علی و فاطمه در ایام نزدیک عید از پدر می خواهن برای آنها لباس تهیه کند و پدر از آنها می خواهد چند روزی صبر کنند در این فاصله علی متوجه می شود پدر و مادر نمی توانند امسال عید برای خود لباس تهیه کنند بنابراین تصمیم می گیرند با پول لباس خود برای آنها لباس بخرند ، فاطمه ابتدا مقاومت می کند ولی بعد از صحبت های علی و گرفتن هدیه از او راضی می شود ، آنها برای این کار مهم خود به نقشه و برنامه ریزی احتیاج دارند و همین موقع است که مادر بزرگ از راز آنها با خبر می شود و به آنها قول می دهد کمکشان کند بچه ها به هر ترتیبی شده پول لباس خود را به صورت نقدی از پدر می گیرند و پس از آن نوبت به گرفتن اندازه لباس و دوخت آن است که این مشکلات با کمک مادر بزرگ حل می شود پدر و و مادر از علی و فاطمه تشکر میکنند و در موقع تحویل سال نو.........