برای فرار از نخوابیدن با شوهر مادرم به میثم پیشنهاد ازدواج دادم!

زدواج موقت مادرم با مردی معتاد و فاسد زندگی او و سرنوشت مرا تباه کرد و این همه بدبختی به سرمان آمد. این مرد مفنگی روز اول قول داد که در مدت کوتاهی مادرم را به عقد دائمی خودش در بیاورد اما او در بازی نقش کثیف خود، طعمه اش را ابتدا به موادمخدر آلوده کرد و سپس او را به فساد اخلاقی کشاند.

زدواج موقت مادرم با مردی معتاد و فاسد زندگی او و سرنوشت مرا تباه کرد و این همه بدبختی به سرمان آمد. این مرد مفنگی روز اول قول داد که در مدت کوتاهی مادرم را به عقد دائمی خودش در بیاورد اما او در بازی نقش کثیف خود، طعمه اش را ابتدا به موادمخدر آلوده کرد و سپس او را به فساد اخلاقی کشاند.

برای فرار از نخوابیدن با شوهر مادرم به میثم پیشنهاد ازدواج دادم!

به گزارش رکنا، من با دیدن این اوضاع و احوال مادرم، خیلی زجر می کشیدم و برایش نگران بودم. حتی چند بار تصمیم گرفتم او را از اعتیاد ترک بدهم. اما فایده ای نداشت و از روزی که متوجه شدم ناپدری ام برای من نیز نقشه شومی در سر می پروراند به فکر راه نجاتی افتادم و با پسری به نام میثم که در همسایگی ما زندگی می کرد و با خواهرش دوست بودم، ارتباط برقرار کردم.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *