برچسب افسانه ناصری

سهراب 1378

سهراب و ترانه كه يكديگر را دوست دارند به دليل مخالفت والدين، هر كدام به تنهايي تصميم به خودكشي مي گيرند. سهراب از مرگ نجات پيدا مي كند و زماني كه درمي يابد ترانه اقدام به خودكشي نكرده از او مي رنجد. چندي بعد سهراب از خانه فرار مي كند و به خانه يكي از دوستانش كه همراه با تعدادي جوان بيكاره در آن زندگي مي كنند، مي رود. روابط صادق (پدر سهراب) و عباس (پدر ترانه) كه سال ها پيش با يكديگر در جبهه هاي جنگ مي جنگيدند و دوستي صميمانه اي داشتند از مدت ها قبل و به ويژه پس از ماجراي دلدادگي فرزندانشان به سردي گراييده است. پس از آن كه ترانه در يك ديدار پنهاني با سهراب به او مي گويد كه يك خواستگار جواهرفروش دارد، سهراب با همكاري دوستانش تصميم به سرقت جواهرات مغازه جواهرفروشي مي گيرد. سهراب مصمم است با فروش جواهرات دزديده شده همراه با ترانه به خرمشهر برود. سهراب نقشه فرار را اجرا مي كند. صادق و عباس تصميم مي گيرند كدورت ها را فراموش كنند و هر دو براي برگردانيدن سهراب و ترانه به خرمشهر بروند، ولي در آنجا گرفتار چند آدم خلافكار مي شوند و پس از شكنجه هاي فراوان به قتل مي رسند. در حالي كه عكس قاب شده صادق و عباس بر سنگ قبر آنها گذاشته شده، دو دلداده جوان در بالاي سنگ مزار پدرانشان سوگواري مي كنند.

خاله سوسکه 1388

در روزي كه جشن تولد ريحانه دختر نوجوان خانواده است، برادرش يك سوسك پلاستيكي در جعبه هديه جشن تولدش گذاشته و با بازشدن آن، جشن تولد به هم مي ريزد، ريحانه تب مي كند و چون به مدرسه نمي رود خانواده اش او را به خانه مادربزرگش كه خانه اي قديمي است مي برند. در خانه مادربزرگ ريحانه از او مي خواهد قصه اي برايش تعريف كند. مادربزرگ براي ريحانه قصه خاله سوسكه را تعريف مي كند كه با عمه اش زندگي مي كند و...

راه بهشت 1390

ربودن دل «مصعب» پسر عمير، اشراف‌زاده مکه‌، به خاطر سيماي دلنشين و ثروت و نسب شريف‌اش حسرت دختران مکي است، اما مصعب از کودکي گرفتار عشق «زلفا»، دختر خوانده باديه نشيني به نام «قيس» است. او مي‌داند ازدواجش با «زلفا» فقير و بي‌اصل و نسب چيزي در حد روياست، اما پيام محمد امين (ص) که حالا خود را رسول خدا معرفي مي‌کند ولوله‌اي در جان اشراف‌زاده انداخته است‌...

آن ها 1395

روایت اول آن ها روایت مهرناز (شبنم مقدمی) است. همسر بهنوش به‌تازگی فوت کرده است. او مانده و یک بدهی تسویه نشده و سند خانه‌ای که گرو بانک است. بهنوش شب‌ها از مادرش در بیمارستان پرستاری می‌کند و همان‌جا با مردی آشنا می‌شود که از بهنوش می‌خواهد از مادر او نیز پرستاری کند. آشنایی با این مرد، ابعاد تازه‌ای به زندگی بهنوش می‌بخشد.
روایت دوم، روایت شهلا (سمیرا حسن‌پور) است. زنی از طبقه مرفه که همسرش مدتی است فلج شده است و روی تخت بیماری است. اینکه شهلا بچه می‌خواسته است یا الآن چه می‌خواهد مهم نیست، مهم این است که همسرش روزهای آخر عمرش را سپری می‌کند و از شهلا هم کاری برنمی‌آید.
روایت آخر، قصه فرزانه (هدی زین‌العابدین) است. دختری از قشر پایین جامعه که در شرف ازدواج است. بارداری ناخواسته و نا به هنگام فرزانه همه برنامه‌ها را به‌هم‌ریخته است. فرزانه بین آبروی خانواده‌اش و سقط فرزندش و یا رضایت همسرش و نگه‌داشتن بچه باید یکی را انتخاب کند.

