برچسب اسماعیل سلطانیان

شکار شکارچی 1363

مسلم عليرغم سخت گيري هاي مأموران به مهدي عابديني طلبه جوان كمك مي كند، تا وارد روستايشان شود و به تشريح انقلاب بپردازد. مأموران از اين امر با اطلاع شده و مسلم را دستگير مي كنند ولي تظاهرات مردم سبب مي شود تا او آزاد شود. طلبه جوان با تشكيل اجتماعات، به تدريج و ترويج انقلاب مي پردازد، رئيس پاسگاه او را دستگير مي كند اهالي روستا، به تظاهرات مي پردازند، رئيس پاسگاه ناچار به آزادي عابديني مي شود. اما هنوز دقايقي از آزادي طلبه جوان نگذشته است كه او به ترغيب و قيام مردم بر عليه رژيم مي پردازد. رئيس پاسگاه او را هدف گلوله قرار مي دهد و خود نيز هدف گلوله قرار مي گيرد.

زنگها 1364

در يك شهر، تعدادي از ساكنين توسط تلفن تهديد به مرگ مي شوند. افراد پليس در جستجوي قاتلين هستند اما موفق نمي شوند و هر روز قتلها طبق قرارهاي تلفني انجام مي گيرد. خبرنگار روزنامه اي براي دنبال كردن قضيه قتلهاي تلفني مأموريت ويژه مي گيرد. پليس به همه از جمله خبرنگار ويژه روزنامه، مظنون و مشكوك مي شود تا اينكه خود خبرنگار نيز با تلفن تهديد به مرگ مي شود و در موقع فرار از دست قاتل با اتومبيل خود در دريا سقوط مي كند.

دستفروش 1365

اپيزود اول: بچه ي خوشبخت
يك زن و شوهر فقير براي چهارمين بار صاحب فرزندي فلج مي شوند. آن ها براي خوشبخت شدن بچه خود، او را در يك خانه مرفه مي گذارند اما بچه سرانجام از يك آسايشگاه شلوغ سر در مي آورد.

اپيزود دوم : تولد يك پيرزن
تنها دلخوشي يك پسر عقب مانده، رسيدگي به مادر پيرش است كه قادر به حركت و صحبت نيست، پيرزن مي ميرد، اما پسر عقب مانده باز هم به تر و خشك كردن مادر مي پردازد.

اپيزود سوم : دستفروش
دستفروشي ناخودآگاه شاهد به قتل رسيدن يك انسان مي شود. قاتلين كه از افراد مسلح متعلق به يك باند خلاف كار هستند. در پوشش فروش لباس هاي دست دوم فعاليت مي كنند، دستفروش را نيز به قتل مي رسانند.

بای سیکل ران 1364

همسر نسيم در بيمارستان بستري است و نياز به عملي دارد كه هزينه ي آن سنگين است. نسيم به پيشنهاد دوره گردي مي پذيرد يك هفته سوار بر دوچرخه ركاب بزند و عده اي تماشاچي را به دور خود گرد آورد. دلال هاي بزرگ شهر كه بر سر برد و باخت نسيم شرط بسته اند، ‌برگزاري مسابقه ي او را ترتيب مي دهند، تا در ازاي آن هزينه ي درمان همسرش را تأمين كند. وقتي مسابقه به پايان مي رسد، مرد دوره گرد با زني كولي محل مسابقه را ترك مي كند و نسيم، در محاصره ي خبرنگاران خارجي،‌ همچنان ركاب مي زند.

دیده بان 1367

ارتباط خط كمين با نيروهاي خودي توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسيار زياد است. مقابله و مقاومت نيروها در مقابل دشمن نيازمند حضور ديده بان جهت هدايت آتش سنگين است. عارفي براي پيوستن به خط كمين و ديده باني بايد از مسيري عبور كند كه زير آتش شديد دشمن قرار دارد...

ابلیس 1369

سعيد، كارمند بخش نظارت پرواز فرودگاه، عضو يك گروه جاسوسي است و اطلاعاتي كه به دست مي آورد در اختيار اعضاي گروهش مي گذارد. مأموران به او بدگمان مي شوند و مسئولان گروه از او مي خواهند كه همراه همسر و فرزندانش كشور را ترك كنند. همسر او به رغم ميلش همراه فرزندان عازم سفر مي شود. سعيد اطلاع مي يابد كه هواپيما هدف موشك يك ناو آمريكايي قرار گرفته است. او كه خود را مسبب مرگ همسر و فرزندانش مي داند دچار اختلال رواني مي شود و تصميم به خودكشي مي گيرد. بالاي «بوم» جراثقال يك شركت ساختماني مي رود كه مسئول گروه عضو هيأت مديره ي آن است. مأموران پليس و اعضاي گروه درصددند تا به ماجرا پايان بدهند. در حوادثي كه پيش مي آيد اعضاي گروه يكي پس از ديگري كشته مي شوند و سعيد نيز پس از آن كه مشخص مي شود همسر و فرزندانش با پرواز 656 مسافرت نكرده و كشته نشده اند از جراثقال سقوط مي كند.

شعله های خشم 1371

«حاج همت» و برادرزاده‌اش «صالح» به همراه جمعي از كارگران، مأمور مهار آتش سوزي چاه‌هاي نفت در كويت شده و به آنجا مي‌روند. «صالح» از فرصت سود برده و به جستجوي دختر عمويش «طاهره» كه پانزده روز پيش از اين به كويت برده شده بر مي‌آيد و سرانجام نيز او را مي‌يابد و با وجود موانع متعددي كه بر سر راه بازگرداندن او وجود دارد، معهذا موفق مي‌شود تا اين مهم را تحقق بخشد.

افسون 1367

مشكيني كه كارمند قسمت تحقيق و سرقت اداره بيمه است در زندگي خصوصي درگير مشكلات روحي و رواني است. پرونده اي براي رسيدگي در اختيار مشكيني قرار مي گيرد كه به سرقت يك جواهر فروشي بزرگ مربوط است. صاحب جواهر فروشي كه مرتبط با اين پرونده است به مشكيني پيشنهاد رشوه مي دهد اما او انجام وظيفه را ترجيح مي دهد.