برچسب اصغر امیدوار خرم

آواز گنجشک ها 1386

این فیلم به داستان مرد ساده و میانسالی به نام کریم می‌پردازد. وی در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می‌کند و شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آن‌ها برقرار کرده‌است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می‌کند. کریم چند روزی جستجو می‌کند، اما موفق به یافتنش نمی‌شود و در نتیجه از کار اخراج می‌شود. این بهانه‌ای می‌شود که برای اولین بار به شهر برود. در شهر از طریق مسافرکشی با موتورسیکلت امرار معاش می‌کند. در شهر با حوادث زیادی روبرو می‌شود و تجارب زیادی پیدا می‌کند. در کوران این حوادث، شاهد تحول کریم هستیم.

توفان شن 1375

پس از تسخير لانه جاسوسي آمريكا، مقامات آمريكايي تصميم مي گيرند عليه ايران اسلامي و انقلاب نوپاي آن دست به تجاوز نظامي بزنند. يك مأمور مخفي پنتاگون راهي ايران مي شود تا مقدمات اين تجاوز را مهيا كند. حمله نظامي آغاز مي شود، اما توفان شن صحراي طبس حوادث ديگري را رقم مي زند...

تله روباه 1385

يك مأمور اطلاعاتي كه مجروح جنگي است در آستانه بازنشستگي و ازدواج دخترش درگير مأموريت جديدي در ارتباط با يك بمب مي شود. او در اين مأموريت تازه درمي يابد كه براي چنين مأموريت هايي ديگر پير شده است.

بلندیهای صفر 1372

مردي جوان كه تحصيلات خود را در رشته ي نقاشي به پايان رسانيده است پس از بازگشت به روستاي خود به خانه اي قديمي و متروك پناه مي برد تا به دور از سر و صداها داستاني را كه دغدغه ي سال هاي جواني او بوده است به پايان برساند؛ اما با هر بار بازنويسي شخصيتي ناخوانده خود را بر ذهن مغشوش او تحميل مي كند و اعتراض ديگر شخصيت هاي داستانش را برمي انگيزد.از طرفي زندگي نويسنده جوان كه شباهت زيادي به زندگي وان گوگ نقاش هلندي دارد گاهگاهي موردسرزنش او نيز واقع مي شود.

غیرمنتظره 1385

داستان این فیلم در رابطه با پسری جوان می باشد که به عنوان مانکن در دنیای مدلینگ مشغول به کار است . تا جایی که این شغل و حرفه بر سبک زندگی و نگرش او بسیار تأثیر می گذارد . و باعث می شود تا او به ظاهر و استایل خود بسیار توجه نماید و گمان می کند که زیبایی او تنها تقطه ی تقوتش می باشد . اهمیت او به این موضوع تا آنجایی پیش می رود که باعث بروز حوادث و مشکلات متعددی برای این مانکن جوان می گردد .

مهریه بی بی 1373

«بي بي» براي نجات «كوكب» از يك ازدواج اجباري، سند قطعه زميني را كه مهريه‌اش است براي فروش، به بنگاه معاملات ملكي «اسدي» مي‌برد. دلال ديگري به نام «شكوري» كه از مدت‌ها پيش در پي خريد اين زمين بوده، پي مي‌برد كه «بي بي» از قيمت واقعي زمينش بي اطلاع است. دو بنگاهدار همدست مي‌شوند تا زمين را مفت و ارزان از چنگ «بي بي» درآورند. اما اتفاقي كه پيش مي‌آيد نقشه آن‌ها را عقب مي‌ اندازد. سرانجام بي بي زمين را به يك سازمان خيريه واگذار مي كند و...

قلقلک 1384

اين فيلم داستان داوري است كه جايش قبل از مسابقه با شخص ديگري عوض مي شود كه اين موضوع حوادث خنده داري را سبب مي شود.

مرد عوضی 1376

خسرو پذيرش، مخترع يك پودر جادويي لباسشويي، به يك كارخانه توليد پودر مي رود تا با ديدن مديرعامل، اختراعش را به توليد برساند. اما تصادفاً از آسانسور پرتاب و به بيمارستان منتقل مي شود. مديرعامل شركت، داريوش جم نيز از شنيدن خبر ورشكستگي قريب الوقوع شرك سكته مغزي مي كند و به همان بيمارستان منتقل مي شود. در بيمارستان، پرفسور ساعي كه متخصص پيوند اعضاست، مغز خسرو را به بدن داريوش پيوند مي زند و خسرو در جسمي تازه حيات پيدا مي كند. او در ابتدا وضعيت تازه را نمي پذيرد؛ اما وقتي مي فهمد جاي مديرعامل يك شركت توليد پودر را گرفته، براي استفاده از اختراعش شخصيت تازه را قبول مي كند و به زندگي با همسر داريوش، فرنگيس، رضايت مي دهد. كارخانه به سرعت از ورشكستگي نجات پيدا مي كند و رونق مي گيرد. خسرو كه نمي تواند همسرش شيرين را از ياد ببرد، براي او مقداري پودر مي فرستد و شيرين به دنبال يافتن ردي از شوهرش به كارخانه مي آيد؛ اما خسرو را در هيأت تازه اش نمي شناسد. خسرو به خانه شيرين مي رود و با اطلاعاتي كه از زندگي سابقش ارائه مي دهد، شيرين را تا حدي قانع مي كند. به اصرار شيرين آن دو بار ديگر با هم ازدواج مي كنند. ماجراي زندگي مشترك خسرو با شيرين توسط مرادي و يوسفي، دو كارمند اخراج شده كارخانه به اطلاع فرنگيس مي رسد و نيروي انتظامي خسرو و شيرين را به اتهام رابطه نامشروع دستگير مي كند؛ ولي به دليل ثبت ازدواج در محضر آنها آزاد مي شوند. فرنگيس و شيرين براي روشن شدن موضوع تغيير هويت شوهرشان به سراغ پروفسور ساعي مي روند و ماجراي پيوند اعضا را درمي يابند. مرادي اين بار چند بسته مواد مخدر در خانه مديرعامل پنهان مي كند و خسرو بار ديگر به زندان مي افتد. اما ماجرا لو مي رود و كارگران كارخانه آن دو را به باد كتك مي گيرند. خسرو از فرنگيس و شيرين مي خواهد هويت او را به عنوان داريوش جم بپذيرند و زندگي مشترك تازه اي را آغاز كنند؛ اما آن دو او را از اتومبيل بيرون مي اندازند و با هم به راهشان ادامه مي دهند.