زدواج موقت مادرم با مردی معتاد و فاسد زندگی او و سرنوشت مرا تباه کرد و این همه بدبختی به سرمان آمد. این مرد مفنگی روز اول قول داد که در مدت کوتاهی مادرم را به عقد دائمی خودش در بیاورد اما او در بازی نقش کثیف خود، طعمه اش را ابتدا به موادمخدر آلوده کرد و سپس او را به فساد اخلاقی کشاند.

به گزارش رکنا، من با دیدن این اوضاع و احوال مادرم، خیلی زجر می کشیدم و برایش نگران بودم. حتی چند بار تصمیم گرفتم او را از اعتیاد ترک بدهم. اما فایده ای نداشت و از روزی که متوجه شدم ناپدری ام برای من نیز نقشه شومی در سر می پروراند به فکر راه نجاتی افتادم و با پسری به نام میثم که در همسایگی ما زندگی می کرد و با خواهرش دوست بودم، ارتباط برقرار کردم.
