غارهای استان اصفهان، شگفتی های پنهان(1)
اصفهان بهجز جذابیتهای تاریخی و ساختمانهای قدیمیاش، میزبان دیدنیهای طبیعی زیادی است و هرساله گردشگران زیادی برای بازدید از آنها به اصفهان سفر میکنند.
اصفهان بهجز جذابیتهای تاریخی و ساختمانهای قدیمیاش، میزبان دیدنیهای طبیعی زیادی است و هرساله گردشگران زیادی برای بازدید از آنها به اصفهان سفر میکنند.
اصفهان بهجز جذابیتهای تاریخی و ساختمانهای قدیمیاش، میزبان دیدنیهای طبیعی پُرشماری است و هرساله گردشگران زیادی برای بازدید از آنها به اصفهان سفر میکنند.
سرمایه اجتماعی یکی از مفاهیم بنیادین در توسعه پایدار است؛ همان پیوند نامرئی میان مردم، نهادها، و اعتماد عمومی که مسیر پیشرفت را هموار میکند. هر جامعهای که این سرمایه را حفظ، بازتولید و تقویت کند، به سمت آرامش، همدلی و کارایی بیشتر حرکت میکند. اما کجا میتوان رد پای این سرمایه را در اصفهان واضحتر دید؟ شهری که از دیرباز نماد فرهنگ، دانش، هنر، و مشارکت مدنی بوده است، اما امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازخوانی همین سرمایه اجتماعی درونی خویش است.
عملکرد میراث فرهنگی برای حفظ حریم و محوطههای تاریخی در برابر قانون شکنیها، تخریبها و مداخلات نهادها جای بحث و بررسی دارد. وهمیشه میراث فرهنگی مدعی بوده است نسبت به تشخیص منافع میراث اصفهان حساسیت دارد و با آن همسو است! اما در عمل ما نتایج دیگری را مشاهده می کنیم.
حجتالاسلام عبدالرسول احمدیان رئیسدفتر تبلیغات اسلامی اصفهان گفت: کنگره ملی شعر حضرت مادر با محوریت شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) برگزار میشود، اما در هر کنگره، محورهای تخصصی دیگری نیز انتخاب میشود. در کنگره چهارم، سه محور اصلی شامل خانواده فاطمی، تجلی عشق و صبر حضرت زینب (س) و بخش ویژه که نقش مادران در تربیت مجاهدان و استکبارستیزی انتخاب شده است
بیست و یکمین نمایشگاه تخصصی مبلمان منزل در حالی آغاز به کار کرده که در این دوره شش استان کشور در فضایی به متراژ ۱۶ هزار مترمربع شامل ۸۹۰۰ مترمربع فضای مفید نمایشگاهی، میهمان اصفهان خواهند بود.
رسول ميرباقري، رئيس کميسيون عمران، معماري و شهرسازي شوراي اسلامي شهر اصفهان در نشست صميمانه با خبرنگاران که در مجتمع مطبوعاتي اصفهان برگزار شد، به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد.
اصفهان همیشه به گنبدهای فیروزهای و رنگ آبی زایندهرود و آسمانش معروف بود؛ به آبیِ بیانتها که بر گنبدها و پلها میدرخشید. اکنون همان آسمان، خاکستری و خسته است. زایندهرود خشکیده و هوایی که بر آن میوزد بوی مازوت میدهد. این دود خاکستری افق را میبلعد و گلو را میسوزاند. در شهری که روزگاری از زایندهرود زنده بود، نفس کشیدن حالا شبیه به مبارزهای خاموش است یا شاید نوعی تسلیم.حالا آفتاب با زحمت از لایهای ضخیم از دود و غبار بالا میآید و گنبدهای فیروزهای را در سایهای خاکستری فرو میبرد. هوای شهر بوی گوگرد و دود میدهد، هوایی که هر نفسش بهایی دارد.