برچسب اصغر همت

پری دریایی 1394

داستان این فیلم مربوط به صحنه‌های نصب تندیس شهدای غواص زیر آب‌های نیلگون خلیج فارس و صحنه های رزمندگان غواص در دوران هشت سال دفاع مقدس در شهرک سینمایی انقلاب و دفاع مقدس است

هزاردستان 1358

رضا (با بازی جمشید مشایخی) شخصیت اصلی هزاردستان است. ابتدا او را در هیئت پیرمردی خوشنویس می‌بینیم که با همسرش، قمربانو (با بازی شهلا میربختیار)، در مشهد و به دور از جنجال‌های سیاسی تهران زندگی می‌کند. خلوت این زن و شوهر پیر را حضور مفتش شش‌انگشتی (با بازی داود رشیدی) برهم می‌زند. مفتش رضا را به علتی نامعلوم دستگیر می‌کند و با تهدید و ارعاب و شکنجه از او می‌خواهد به جرمی نامشخص اعتراف کند. این بازجویی‌ها محملی می‌شود برای بازگشت به گذشته پر ماجرای «رضا خوشنویس» در سی سال پیش، زمانی که شهرتش «تفنگچی» بود.

علی نصیریان در نقش ابوالفتح
«رضا تفنگچی» در اواخر حکومت احمدشاه، تیرانداز قابلی بود و «تفنگچی خاصه» یکی از شاهزاده‌های قاجار به حساب می‌آمد. با نازشستی که در هر شکار از شازده می‌گرفت سور و ساتش همیشه به راه بود. تا این که با مرد صحافی به نام ابوالفتح (با بازی علی نصیریان) آشنا شد. ابوالفتح او را به خاطر مهارتش در تیراندازی برای مأموریتی در نظر گرفت. این مأموریت که به دستور انجمن مجازات انجام می‌شد عبارت بود از ترور اسماعیل خان، رئیس محتکر انبار غله تهران. رضا اسماعیل خان را با شلیک گلوله ترور می‌کند. مأمور تأمینات (باقر میرزا با بازی جهانگیر فروهر) به رضا مشکوک است و همه‌جا مثل سایه او را تعقیب می‌کند. پس از آن برنامه ترور متین السلطنه (با بازی پرویز پورحسینی)، مدیر روزنامه عصر جدید، طرح‌ریزی می‌شود. متین السلطنه که در روزنامه‌اش علیه ترورهای انجمن قلم می‌زند، متهم به خیانت و غرب‌شیفتگی است. رضا او را هم به قتل می‌رساند.

پس از این ترور ابوالفتح بار دیگر به سراغ رضا می‌آید و از نقشه ترور دیگری با او حرف می‌زند. کسی که از او با اسم رمز «هزاردستان» یاد می‌شود. ابوالفتح هزاردستان را سردستهٔ خائنین به مملکت می‌نامد. این ترور منتفی می‌شود چون هزاردستان که از نقشهٔ قتلش باخبر شده با پرداخت پول به انجمن جان خود را می‌خرد.

محمدعلی کشاورز در نقش شعبان استخوانی
شبی رضا دوباره دمی به خمره می‌زند. میرزا باقر که در محفل حاضر است فرصت را مناسب می‌بیند و با او حرف می‌زند. رضا در مستی حرف‌هایی دربارهٔ قتل‌ها می‌زند. شعبون استخونی (با بازی محمدعلی کشاورز) که از لات‌ها و اوباش بنام شهر است و در این زمان از انجمن پول می‌گیرد، رضا را از خانه بیرون می‌کشد و کتک می‌زند. رضای کتک‌خورده به خانه برمی‌گردد و می‌بیند که ابوالفتح منتظر اوست. ابوالفتح به رضا خبر می‌دهد که فرمان قتلش صادر شده و از او می‌خواهد از تهران بگریزد. خود ابوالفتح هم که معتقد است انجمن از مسیر اصلی‌اش منحرف شده (هزاردستان انجمن را خریده) خیال دارد زن و فرزندش را از تهران خارج کند.

میرزا باقر به سراغ رضا می‌آید و از او می‌خواهد اسرار انجمن را فاش کند تا تحت حمایت دولت قرار بگیرد. رضا حاضر به اعتراف نمی‌شود. شعبان رضا و میرزا باقر را در حال صحبت می‌بیند و در فرصتی مناسب میرزا باقر را می‌کشد و به سراغ رضا می‌رود. رضا فرار می‌کند و به مشهد می‌رود.

مفتش شش‌انگشتی که تا این‌جای داستان رضا را شنیده، او را آزاد می‌کند. معلوم می‌شود که او به قصد سرکیسه کردن رضا او را دستگیر کرده. اما رضا خیال بازگشت به خانه‌اش را ندارد. او می‌خواهد به تهران برود و مأموریت ناتمام، یعنی ترور هزاردستان، را به انجام برساند.

عزت‌الله انتظامی در نقش خان مظفر
رضا در گراندهتل ساکن می‌شود. در رستوران با خان مظفر (با بازی عزت‌الله انتظامی) ملاقات می‌کند. خان مظفر، حاکم قبلی کرمان مردی ثروتمند و بسیار بانفوذ است. خان مظفر به او سفارش کتابی خطی از خاطرات خودش را می‌دهد. رضا می‌پذیرد. در حین نوشتن خاطرات متوجه می‌شود که پس از رفتن او، ابوالفتح دستگیر و در زندان به دست همبندش، شعبان استخوانی، کشته شده‌است. در ضمن پی می‌برد که خان مظفر همان هزاردستان است.

در این زمان، تهران در اشغال ارتش متفقین است. مردم ناراضی و گرسنه دست به تظاهرات می‌زنند. یکی از معترضان سیدمرتضی است. شعبان استخوانی که دیگر در خدمت انجمن نیست و از افراد دیگری پول می‌گیرد به همراه نوچه‌هایش به تظاهرکنندگان حمله می‌کند و مغازه‌ها را غارت می‌کند. مفتش شعبان استخوانی را می‌کشد. خوشنویس کل داستان را برای مفتش تعریف می‌کند و به او می‌گوید فرمان قتل مفتش هم صادر شده و از او برای ترور خان مظفر کمک می‌خواهد. مفتش می‌گوید مبارزه با مردی که سر همه رشته‌ها در دست اوست محکوم به شکست است. غلام‌عمه (از نوچه‌های شعبان)، به خونخواهی او و به دستور خان، مفتش شش‌انگشتی را می‌کشد و خود نیز به جرم قتل به دار آویخته می‌شود.

داوود رشیدی در نقش مفتش شش‌انگشتی
خوشنویس با سیدمرتضی که از مبارزان مسلمان است موضوع هزاردستان را درمیان می‌گذارد و می‌گوید که که تنها تا زمانی که کار نوشتن خاطرات خان تمام نشده زنده است و پس از آن به قتل می‌رسد؛ بنابراین خیال دارد خود کار هزاردستان را تمام کند. رضا از بالکن اتاقش در گراند هتل وارد اتاق خان می‌شود. اما در تختخواب خان، سرگارسون هتل (با بازی جهانگیر فروهر) خوابیده‌است. رضا قادر به شلیک نیست. سرگارسون او را از بالکن به بیرون پرتاب می‌کند. جمعیتی پای بالکن اتاق جمع می‌شوند. سید مرتضی در میان جمعیت است و خان مظفر را نگاه می‌کند. صدای راوی (صدای منوچهر نوذری) روی تصویر می‌گوید: «کاری که امروز به دست رضا نشد، فردا به امر خدا، دست مرتضی بساخت. هزاردستان بود و ابردست، غافل که دست خداست بالاترین دست‌ها.»

چشم و چراغ (بیراهه) 1391

داستان اصلی بر سر انسان ها و در گیری ها یشان با مسائل مادی و غفلت های آن هاست و فضا ، فضای ماه مبارک رمضان شده است. از یکسو ناصری عتیقه فروش نه چندان واردی است که حرص او برای بدست آوردن یک جفت چراغ لاله های مادر بزرگ کهه نزد خواهرش«هما» است او را به گناه و حتی دزدی از خواهرش می کشاند و از سوی دیگر باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای خانواده ی مستأجرش «بهروزی» می شود و موجب می گردد که یک یادگار خانوادگی با ارزش «چشم وچراغ» که نزد بهروزی است به سرقت رود اما ماجرای جالب آن است که«چشم وچراغ» توسط دزد آن به داخل گلدانی انداخته می شود و باورود گلدان به خانه ی ناصری در حقیقت «چشم وچراغ» به خانه برگشته است و از سوی دیگر چراغ لاله های مادر بزرگ هم که ناصری گمان می کند شکسته شده اند چراغ لاله های اصل نبوده،قضیه ی گردش «چشم وچراغ» و دنبال شدن آن توسط دزد و غافلگیری بدل بودن چراغ لاله ها ماجراهایی را به وجود میآورد که دراین گیرودار به ضرر کسانی می شود که در این قضیه به دنبال ریا کاری و سود مادی بوده اند.

چهل سرباز 1386

این سریال به شکل همزمان به روایت سه داستان از اسطوره‌های ایران باستان همانند نبرد رستم و اسفندیار، زندگی‌نامه فردوسی و زمانهٔ او، و ظهور اسلام می‌پردازد.

صلات ظهر 1389

این فیلم روايت دو دوست قديمي از زندگي است‌. روايتي از دو برهه زماني تاثير گرفته از وقايع و اتفاقاتي از زندگي كه مسير آن‌ها را تحت شعاع خود قرار مي‌دهد. اين دو دوست بر سر دو راهي انتخاب، دوباره پس از سال‌ها يكديگر را مي‌يابند. يك بار ديگر همراهي و رفاقت؛ اما در كدام مسير؟

جایی برای اشتباه نیست 1389

داستان جوانی است به نام فرهاد فتحی که به دلیل انجام یک اشتباه غیرعمدی و شکایت شاکی مدتی را در زندان به سر می‌برد، او پس از آزادی به دلیل ماجرایی دیگر متهم می‌شود و...

نوشدارو 1391

این مجموعه داستان تلاش شش نیروی جهاد سازندگی است که در زمان جنگ در جبهه سنگر سازی می‌کردند و در زمان حاضر هم همچنان روحیه جهادی خود را حفظ کرده‌اند و در صنعت نفت مشغول به فعالیت هستند اما مشکلات و ماجراهایی برای این گروه پیش می‌آید که داستان نوشدارو را می‌سازد.