برچسب اصفهان

برای بار دوم یتیم شدم

چهارپنج‌ساله بودم که آقای زاهدی شد یکی از اعضای خانواده ما. جنس رفتار شهید با خانواده ما دیدنی بود؛ به‌خصوص رفتاری که با مادر داشت، انگار که مادر خودش بود.‌ خیلی محبت می‌کرد. پانزده‌ساله بودم که پدرم به رحمت خدا رفت و محبت شهید حالت پدرانه به خودش گرفت و شد یک تکیه‌گاه امن برای همه ما.اخلاصش دیدنی بود.

همان که می‌خواست شد!

نسبت فامیلی داشتیم؛ یک نسبت دور. یکی‌دو بار با هم صحبت کردیم، از جبهه گفت، از اینکه راه جهاد را انتخاب کرده است، گفت که در این مسیر شاید بازگشتی وجود نداشته باشد، گفت حتی امکان دارد یک روز شهادت نصیبش شود.من راهش را قبول داشتم و بودن در مسیرش انتخابم بود که شدم همراهش، سال ۶۱ بود.

جهاد و مقاومت از کردستان تا لبنان!

هرچه جست‌وجو می‌کنم عکس‌های سردار شهید زاهدی را در کنار فرماندهان شهید می‌بینم؛ عکس‌هایی که قبلا به آن بی‌توجه بودم و حالا می‌فهمم که او نیز باید شهید می‌شد. نشد یک بار نامش را سرچ کنم و عکسی از او در کنار شهیدی نباشد. انگار او جا مانده بود تا رسالتش را انجام دهد و به یاران شهیدش بپیوندد.

جشنواره فیلم کودک در هر شرایطی برگزار شود

بابک بنی‌زاده سال گذشته با فیلم «اقیانوس پشت پنجره» در سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودک و نوجوان حاضر بود و با این فیلم جوایزی را هم به دست آورد. شیوع ویروس کرونا اما او و بسیاری دیگر از کارگردان‌ها را از دیدن فیلمشان در سینماها و همراه با مخاطبان محروم کرد، اگرچه نبی‌زاده اکران فیلم‌های کودک را در شرایط غیر کرونایی هم سخت و دشوار توصیف می‌کند. این روزها او در حال رایزنی برای تولیدی یک فیلم اجتماعی با مایه‌های روان‌شناسانه است، اما با تمام وجود علاقه دارد دوباره فیلمی در حیطه کودک و نوجوان و برای این قشر کار کند، چراکه معتقد است پناه بردن به سینما به‌خصوص برای کودکان در شرایط سخت کنونی کشور می‌تواند التیام‌بخش باشد. گفت‌وگوی او را در ادامه می‌خوانید.

وجودش نعمت بود و رفتنش هم نعمت!

مزه جا ماندن خیلی تلخ است. یادتان هست زمان بچگی توی مدرسه، شب‌های اردو از شدت خوشحالی خوابمان نمی‌برد؛ تا صبح با خودمان می‌گفتیم: نکند یک موقع جا بمانیم از رفقایمان. جا ماندن خیلی تلخ است.

همه می‌شناختندش؛ اما شناس نبود!

ماه مبارک رمضان بود. بهار جان و جهان با هم آمیخته شده بود. روح و جانمان همراه با طبیعت داشت نفس تازه می‌کرد. سرشار از همه‌ این خوشی‌ها بودم. برای بچه‌های مدرسه‌مان یک گروه مجازی توی ایتا راه انداخته بودم که شده بود هیئت مجازی‌مان در ایام عید. هر روز با بچه‌ها یک جزء از قرآن را ختم و آن را به یکی از ۱۴ معصوم تقدیم می‌کردیم.

مرگ مؤثر و انسان‌های بزرگ!

بزرگی انسان‌ها را از تأثیرات مرگشان می‌شود شناخت. با مرگ یک نفر، کشور به آشوب کشیده می‌شود، خون‌ها ریخته می‌شود روی زمین. یکی هم شهادتش می‌شود اسباب یک فتح بزرگ. نصر و فتح الهی می‌آید به برکت آن و وجدان‌های خفته بیدار می‌شوند