برچسب اسرائیل
۲ فرزند شهیدم را به رهبر اسلام و کشورم هدیه کردم
دختر شهیدم حافظ کل قرآن و مربی قرآن در آستان قدسرضوی بود. در کلاسهای جهادی که برای زندانیان میگذاشتند؛ شرکت میکرد و به دختران قرآن آموزش میداد. به فکر مستضعفین بود. به او میگفتند انقدر زحمت میکشی باید پول بگیری. میگفت باشد برای رضای خدا. فقط دغدغه آخرت داشت. به فکراین دنیا نبود و واقعاً شهادت را دوست داشت
عطش شهادت در وجودش با نزدیکی به بازنشستگی بیشتر میشد
زندگی مشترکمان ۴۰ سال بود. یعنی از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۴۰۴ که حاجی به شهادت رسید. در این چهار دهه، خدا چهار فرزند به ما هدیه داد. دو دختر و دو پسر. چون شهید در جاهای مختلف مأموریت داشتند، برای همین پسربزرگم در شهرستان الشتر و دخترم درسال ۱۳۶۸ در خرمآباد و دختر دومی و پسر کوچکم در سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۲ در سنندج متولد شدند
پهلوانی که بارها به مصاف صهیونیستها رفته بود
تا روز شهادت برادرم خبر نداشتم که او درجه سرهنگی دارد. در بیمارستان یکی از خدماتیها سررسیدی به من داد. وقتی بازکردم دیدم نوشته سرهنگ مجتبی رضایی. تا آن روز اصلاً خبر نداشتیم او چه درجهای دارد، اما گویا دشمن به خوبی میدانست که برادرم کیست که حتی بعد از شهادتش هم او را رها نکرده و در فضای مجازی به او توهین کردند
شلیک ۱۰ موشک به سمت مواضع نظامیان صهیونیست در جنوب لبنان
رسانههای عبری به نتانیاهو تاختند/ انتقاد تند از رأیدهندگان احتمالی نخستوزیر اسرائیل
خانواده عمویم در یک لحظه شهید شدند
پیکرعمو را ظهر ۲۳ خرداد دیدم. سوختگی به قدری زیاد بود که قابل شناسایی نبود. بعد از اینکه دو بار به پزشکی قانونی مراجعه کردم از طریق دی انای شهدا شناسایی شدند و بعد از معراج شهدا را تحویل گرفتیم و برای مراسم تشییع به اهواز بردیم. تشییعشان در تاریخ یکم تیرماه بود. قبل از آن چند روز در سردخانه معراج شهدا بودند
آرزو داشت خوب از دنیا برود
جایگاه شهدا خیلی بالاست. ما واقعاً نمیتوانیم درک کنیم آنها اکنون کجا و در چه مقام و منزلتی هستند! مثل اینکه بخواهی به انسانی روشندل، زیباییهای این دنیا را توضیح بدهی. اما من یقین دارم جای محسن خیلی خوب است. چون او واقعاً مردی بزرگ و لایق بهترینها بود. خدا واقعاً دوستش داشت، من ندیدم حتی یکبار کسی را ناراحت کند. همیشه از حق خودش میگذشت تا مبادا حق دیگری ضایع شود
