ما خونه نیستیم 1388
خانواده نوروز عبدی نزدیک ایام عید برحسب یک کلاهبرداری دچار مشکل بی پولی می شوند و در پی راه فراری برای عدم پذیرایی از فامیل در ایام عید هستند....
خانواده نوروز عبدی نزدیک ایام عید برحسب یک کلاهبرداری دچار مشکل بی پولی می شوند و در پی راه فراری برای عدم پذیرایی از فامیل در ایام عید هستند....
جوانی به نام نیما به خدمت سربازی فراخوانده می شود؛ اما وی که تمایل دارد هرچه سریعتر به آمریکا برود با اتخاذ شیوه های مختلف و ایجاد موقعیت های طنز درصدد خلاصی از انجام وظیفه عمومی بر می آید تا جایی که کانون خانواده اش در آستانه از هم پاشیدگی قرار می گیرد و…
داستان مردی مترجم است که از بیماری وسواس رنج می برد. با آمدن پری برادرزاده اش که در کنکور قبول شده، اختلافاتی بین او و پری رخ می دهد. معلم زبان پری که به منزل می آید و…
داستانهای این سریال در یک مجموعه مسکونی که چند خانواده مختلف با مختصات و ویژگیهای خاص خود زندگی میکنند، اتفاق میافتد. زندگی هر کدام از خانوادههای این مجتمع، تحت تأثیر ماجراهای روزمره قرار میگیرد که اگرچه وقوعشان دور از ذهن نیست، اما تبعاتی دارد که فضایی شیرین و طنزآلود پدید میآورد.
«نصرت عشقی» (با بازی سیروس گرجستانی) سالهاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگک دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» (جواد عزتی)، «محمود» (عباس جمشیدیفر) و «منصور» (اشکان اشتیاق) آنجا را اداره میکند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمیاش «پرویز» (با بازی محمد کاسبی) است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی میکند. پرویز پس از سالها به ایران میآید تا سه دانگ سهم خود را بفروشد. نصرت که برای این نانوایی رنج و زحمت زیادی کشیدهاست، در تلاش است تا پولی جور کند و سه دانگ پرویز را خودش بخرد، اما در این میان، ماجراهایی پیش میآید که زندگی او و خانوادهاش را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها نیز تصمیم میگیرند تا به خارج مهاجرت کنند؛ تا اینکه…
در این سریال، در قالب روایتی طنز، زندگی قشرهای مختلف شهر در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شدهاست. تمام داستان در قسمت اول در یک آپارتمان میگذرد که چند همسایه در آن زندگی میکنند؛ از جمله یک دکتر و پسرش، زن و شوهری جوان و پیرزنی با دخترش.
«در کنار هم» عنوان یک مجموعه نمایشی طنز است که پیرامون سبک های فرزندپروری در جهت جلوگیری از آسیب های اجتماعی به ویژه اعتیاد تهیه شده است.
میثم در آرزوی برنده شدن در قرعهکشی از بانکها یا خریدهایی است که میکند. او با اطلاع از قرعهکشی دویست میلیونی نوشابهای با برند قلوپ، تمام قوطی نوشابههای محله را جمع کرده و خودش هم مقدار زیادی از آنها را میخرد. بالاخره برنده میشود؛ ولی مبلغ قرعهکشی بیست میلیون بوده و...