلندی در مقابل خانواده اش تصمیم می گیرد خود را در معرض یک سانحه تصادف قرار دهد تا بتواند از طریق دریافت دیه ، به خانواده اش کمک کرده باشد اما ...
پاستاریونی داستان غذاهاست. فیلم با بریانی اصفهانی ها شروع می شود و هوشان وقتی رستوران پدرش در تهران را ورشکسته می بیند ، تصمیم می گیرد که یک بریانی به جای رستوران فست فود پدرش در تهران باز کند. رستورانی که به دلیل یک رقیب بسیار قدرتمند و مجلل در آن گوشه خیابان به نام پاستاداپیتزا رونق خود را از دست داده است و ...
پدر "آرش" (بابک حمیدیان) باید به خارج از کشور برود و قرار میشود دوستان آرش، "بابک" (سیامک انصاری) و "بهنود" (جواد عزتی)، کنار او بمانند تا تنها نباشد. در این میان آرش تصمیم میگیرد دکوراسیون داخلی خانه را تغییر بدهد. خانم طراح در اتاقی را باز میکند که "گوگو" (خرگوش آرش) داخل آن اتاق است و خرگوش فرار میکند. سپس این سه نفر به دنبال گوگو کمی از روزشان را به هدر میدهند. آرش میفهمد که امروز تولد دختر خانم طراح است و هیچکدام از دوستهایش نمیتوانند به جشن تولد او بیایند. برای همین، این سه نفر برای او جشن تولد میگیرند. نامزد آرش (مینا ساداتی) به خانهٔ آنها می آید. آرش، بابک و دخترک دست به تیغ میزنند و دنبال بهنود میکنند تا ریشهای بهنود را که به نظر دختر احمقانه میآمد بزنند. در قسمتی از فیلم این چهار نفر مسابقهٔ خوانندگی برگزار میکنند. و چون که تولد دخترک است او تصمیم میگیرد که جایزه چه باشد و او سیمرغ بلورین را انتخاب میکند. ولی بابک انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است میگوید من از بهرام(بهرام رادان) قرض میگیرم! چند دقیقه بعد پیک موتوری کیسهای میآورد که درونش سیمرغ بلورین رادان قرار دارد. نامزد آرش هم از وجود بابک و بهنود با خبر میشود، هم از وجود دخترک. این پنج نفر باقی شب را با تفریح میگذرانند.
در برنامه شب گذشته «هفت» مناظره ای با حضور امید روحانی و وحید یامین پور در ارتباط با شهید آوینی صورت گرفت و هومن سیدی فیلمساز محبوب دولت اعتدال، برای اولین بار از رئیسجمهور گلایه کرد!
امید روحانی در برنامه خندوانه به شیوه نقد مسعود فراستی انتقاد کرد و وضعیت نقد در ایران و روشی که برخی منتقدان در نقد آثار سینمایی در پیش گرفتهاند را نادرست نامید و عنوان کرد بعضی ها فکر میکنند ضراحت در نقد یعنی فحاشی و بی ادبی.