برچسب امید به زندگی
مردم این کشورها ۶۰ سالگی را نمیبینند! / جایگاه ایران در امید به زندگی کجاست؟(+اینفوگرافیک)
وضع نشاط بحرانی است!
سرپـرسـت واحــد سـلامـت اجتماعـی مرکز بهداشت استان اصفهان گفت: شیوع بیماری کرونا، کاهش تعاملات اجتماعی شهروندان و ماندن در خانه، نشاط اجتماعی را در جامعه کاهش داده و خانوادهها را برای یافتن الگوهای صحیحی از گذراندن اوقاتفراغت در ایام شیوع کرونا، دچار سردرگمی کرده است. دکتر زهرا امینی، متخصص پزشکیاجتماعی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علومپزشکی اصـفهان در «نشست هـمانـدیشی با موضوع شاخصها و راهکارهای افزایش نشاط اجتماعی در جامعه ایرانی اسلامی» در مرکز بهداشت استان اصفهان افزود: «پویایی و جنبوجوش اعضای یک جامعه»، «شکوفایی استعدادهای افراد و ایجاد ظرفیتهای جدید در کشور»، «احساس رضایت از زندگی» و «افزایش مشارکتهای مردمی» از جمله شاخصهایی است که با میزان نشاط اجتماعی موجود در جامعه، رابطهای تنگاتنگ دارد و بدون تأمین نشاط و شادابی، دستیابی به پیشرفت و توسعه امری دشوار به نظر میرسد.
یک متخصص ژنتیک گفت: وراثتپذیری امید به زندگی میتواند به ۵۰ درصد برسد
راز افزایش طول عمر بعد از 40 سالگی؛ فقط کافی است این عادت را تغییر دهید
یک دانشمند درباره خطرات افزایش امید به زندگی انسان صحبت کرد
کنترل افسردگی سالمندان با تمرینات تنفسی و یوگا/ امید به زندگی در زنان چقدر بیشتر است؟
چرا نمی توانیم عین آدم با هم گفت و گو کنیم؟ / بحثهای فارسیزبانان به جای روشنگری، به جدل، تحقیر و قهر میانجامد/ آسیبشناسی امتناع گفتوگو در ایران
گروه اندیشه: دکتر یاسر میردامادی دز سایت مشق نو مقاله ای نوشته در باره چرایی تدوین کتابش با نام «گفت و گو، آیین حق جویی، درآمدی بومی به گفت و گو شناسی». شاید کتاب قابل خلاصه سازی در این جمله باشد که «چرا مثل آدم نمی توانیم گفت و گو کنیم؟». میردامادی در یادداشت اش تاکید می کند که کتاب «گفتوگو، آیین حقجویی؛ درآمدی بومی به گفتوگوشناسی» (نشر کرگدن)، پاسخی فلسفی به یک دغدغه عمیق اجتماعی است: چرا بحثهای فارسیزبانان به جای روشنگری، غالباً به جدل، تحقیر و قهر میانجامد؟ نویسنده با اشاره به زیست در عصر «غلبه جدل و دشواری گفتوگو»، تأکید میکند که گفتوگوی اصیل نه از مطلقباوری سرچشمه میگیرد و نه از نسبیانگاری، بلکه متکی بر «حقجویی بینالاذهانی» و همکاری معرفتی برای کشف حقیقت است. این اثر برخلاف رویکردهای رایج که صرفاً به ترجمه نظریههای غربی متکی هستند، کوشیده است با رویکردی بومی و بازخوانی تراث ایرانی-اسلامی—از جمله شرح رساله طاشکبریزاده در آداب مناظره—تمایز سرنوشتساز میان «گفتوگو» و «جدل» (مکابره) را احیا کند. کتاب علاوه بر واکاوی آسیبها و شبهنقدهایی چون پروندهسازی و رجزخوانی، بر اهمیت یادگیری آداب ناگفته گفتوگو و حتی «آداب گفتوگو نکردن» تأکید دارد؛ چراکه ادامه گفتوگوی بیسرمایه با هدف مغالطه، خود دام شکاکیت و مانع حقیقت خواهد بود. نویسنده با بررسی امکان گفتوگو با مخالف رادیکال از طریق «مسلمات خصم»، معتقد است بهرغم فشار ساختارهای سیاسی و خطقرمزهای تحمیلی، جامعه ایرانی هنوز به امتناع کامل گفتوگو نرسیده است. در نهایت، با استناد به شاهنامه فردوسی، بر حفظ پیوندِ انضباط فکری با همدلی انسانی تأکید شده تا گفتوگو به ابزاری برای پرهیز از خشکرفتاری و بازسازی فضای نقد سالم در ایران تبدیل شود. این مقاله را در ادامه می خوانید:
