برچسب احمد یاوری شاد

بابا سیبیلو 1398

بابا سیبیلو یک کمدی خانوادگی است که در آن از کودک 5 ساله تا پیرمرد 100 ساله نقش آفرینی دارند و در طول قصه ماجراهای جذابی را رقم می‌زنند…

سال های ابری 1393

زندگی حسین سالار از روزی به هم می‌ریزد که جاسم، پرده از سال‌های ابری ذهن سالار برمی‌دارد. دیری نمی‌گذرد که سالار می‌فهمد این فقط بخشی از هجمه بزرگی است که کیان زندگی او را هدف گرفته و او باید تصمیمی بزرگ بگیرد. مصالحه با مهاجمان، یا آغاز مبارزه برای اثبات شرافتی که سال‌ها برای آن تلاش کرده‌است.

راز بقا 1400

سریال راز بقا درباره جوانی به نام رحیم با بازی بهرام افشاری می‌باشد؛ سعید آقاخانی نیز ایفاگر نقش یک روحانی است که با پدر رحیم دوست بوده و حال بعد از فوت او هوای پسرش را دارد؛ حسن معجونی هم نقش برادر رحیم را در این مجموعه به عهده دارد.

دست بالای دست 1390

سیامک سلطانی(یوسف تیموری) و سعید سلطانی (جواد عزتی) برادر هستند و در خانه‌ای در جنوب شهر همراه پدرشان(رضا فیض نوروزی) زندگی میکنند سیامک آدم کلاهبردار ی است وقصد دارد تا با معرفی کردن خود به عنوان یک جوان تحصیلکرده و پولدار با یک دختر ثروتمند به نام نوشین (بهاره افشاری)ازدواج کند.ولی سعید که برخلاف برادرش درستکار بوده و مورد اعتماد صاحبکارش دکتر مجلسی(فتحعلی اویسی) می باشد. دکتر مجلسی تصمیم میگیرد تا برای دیدن همسر (هایده حائری) و دخترش (سمانه پاکدل) به خارج سفر کند وهمه اموالش را به سعید می سپارد.همین موضوع سبب میشود تا سیامک سعید را مجبور کند تا خانه مجلسی را به عنوان خانه خود معرفی کند تا بتواند کلاهبرداری کند.

قلب یخی (فصل سوم) 1391

در پایان یک شب پرماجرا، آتیلا (رئیس یک باند) از بالای یکی از ساختمانهای تهران به پایین پرتاب شده و به قتل میرسد. شاهرخ (باستانشناس معروف) به جرم قتل آتیلا دستگیر شده و با حامد هم سلولی میشود، که به خاطر قتل همسر باردارش به اعدام محکوم شده است. سایه دختر شاهرخ به مهران میپیوندد تا نام پدرش را از این اتهام پاک کند…

بهشت موازی 1391

درباره صادق جوان متاهلی است كه مدتی است كار خود را از دست داده،وی در طول جستجوی كار به طور اتفاقی و ناخواسته به مراسم جشن نیكوكاری وارد می شود و در مسیری پا می گذارد كه برای خودش و همسرش ستاره غیرقابل پیش بینی بوده است.

نمور 1400

فیلم سینمایی نمور درباره‌ی داوود برادر بزرگتر خانواده است که به اصرار دانیال همراه همسر خود سمیرا و دخترش آرام راهی شمال می شود تا پس از پانزده سال با خواهرش دلارام آشتی کند. پس از رسیدن به شمال دلارام آنها را نمی پذیرد و داوود تصمیم به بازگشت می‌گیرد اما دانیال مانع می‌شود و مسئله‌ی مهمی را با او در میان می‌گذارد و …