برچسب استاد فرشچیان
بررسی زمان در انتقال حقوق مادی آثار هنری
بررسی زمان در انتقال حقوق مادی آثار هنری بدیهی بوده و اصل نیز بر این است که تمامی حقوق مادی و معنوی یک اثر هنری متعلق به پدیدآورنده یا در صورت سفارشی بودن اثر بخشهای مادی مربوط به سفارشدهنده باشد. علاوه بر این میدانیم که طبق ماده چهارم قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی، حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به زمان و مکان نبوده و غیر قابل انتقال است. با این وصف، بر اساسی ادامه میدهیم که طبق آن، صحبت از حقوق معنوی موضوعیت نداشته و تنها حقوق مادی مربوط به آثار هنری، نحوه انتقال، مدت زمان و افراد مستحق دریافت آن را بررسی خواهیم کرد.
شاعرِشوخِ نگارهها
به آتلیهاش که پا میگذاری، انگار در یک خانه موزه دیدنی قدم گذاشتهای. در و دیوار با رنگ و نقشهای بیمثال تزیین شده است. کارها هم غالبا مثل خودش شوخ و شنگ و پر از رنگ و زندگیاند.کنار هر تابلو که بایستی، روایتی با تو میگوید و شعری ساز میکند.سیاحت در کارگاه و گالری امیرهوشنگ جزیزاده فقط به دیدن تابلوها ختم نمیشود؛ بلکه طرحهایش را میتوان بر آثار قلمزنی، میناکاری، معرق، منبت و… هم دید که تنوعشان آدم را شگفتزده میکند و عجیب اینکه هنوز و در 88 سالگی تقریبا روزی چند ساعت کار میکند بدون خستگی و هیچ اثری از ملال!استاد جزیزاده را خیلیها به هنر و هنرمندی میشناسند.مینیاتوریست و طراح برجسته فرش اصفهان که بیش از پنج دهه سابقه کار هنری دارد و نامش با نام هنر ایران به نیکی عجین است. هرچند که گفتوگوهای مختلفی با استاد جزیزاده تاکنون انجام شده است ولی گپ و گفت با او همچنان خالی از لطف نیست.
گرایش مثالزدنی استاد جزیزاده به تصویرگری شعر
منبع : اصفهان زیبابرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
پورصفا را پوران صفاپیشهای هست…
این قرن شگفتانگیز با عباسعلی پورصفا زاده شد؛ اما هنوز هم در روزهای پایانی همین قرن، پیشه نقاشی برای مردم دیار ما مفهوم گنگی دارد! آیا در روزگاری که سعدی را در کنج کتابخانه پنهان میسازند و عمارتهای آسمانخراش، نقشجهان دلانگیز را به حاشیه میبرند، مانند عباسعلی پورصفا خود را در نسلهای بعدی مییابند و دوباره میزایند؟ یا چون زنده رودی که مُرده است جستهوگریخته، غزل غمگنانه خداحافظی خواهند خواند؟! آیا پورصفا را پوران صفاپیشهای هست تا دیروز زیبا را به امروز پرپیرایه گره بزند و بیرق جاودانگی اصفهان را به دوش بکشد؟ ایکاش پایان قرن، بازگشتی باشد به دوران پرشکوه هنرمندان… .
جهان باید ایران را با فردوسی، حافظ، سعدی، عطار و فرشچیان بشناسد
نگارههای شهر من!
با انتقال پایتخت به اصفهان، هنر این شهر در مسیر رشد و بالندگی قرار گرفت. خیلیها نقطه اوج این کمال را در هنر نقاشی ایرانی، یعنی نگارگری میدانند. سند این ادعا نیز مشاهیر و آثاری است که سلسله حضورشان در نصفجهان همواره ادامهدار بوده است… .
پاسداشت هنرمندانه عترت
او را به نیکی واقف نگارهها خواندهاند؛ نگارههایی که سالهای سال میمانند و هنری را نمایش میدهند که کمنظیر و بلکه بینظیرند. حرمهای منور ائمه بزرگوار شیعه و امامزادگان عظیمالشأن، مقصد و مأوای اصلی این نقش و نگارهای رنگارنگ و بیبدیل است.
