برچسب اصغر فرهادی

داستان‌های موازی «بی‌ارزش» یک فروشنده

فیلم امسال فرهادی نتوانسته نمره قابل قبولی را در بین رسانه‌های منتقد و همچنین منتقدان شناخته‌شده کسب کند. داستان‌های موازی فرهادی در این دوره از دورهمی کن با کسب امتیاز یک و هفت دهم ستاره در بین دیگر رقبا ضعیف‌ترین فیلم لقب گرفته و در انتهای لیست این آثار قرار دارد

شکست اصغر فرهادی در سینمای فرانسه با فیلم «داستان‌های موازی»

با توجه به هزینه ۱۱ میلیون یورویی (حدود ۱۲ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار) برای تولید «داستان‌های موازی»، می‌توان گفت که این فیلم در نخستین اکران خود در فرانسه، حدود ۱۰ میلیون دلار کمتر از هزینه تولید فروخته است.

اصغر فرهادی فیلم «قهرمان» را در ایران جلوی دوربین می برد

در این گزارش آمده: «قهرمان» آخرین اثر اصغر فرهادی هم توسط بخش سینمایی شبکه آرته فرانسه انتخاب شده. این فیلمساز با این اثر به کشورش برمی‌گردد تا دوباره تحلیلی از جامعه ایرانی ارائه دهد که مایه‌هایی از یک تریلر روانشاسانه…

المان‌های تئاتری سکوی قدرتِ فیلم فروشنده/ فیلم فرهادی ادغامی از دنیای واقعی و خیال است

«آرتور میلر» نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی، اثر خود یعنی «مرگ فروشنده» را با توصیف خانه «ویلی» و «لیندا» آغاز می‌کند، خانه‌ای کوچک و به ظاهر شکننده که در شهر نیویورک قرار دارد. اصغر فرهادی نویسنده و کارگردان ایرانی سال ۲۰۱۶ چنین سمبل‌هایی را در فیلم فروشنده…

ساختار سردرگم، فیلمنامه کسالت بار/فرهادی سفارش سازی را پذیرفته است

به نظر می‌آید سقوط سینمایی اصغر فرهادی بعد از فیلم «جدایی نادر از سیمین»، که با فیلم «گذشته» و پذیرفتن الزامات یک فیلم سفارشی از تهیه‌کننده خارجی سرعت گرفته بود، اینک در فیلم «فروشنده» یا «مشتری» به اوج خود رسیده، به گونه‌ای که حتی بدون هیچ دلیل و منطقی فیلمش را کش داده تا آن را از مرز دو ساعت بگذراند. شاید از این جهت که گفته‌اند راهش برای اسکار هموارتر می‌شود!

همه می دانند 1397

لورا، زنی اسپانیایی که در بوئنوس آیرس زندگی می‌کند، همراه با دختر نوجوانش ایرنه و پسر کوچکش دیه‌گو به شهر کوچکی نزدیک مادرید بازمی‌گردد تا در عروسی خواهر کوچکترش شرکت کند. در میدان شهر، لورا با دوست قدیمی‌اش پاکو برخورد می‌کند و در همین حال ایرنه با پسری محلی به نام فلیپه آشنا و پس از آن با او در جشن عروسی می‌رقصد. اما وقتی ایرنه احساس بیماری می‌کند، به اتاقش می‌رود تا بخوابد. شب همان روز، لورا که نگران دخترش است، به اتاق او سر می‌زند ولی ایرنه غایب است و لورا پیامی از آدم‌ربایان دریافت می‌کند که خواستار مبلغ هنگفتی برای آزادی ایرنه شده‌اند.