جهان در انتظار ادبیات کودک و نوجوان ایران
برخلاف تصور عامه، نوشتن برای کودک و نوجوان بهمراتب سختتر از قلمزدن برای بزرگسال است؛ چراکه پرورش تخیل ازجمله مسائل تربیتی است که باید برای کودکان و نوجوانان در اولویت پرورشی و تربیتی آنها قرار بگیرد.
برخلاف تصور عامه، نوشتن برای کودک و نوجوان بهمراتب سختتر از قلمزدن برای بزرگسال است؛ چراکه پرورش تخیل ازجمله مسائل تربیتی است که باید برای کودکان و نوجوانان در اولویت پرورشی و تربیتی آنها قرار بگیرد.
ادبیات آیینه تمامنمای جامعه است که میتوان در آیینه آن، واقعیترین حوادث و اتفاقات را به نظاره نشست. از این رو شعر و شاعری در حیات معنوی جوامع نقش مهم و ارزشمندی ایفا میکند.
یکی از راههای تولید متن و خلق ایده برای فیلمسازان و فیلمنامهنویسان، استفاده از ادبیات مکتوب است. ادبیات مکتوب منبعی سرشار از سوژه و قصه است که جان میدهد برای تبدیل به فیلم و سریال و پویانمایی.
«کلیلهودمنه» از آن کتابهای مادر در زبان و ادبیات فارسی است؛ کتابی که از راههای دورودراز میآید. سفرهای پُرماجرایی داشته تا خودش را به ما برساند و ما آن را گرم در آغوش بگیریم و بخوانیمش و رازهای پیدا و پنهانش را به خاطر بسپاریم.
شاعر، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه ایران در پنجمین دوره مسابقه بینالمللی «آسیای ادبی ۲۰۲۵» قزاقستان در ایران، از سوی اتحادیه بینالمللی دیپلماسی مردمی قزاقستان مورد تقدیر قرار گرفت.
گروه اندیشه: پیام حیدرقزوینی در مقدمه گفت و گویی که با دکتر بقایی ماکان در روزنامه شرق انجام داده می نویسد:««از فردوسی تا شفیعی کدکنی» با عنوان فرعی «نگاهی دیگر به عرصه شاعری» عنوان تازهترین کتاب محمد بقایی ماکان است که همانطور که از عنوانش هم برمیآید، جستارها و مقالاتی درباره شعر فارسی از دوران کلاسیک تا معاصر است. در این کتاب به چهرههای شاخص شعر فارسی، از منظری که پیش از این کمتر مورد توجه بوده، پرداخته شده است. جستارها و مقالات این کتاب نه براساس یک تصمیم قبلی بلکه هریک بنا به مناسبتی نوشته شدهاند و ازاینرو هریک از فصلهای کتاب را میتوان مجزا و مستقل از سایر بخشها خواند اگرچه ویژگیهای مشترکی این مقالات را به هم مرتبط کردهاند. به مناسبت انتشار کتاب «از فردوسی تا شفیعی کدکنی» با محمد بقایی ماکان درباره برخی ویژگیهای زبان و شعر فارسی گفتوگو کردهایم. در حاشیه گفتوگو به این موضوع هم پرداختهایم که چرا در آثار مکتوب ما به نثر توجه کمتری شده و آیا این مسئله ارتباطی با گسترشنیافتن تفکر فلسفی در ایران داشته است یا نه. بقایی ماکان با تأکید بر اینکه تنها عامل عدم گسترش آثار منثور را باید در خود زبان فارسی جستوجو کرد، میگوید: «در تاریخ تفکر ایرانی اگر از گاثاهای زرتشت که سهروردی هم تحتتأثیر آن است، بگذریم، چیزی به نام دستگاه فلسفی برآمده از ایران نداشتهایم... آنچه در ایران به نام فلسفه اسلامی معروف افتاده درواقع کلام است که با فلسفه تفاوت دارد. کلام مباحثی فراطبیعی است که در آن موضوعاتی مانند جبر و اختیار و روح و جسم با اصطلاحاتی دیریاب و دشوار و درهمتنیده مطرح میشود که از همان نخستین سدههای اسلامی میان معتزله و اشاعره و دیگر فرقههای اسلامی رواج داشت که همچنان ادامه دارد. بنابراین آنچه را که فلسفه مینامیم و آزاداندیشی جزء جدانشدنی آن است، حرکت چشمگیری در جامعه ایرانی نداشته است. ذهن جمعی جامعه ایرانی آنقدر که به شعر گرایش دارد عنایتی به فلسفیدن ندارد و فلسفهبافی در اصطلاح عامه مرادف حرف بیمعنا است. بنابراین وقتی چیزی به نام فلسفه خواستار چشمگیر ندارد، تأثیرش نهتنها در زمینه آثار منثور بهخصوص ادبیات داستانی، بلکه در دیگر موارد نیز محسوس است». این گفت و گو را در ادامه می خوانید: