بعد از آزادی 1398
سریال «بعد از آزادی» روایتگر زندگی جوانی است به نام عارف که در یک کارگاه شراکت دارد اما دچار مشکلاتی می شود و ناچار است برای اثبات خود تلاش کند.
سریال «بعد از آزادی» روایتگر زندگی جوانی است به نام عارف که در یک کارگاه شراکت دارد اما دچار مشکلاتی می شود و ناچار است برای اثبات خود تلاش کند.
داستان این سریال دربارهٔ برادر بزرگتر یک خانواده است که همه او را داداشی صدا میکنند.با فوت پدر خانواده، مسئولیت داداشی دوچندان میشود و با ازدواج کوچکترین برادر و فرزند خوانواده داداشی تصمیم میگیرد به وصیت پدرش اموال را بین خواهر ها و برادر ها و مادرش تقسیم کند که در این میان اتفاقاتی می افتد و...
بعد از سالها بیخبری دو برادر از هم، برادر بزرگتر اصلان(کامران تفتی) که آخرین ساعات حیات خود را پشت سر میگذارد به سراغ برادر کوچکتر علی یار(صادق برقعی)میرود تا وصیت کند؛ وصیتی که زندگی برادر کوچک را دستخوش چالشی بزرگ میکند و سرنوشتش را تغیر می دهد …
جاسوسان خرابکار در قسمتی از برنامههای سازمان انرژی هستهای خللی وارد میکنند تا ایران در برابر مهمانان و خبرنگاران خارجی تحقیر شود؛ اما وزارت اطلاعات از این موضوع مطلع میشود و تلاش برای خنثی کردن توطئه را آغاز میکند.
داستان این سریال از اواخر دورهٔ خلافت عثمان بن عفان شروع و تا پنج سال انتهایی و دوران خلافت و زندگی علی بن ابیطالب میپردازد.
جسد يك انگليسي كه با داس كشته شده ، در منطقة بختياري ، روي لوله هاي نفت پيدا مي شود. كوهيار ، پسر رييس طايفة علي يار ، و خدامراد ، كه مجسمة شير سنگي مي سازد ، جسد را مي بينند و دفن مي كنند. مأموري به نام عامري براي پيگيري قتل و دستگيري قاتل به منطقه اعزام مي شود. يك ديپلمات انگليسي نيز او را راهنمايي مي كند. عامري ،كوهيار را قاتل مي داند. بين او و نامدار خان كه همخون علي يار و رييس طايفه اي ديگر است نزاع در مي گيرد. بگو مگوهاي آن ها، همان گونه كه ديپلمات مي خواهد، جنگي ناخواسته را موجب مي شود، كه مرگ علي يار، كشتار قشون دولتي و قتل عامري را به دنبال دارد.
در بحبوحه ي جنگ +دوم جهاني و اشغال ايران توسط ارتش متفقين دكتر راستان براي مداواي شوهر خواهر خود به ايل قشقايي مي رود. در آن جا با امير هوشنگ، از بزرگان ايل و ياغي گري هاي قباد و دسته اش آشنا مي شود. او به شيراز باز مي گردد. برادر كوچكش، علي، سر كرده ي اشرار شهر را از پا درآورده است. دكتر به اتفاق علي دوباره به محل ايل مي رود. در آن جا افراد ايل را درگير جنگي ناخواسته مي بيند. آلماني ها برخي از ايلياتي ها را بر ضد ارتش انگليس تجهيز كرده اند. علي كه از ياغي گري هاي قباد به خشم آمده، عليه او وارد معركه مي شود. يكي از افراد قباد امير هوشنگ را از پا درمي آورد و خود قباد به دست همسرانش كشته مي شود.
عليبخش جوان مهاجر افغاني كه در ايران مشغول به كار است از خانواده به خصوص همسرش شاه گل مدتي بي خبر است. حوادث و تهديد حملهي آمريكا به كشور افغانستان دلشوره هاي عليبخش را بيشتر مي كند و او تصميم مي گيرد به كشورش افغانستان بازگردد، كه در اين سفر طولاني با فراز و نشيب هاي زيادي روبرو مي شود.