برچسب ازدواج مجدد

وقتی کلید را توی قفل انداختم و در بازشد، زنی را در برابر خودم دیدم

چندی قبل سمیه 30 ساله وقتی شنید خواهرزاده اش متولد شده است برای مراقبت و انجام کارهای خواهرش تصمیم گرفت به خانه آن ها برود و شوهر سمیه نیز که رابطه خوبی با همسرش داشت پذیرفت تا زنش به شهر شمالی برود و مدتی در کنار خواهرش بماند.

برای فرار از نخوابیدن با شوهر مادرم به میثم پیشنهاد ازدواج دادم!

زدواج موقت مادرم با مردی معتاد و فاسد زندگی او و سرنوشت مرا تباه کرد و این همه بدبختی به سرمان آمد. این مرد مفنگی روز اول قول داد که در مدت کوتاهی مادرم را به عقد دائمی خودش در بیاورد اما او در بازی نقش کثیف خود، طعمه اش را ابتدا به موادمخدر آلوده کرد و سپس او را به فساد اخلاقی کشاند.