محله مان به یمن رفتن تو رو سپید شد، لباس اهل خانه را، ولی سیاه کرده ای / حکایتِ تلخِ رفتن و نماندن یار از زبان عبدالجبار کاکایی که قلب هر کسی را به درد میآورد + ویدئو
ساعدنیوز: بعضی رفتنها فقط نبودن نیستند؛ شبیه زلزلهاند که تمام هستی آدم را زیر و رو میکنند. عبدالجبار کاکایی در این شعر از لحظهای میگوید که بیرون خانه شاید آرام باشد، اما دل برای همیشه در سوگ میماند. اگر قاب عکسی را دیدهاید که تنها جوابش سکوت است، این شعر روایت دلِ شماست.
