برچسب اصفهان زیبا

والدین تمام‌وقت، معلمان پاره‌وقت

در این مدتی که در این صفحه از دغدغه‌هایتان گفتیم، شنیدیم و نوشتیم، تمام و کمال «از خود شما» «برای خودتان» گفته و نوشته شد. مخاطب ما، شما نوجوانان بودید و سعی کردیم دورهم از مشکلات، دغدغه‌ها، آرزوها، نگرانی‌ها، مسائل روز و غیره حرف بزنیم. این شما بودید که برای ما گفتید و این ما بودیم که سعی کردیم صدای شما را به نیابت از تمام نوجوانان ایرانی به گوش بقیه برسانیم تا شما را ببینند، بشنوند و درک کنند. اما شاید این گزارش با بقیه گزارش‌ها، تفاوت‌هایی داشته باشد. قرار است این‌بار شما نوجوانان، حرف‌های کسانی را بخوانید که شاید بودن و داشتنشان به‌نوعی عادت شده و همین باعث شده لطف و مرحمتشان دیده نشود. امروز و در این شماره والدین شما برایمان از دغدغه‌هایشان گفته‌اند. مخصوصا در این روزهایی که مدرسه به خانه آمده و آن‌ها علاوه‌بر والدگری، به‌نوعی معلم دوم شما هم شده‌اند.

رئیس‌جمهور آن‌ها، آینده ماها!

از چند وقت قبل تا الان در اخبار، فضای مجازی، بازار، پشت تلفن، میوه‌فروشی، تاکسی، رادیو، سر سفره و هرجایی که گذرمان به آن می‌افتاد، حرف بر سر انتخابات آمریکا بود. هیجان و چشم‌انتظاری ما مردم ایران برای تعیین سرنوشت چهارساله کشوری در آن سر دنیا، به نظر عجیب و دور می‌آمد. اما اینطور نبود. ما چنان درگیر این انتخابات شده بودیم که خودمان هم باورمان شده بود سرنوشت آن‌ها به سرنوشت ما گره خورده است؛ اینکه نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، چنان نقششان در ذهن ما ایرانی‌ها محکم شده بود که برای خودشان طرفدارانی در ایران هم جمع کرده بودند. در این گزارش هم من سراغ نوجوانان رفتم تا ببینم آن‌ها چقدر درگیر این انتخابات شده بودند؟ آیا جدی‌جدی آینده اقتصادی، فرهنگی و ملی ما در دست یک آدم در آن سر دنیا است؟ اصلا انتخابات آمریکا چه فرقی با انتخابات ما دارد؟

نیم‌نگاهی جامعه‌شناختی به کار و فراغت

یکی  از  سوالاتی که همواره  ذهن  انسان  را  مشغول  داشته این  است که آدمی‌ برای کار  زندگی می‌کند  یا  برای  زندگی  کار می‌کند؟ برای پاسخ به این سوا ل  بهتر است به نسبت کار واوقات فراغت  پرداخته  شود.آیا کار وفراغت متضاد همدیگر هستند یا مکمل همدیگر؟ پیش از انقلاب صنعتی مرز بین کارو فراغت نامحسوس بود؛ عمدتا اشتغال به کاردرخانه ومحدوده نزدیک آن وجود داشت واعضای خانواده همه باهم به کار و بعد از آن استراحت می‌پرداختند. یعنی محتوا و فرم این دو مفهوم در هم تنیده بود وفراغت به معنای کنونی آن وجود نداشت؛  مخصوصا برای  طبقات  پایین   جامعه.  رد  پای  این  دو  مفهوم  را می‌توان  پس از انقلاب صنعتی اول پیگیری کرد.

می‌گــــذرد کـاروان…!

چهار لشکر از سپاه و یک تیپ از ارتش به عملیات محرم مأمور شده‌اند. ساعت ده شب عملیات با رمز «یا زینب» شروع می‎شود.   ناگهان آسمان در هم می‌رود و باران سیل‌آسا، شدید و شدیدتر می‌‌شود. عمق سی‌سانتیمتری رودخانه  ده برابر شده است. سیل پل را هم خراب کرده است. عبور از بستر رودخانه فصلی دویرج برنامه عملیاتی لشکر امام حسین (ع) است. برای شکستن خط دشمن باید به آب بزنند. امواج وحشی رودخانه تلفات زیادی می‌گیرد؛ اما همان‌طور که آب پیکر شهدا را تشییع می‌کند، هم‌رزمانشان خط دشمن را در تپه‌های 175 و 178 می‌شکنند و عملیات محرم در اوج سربلندی پیروز می‌شود.

حماسه 25 آبان تبلوری از «ایثار اجتماعی» بود

بیست و پنجم آبان ماه ســــــال 61 معــــــرف واقعه‌ای عظیم در تاریخ هشت ساله دفاع مقدس است که سرتاپا معنای ایثار اجتماعی و فداکاری و ازخودگذشتگی را به تصویـــــر می کشد. مرور خاطرات، ارزش‌ها و اهمیت آنچه در عملیات محرم آن سال رخ داد و رزمندگان غیور و رشید اصفهان را در جنگی نابرابر در مقابل دشمن قرار داد، تاکیدی مهم بر احیای ارزش‌هایی است که متاسفانه سال‌هاست در جامعه ما رنگ باخته و جای خود را به زیاده‌خواهی و منفعت‌طلبی‌های بی‌پایان و زیاد بخشیده است.