روز عزیز 1391
داستان پیرزنی به نام ملوک است که آرزو دارد در آخرین روزهای عمرش مراسم پختن غذای نذری را در خانه اش برگزار کند اما فرزندانش که با هم قهر هستند برآورده شدن این آرزو را با مشکل روبرو کرده اند.
داستان پیرزنی به نام ملوک است که آرزو دارد در آخرین روزهای عمرش مراسم پختن غذای نذری را در خانه اش برگزار کند اما فرزندانش که با هم قهر هستند برآورده شدن این آرزو را با مشکل روبرو کرده اند.
سعید یک فوتبالیست است که تصمیم دارد تیمش را عوض کند و به تیم رقیب منتقل شود که این مسئله با مخالفت افراد زیادی مواجه میشود. برادرخانم او، ساسان، هم با سعید و همسرش آتوسا و فرزندشان امیرعلی زندگی میکند ولی فکر میکند که سعید با دیدهی حقارت به او نگاه میکند. یک روز امیرعلی هنگام رفتن به مدرسه دزدیده میشود و...
این فيلم قصه چند جانباز را روايت ميكند كه بنا به دلايلي ميخواهند يك كاپي را كه هر سال بين دو نفر رد و بدل ميشد امسال به دست يك دوست ديگر برسانند و فردي كه قرار است كاپ به دستش برسد نابيناست. قرار بر اين ميشود تا اين دو دوست جانباز با ركاب زدن بر روي دوچرخه، كاپ را براي دوستشان ببرند؛ در اين ميان مشكلاتي برايشان پيش ميآيد.
به دنبال مرگ دانشمند هستهای به نام دکتر بهرامی، سروان فخیمی و دخترش که تیم قتل اداره آگاهی هستند درگیر پرونده میشوند. آنها با یک پرونده عادی سر و کار ندارد چون کسی که کشته شده دکتر بهرامی نیست، با دخالت نیروهای اطلاعات مشخص میشود، مقتول بدل دکتر بهرامی است.
ناهید که از موضوعی ناراحت است، سوار ماشینش شده و راهی شمال می شود؛ اما در میانه راه تصادف کرده و از حال می رود. زن و شوهری به نام رسول و فاطمه که متوجه تصادف ماشین شده اند، ناهید را به درمانگاه می رسانند و . . .
«مسافر ارغوان» داستان فرمانده گردانی به نام سیدمرتضی است که سالها پس از پایان جنگ، برای پیدا کردن یکی از افرادش، با گروه تفحص عازم جنگلهای ایلام میشود...
مهندس اميربادكوبه، در اثر يك اتفاق متوجه راز پنهان ماندهاي در گذشتهاش ميشود و به تكاپو ميافتد تا پرده از اين راز بردارد.
«ذبیح» تیمساری را که باعث مرگ همسر و زندانی شدن او بود پیدا میکند، تیمسار سه سال است که به ایران بازگشته و در خانه سالمندان زندگی میکند؛ ذبیح برای اینکه بیشتر به تیمسار نزدیک شود به خانه سالمندان میرود و...