الان که وقت خواب نیست!
چشمهایم بهیکباره تیر کشید. چهرهام درهم شد و از گوشه چشمم، ننه آقا را دیدم که گوشه پرده در دستش هست و دارد زور میزند تا پرده را تا انتهای پنجره بکشد.
چشمهایم بهیکباره تیر کشید. چهرهام درهم شد و از گوشه چشمم، ننه آقا را دیدم که گوشه پرده در دستش هست و دارد زور میزند تا پرده را تا انتهای پنجره بکشد.
پدر، پسرش را در آغوش گرفته بود. دستهای بیجان پسرک با هر مویه و تکان پدر، روی زمین جلو و عقب میرفت. پدر صورت به صورت پسر گذاشت.
اصفهان، مهد صنعت ایران (با سهم حدود ۱۲ درصدی از صنعت کشور)، امروز با ترکیبی از بحرانهای فرسایشی و آنی دست و پنجه نرم میکند.
یکی از مراسم جالب و دیدنی در مراسم عزاداری در اصفهان و حومه، نخلبندی بوده است.
ماجرای افراط و تفریط آدمیزاد، مثنوی صدمن کاغذ است. زمانی به این و زمانی به آن دل میبندد.
اصفهانیهای شوخ و طناز به حاضرجوابی شهره بوده و هستند.
از شاهعباس و شیوه زمامداریاش، نقلهای فراوانی موجود است. یکی از آنها، لباس مبدلپوشیدن پادشاه و به میان مردم رفتن است.
«میرزا عبدالحسن خان» متخلص به «جلوه»، از علمای عهد ناصری است.