برچسب اصفهان زیبا

تلخ و شیرین زندگی زنان شاغل

روز جهانی زنان شاغل! روزی که تبریک خاصی برایش در نظر نمی‌گیرند اما فرصت مناسبی است برای تازیدن به مسئله اشتغال زنان به ویژه از دیدگاه سنتی ومردسالارانه. خوشبختانه یا متأسفانه تکلیف زنان در این دیدگاه معلوم یا نیمه معلوم است. مشکل اصلی در بینش نیمه‌سنتی و رو‌به‌مدرن مردان امروزی است. مردانی که در ذهن خود زن را کدبانوی تمام عیار خانه می‌دانند اما دلشان برای داشتن اسپانسرهای مالی هم غنج می‌رود. دوگانگی عجیب، دوست‌داشتنی و تفکیک‌نشدنی را تجربه می‌کنند. 

تقابل منطق و احساس

– راستی! شما تو مؤسسه رویش زبان درس میدین؟ این را گفتم و به مرد میان‌سالی که در ایستگاه اتوبوس در کنارم نشسته بود نگاهی انداختم. لبخندی مصنوعی زد و پرسید: «چطور؟» خودم را معرفی کردم و گفتم که قبلا باهم کلاس داشته‌ایم. خیلی خوشحال شد و سلام احوالپرسی گرمی کرد. درنهایت پرسید: «چند سالت شده؟» گفتم: «سیزده.» با تأسف آمیخته با لبخند، سری تکان داد و گفت: «شروع نوجوانی! مزخرف‌ترین دوران زندگی!» 

یک تجربه عجیب، غریب و سخت

برایم روایت دختری را گفت که سال دومی بود که برای کنکور می‌خواند. سال قبل باوجود تلاش‌های زیادش، به نتیجه دلخواه نرسیده بود و امسال را سال موفقیت خودش می‌دانست. تمام روز و وقتش را برای خواندن و تست زدن می‌گََذراند. گاهی یاد ناکامی پارسالش می‌افتاد و بیشتر از قبل عزمش را جزم می‌کرد. گاهی هم بی‌انگیزه می‌شد و لحظه‌شماری می‌کرد برای روزی که از کنکور خلاص شود. تا اینکه مشکلات ریزودرشت سال 98 مثل دومینو، پشت سرهم اتفاق افتادند. تیر آخر وقتی بود که ویروس کرونا ماندنی شد. استرس درونش مثل روغن ماسیده شده بود و همین چند وقت پیش که اخبار اعلام کرد تاریخ کنکور به تعویق افتاده، همان استرس مثل اسید درونش به جریان افتاد. خیره به صفحه تلویزیون، خبر را می‌شنید که یک آن از شدت خشم پایش را به پنکه‌ای که کنارش بود، زد. حالا علاوه‌بر زخم درون دلش، پایش هم زخمی شد و کارش به بیمارستان کشید.

مهاجرت کردند یا گناه؟

برای دیدن فیلمی، به یک سالن بزرگ دعوت شده بودیم. برایمان «Green Book» را گذاشتند. بعد از حدود دو ساعت، وقتی فیلم تمام شد و چراغ‌های سینما را روشن کردند، استادمان میکروفون را به دست گرفت و خطاب به همه ما پرسید: «از این فیلم چه یاد گرفتید؟» همه‌کسانی که در سالن بودند و تریبون را به دست گرفتند، درباره نژادپرستی و مذمت تبعیض‌های نژادی حرف زدند. همه‌شان از ناعدالتی‌هایی گفتند که در آمریکا درباره سیاه‌پوستان رواشده و حق‌وحقوق انسانی‌شان نادیده گرفته می‌شود.

اعتماد عمومی دیگر جان ندارد

طی این ماه‌ها و سال‌ها شاهد تناقض‌گویی‌ها و تصمیم‌های لحظه‌ای متعدد از سوی مسئولان محترم اجرایی در ارکان مختلف دولت بوده‌ایم که زندگی عموم مردم را تحت‌تأثیر مستقیم و غیرمستقیم قرار داده است؛ از ماجرای ارز و دلار و اقتصاد تا همین نمونه‌های اخیر در خصوص کنکور و بازگشایی مدارس که دیگر تردیدی باقی نمی‌گذارد که جایی از کار می‌لنگد. 

این یک اشتباه نیست، یک تصمیم است

بیایید دور از تعارف‌های معمول و رودربایستی با این‌وآن سازمان و فلان و بهمان مسئول، لااقل ما مردم با خودمان صادق باشیم. این یک اشتباه نیست؛ بلکه یک روند است. حذف دختران از جلد کتاب درسی را می‌گویم. این اتفاق که احساسات عمومی را جریحه‌دار کرده است، تنها یک رخ‌داد و براثر تصمیم نابه‌جای یک نفر پشت یک میز نیست؛ بلکه یک ساختار است که به آن فرد اجازه می‌دهد تا به‌سادگی چیزی را تغییر دهد. بیایید ساده از کنارش نگذریم و ابعادش را با هم موشکافی کنیم تا بفهمیم حذف دختران از روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان (و نمونه‌های مشابهش درباره عکس پسران یا دختران در کتب دیگر) نمایانگر چه چیزی در یک سازوکار کلان است.

عطر خوب قهوه، طعم خوش شِیک

وقتی حوصله‌مان سر می‌رود یا وقتی بخواهیم خودمان را از روزمرگی نجات دهیم، یکی از اولین گزینه‌های انتخابی که به ذهنمان می‌رسد، رفتن به کافه است. کافه رفتن در این روزها تبدیل به مکانی چندکاره شده است. مکانی برای دیدار با دوستانمان، مکانی برای گفت‌وگوهای جدی کاری یا درسی، مکانی برای حوصله سرنرفتن، مکانی برای امتحان کردن و خوردن خوراکی‌هایی که شاید در خانه به آن دسترسی نداریم و…. خیلی کم و انگشت‌شمار است زمان‌هایی که به کافه می‌رویم و به ما خوش نمی‌گذرد. برای همین برای یک‌بار هم که شده به فکر این افتاده‌ایم که: «چه خوب می‌شد اگر ما هم در یک کافه کار می‌کردیم.» به آدم‌هایی که در کافه کار کرده‌اند نگاه می‌کنیم و به‌نظرمان می‌رسد که شغل هیجان‌انگیزی دارند. کار کردن در محلی که پر از عطروطعم‌های خوب است و صدای موزیک و خنده در آن می‌پیچد، هوس برانگیز است. برای همین ما برای این شماره از صفحه نوجوان به یک کافه رفتیم و از دو باریستایی که در آن کافه کار می‌کردند خواستیم تا درباره شغلشان برایمان توضیح دهند.

نابینایان بازهم از استخدام جاماندند

همه‌ساله سازمان‌های مختلف در کشور ما برای تکمیل کادر خود اقدام به جذب نیرو از بین اشخاص تحصیل‌کرده در رشته‌ها و مقاطع مختلف می‌کنند. در این میان آموزش‌وپرورش به‌عنوان یکی از سازمان‌های گسترده ازلحاظ تعداد نیرو و مخاطب، از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به‌طور متوسط، همه‌ساله مجبور است برای تکمیل کادر خود و جایگزینی […]