جمعه کشی (نمایش) 1398
داستان اين فيلم درباره مبارزات مردم مناطق مرزي كردنشين ايران قبل از شروع جنگ تحميلي با رژيم بعث عراق است.
این سریال روایتگر جوانی به نام جلال است که به دلیل بدبیاریهای مختلف قصد رفتن به ناکجاآباد را دارد، اما طی اتفاقاتی جنازهای پیدا میکند که متوجه میشود میلیاردها تومان ارزش دارد.
ریاض جنگجوی کهنه کار توبه میکند خونی بریزد و چون آتشفشانی خاموش به گوشهای میخزد. برای آتش افروزی مجدد او، به یک شوک قوی نیاز است و آن تعرض به گلجان تنها عشق و امید زندگی اوست. آتش ریاض شعله ور شده و خونها میریزد. غافل از اینکه بازیگر یکهتاز نمایشی پرماجرا گردیده است.
فيلم داستان ارتباط انساني و عاطفي يك پليس راهور در مواجهه با نوجواني بزهكار را روايت مي كند.
عزیزاله طلبه جوانی که بعداز ملبس شدن به لباس روحانیت راهی روستای خود برای انجام پاره ای کارهای شخصی می شود اما در بدو ورود شرایط خاصی برایش اتفاق می افتد که از ان جمله زمین پدری اش است که توسط پسر عمویش حشمت اشغال شده است. عزیزاله به دنبال زمین پدری و گرفتن حق خود از حشمت بدون توجه به شرایط جدید زندگی اش وارد معدن زغال سنگ حشمت شده تا او را بیابد اما در این میان معدن ریزش کرده و طلبه جوان و...