گیرنده 1390

قرار است رئیس جمهور از شهری کوچک (جاروف) که مشخص نیست در کجای ایران قرار دارد، بازدید کند. به این علت اکثر مردم شهر شروع به نوشتن نامه برای رئیس جمهور می‌کنند و مشکلات خود را در نامه توضیح می‌دهند. داستان از جایی شروع می‌شود که هیئت دولت و مقامات پس از بازدید از شهر می‌روند و یک محموله نامه پس از رفتن رئیس جمهور و همراهانش به فرمانداری می‌رسد و چون قرار است رئیس جمهور در همان روز از طریق فرودگاه به تهران بازگردد نامه‌ها باید هر چه سریعتر به دست رئیس جمهور برسد. حاج صمد (سعید راد) راننده محلی، طی اتفاقی مأمور انجام این کار می‌شود. در این بین شخص با نفوذی بعلت اینکه منافع شخصیش با رسیدن نامه‌ها به دست رئیس جمهور در معرض خطر قرار می‌گیرد برای رسیدن نامه‌ها مانع تراشی می‌کند …

آواز قو 1379

پيمان فدايي، ناراضي از تصميم پدرش براي فرستادن او به خارج از كشور، مجلس جشني را كه برايش برپا كرده اند. ترك كرده و به سراغ دختر مورد علاقه اش پرستو آرين مي رود. پيمان عليرغم مخالفت پدر پرستو، او را سوار اتومبيلش مي كند، اما در يكي از پست هاي خياباني نيروي انتظامي آن ها دستگير مي شوند در حاليكه سرگرد فتاح حيدري اعتقادي به جلب و دستگيري آن ها ندارد. درگيري پيمان و يكي از مأموران پاسگاه هنگام پر كردن ورقه تعهد، اوضاع را وخيم تر كرده و پيمان به جرم مضروب كردن پليس، زنداني مي شود. در مدت حبس، يكي از زندانيان او را به فرار از كشور ترغيب مي كند. پيمان در فرصتي مناسب از دست مأموران مي گريزد و با تماس با شماره تلفني كه از زنداني هم بندش گرفته بود، امكان خروج از كشور را براي خود و پرستو فراهم مي كند. در مرز ايران و تركيه جعلي بودن پاسپورت پيمان لو رفته و ماجرا به گروگان گيري خونين معجز مي شود. سرگرد فتاح تمام تلاش خود را براي ختم اين قائله بكار مي گيرد اما موفق نمي شود سرانجام سر مرز ايران و تركيه تيرباران مي شود.

کروکودیل (بالن) 1397

این فیلم دربارهٔ چهار جوان به نام های کیان وسپیده و غزل و سهیل میباشد .آنها میخواهند از طریق تولید مواد مخدر صنعتی پولدار شوند. آنها برای فروش مواد مخدر به یک قاچاقچی حرفه ای به نام نیوشا نیاز دارند و با او نیز همکاری میکنند. نیوشا که در واقع مرد است و خود را شبیه زنان نمایش می دهد مدت ها است که تحت تعقیب پلیس میباشد .و...

مردی از جنس بلور 1377

كامران افشاري در جريان مسافرت با دوستان خود بيتا و حشمت، توسط فردي بنام رضا خدامردي كه از فرماندهان جنگ بود كشته مي شود. با قتل كامران، خواهر او نيلوفر به ايران باز گشته و با حضور در دادگاه نامزد سابق خود را در لباس قاتل مي بيند. نيلوفر در پي اظهارات رضا در دادگاه مبني بر بي گناهي متوجه مسئله اي مرموز در جريان قتل برادرش مي شود، اما بدنبال ناتواني در اثبات بي گناهي رضا و همچنين اصرار مادرش مبني بر قصاص قاتل تصميم به خروج از كشور مي گيرد. حشمت كه به همراه بيتا قصد خروج از كشور را داشت، در آستانه سفر با مخالفت بيتا روبرو مي شود. بيتا كه قصد فاش ساختن حقيقت كشته شدن كامران بدست حشمت را داشت توسط او به قتل مي رسد اما ماجرا كه توسط دوستان رضا دنبال مي شد، آشكار شده و حشمت توسط دوست رضا دستگير مي شود. با دستگيري قاتل حكم اعدام از رضا سلب مي شود ولي رضا كه از جانبازان جنگ است قبل از آزادي به شهادت مي رسد.