برچسب احمد نجفی

101 راه برای ذله کردن پدر و مادر 1383

پارسا، پسر کلاس پنجمی نابغه‌ای است که همواره در حال اختراع و ساخت ابزار جدید است، اما والدینش او را به خوبی درک نمی‌کنند. این مساله زمانی تشدید می‌شود که پارسا برای جلب توجه پدر و مادرش انشایی عجیب می‌نویسد.

ماهچراغ 1400

این سریال با محوریت قصه آدم‌های مختلفی است که در زندگی چالش‌هایی برای آن‌ها پیش می‌آید، اما این چالش‌ها را با ایمان، توکل و آگاهی حل می‌کنند و داستانش پیرامون روایت و دلدادگی آدم‌های مختلف به امام حسین(ع) است که در موکبی در ایستگاه راه آهن شلمچه می‌گذرد و به گفته کارگردان آن سعی شده تا با نگاهی نو و در یک لوکیشن واحد داستان این افراد بیان شود.

سه شنبه 14 جولای 1400

احمد نجفی در نقش سرهنگ بازنشسته‌ای است که به تحقیق و پژوهش در دفتر قدیمی خود مشغول است. رو به روی دفتر کار او مهمانسرای دوست و همسنگر زمان جنگ؛ هاشم(جلیل فرجاد) قرار داشته که نجفی هر از گاهی ماجراهای این مهمانسرا را نیز از پنجره پشتی دفتر زیر نظر دارد. سرهنگ سعی دارد با استفاده از اسناد و مدارکِ متقن و حضور راویان؛ ابعاد گوناگون پرونده ای که در دست دارد را رمزگشایی کند.

راز یک پروانه 1388

پزشکی جوان به نام پروانه که يک روز قبل از آزادی پدرش از زندان ستم شاهي، متولد شده است يعنی در روز 22 بهمن سال 57 ، در حالی که اثری از پدر ش وجود ندارد. در اين سال ها اطرافيان به او گفته اندکه پدرش با مردم همراه نبوده و به همرزمانش خيانت کرده است. دختر تصميم می گيرد ماجرا را کشف کند و ...

ملکوت 1389

فردی به نام حاج فتاح سلطانی (محمدرضا شریفی‌نیا) پس از تصادف دچار مرگ مغزی می‌شود و به جهان ملکوت می‌رود در آن زمان فرشته‌ای (کوروش تهامی) به سراغ او می‌آید تا به گناهان او رسیدگی کند و از طرفی دیگر داماد حاج فتاح (رضا رویگری) برای رسیدن به ثروت حاج فتاح تلاش می‌کند اما در واقع، او در این مسیر، ناکام می ماند.

گارد ساحلی 1388

یک تاجر اهل تهران به نام آقای امینی مدتی است کسی از او خبر ندارد. دختر او سارا به همراه همسرش امیر برای پیدا کردن وی به بندر خمیر در ۷۰ کیلومتری بندرعباس می‌روند. وقتی او را نمی‌یابند، به پاسگاه ساحلی خمیر مراجعه می‌کنند و از آن لحظه به بعد پیگیری‌های استوار سوبان اسماعیلی معاون پاسگاه برای پیدا کردن آقای امینی شروع می‌شود؛ پس از طی ماجراهایی که منجر به مفقود شدن امیر و کشته شدن فرمانده پاسگاه ستوان علی محمدی به دست افرادی ناشناس می‌شود مشخص می‌شود آقای امینی توسط افراد کارخانه اش به قتل رسیده چون با آن‌ها برای قاچاق و جاسازی مواد مخدر در بسته‌بندی محصولات کارخانه همکاری نکرده و آن‌ها برای مشکوک نشدن مقامات محلی شخصی بسیار شبیه او پیدا کرده و جایگزین او می‌کنند و همین افراد کارخانه سارا و امیر را که سوار ماشین امیر بوده‌اند در جاده برگشت به تهران به دره‌ای پرتاب می‌کنند که منجر به کشته شدن امیر و زخمی شدن سارا می‌شود افراد کارخانه همگی به دستور امینی قلابی و توسط مباشر کارخانه کشته می‌شوند و خود امینی هم به دست همین مباشر کشته می‌شود و گروه قاچاقچیان مسلح مواد مخدر که امینی تشکیل تشکیل داده، پس از لو رفتن با مأموران نیروی انتظامی درگیر شده و ماجرا با دستگیری مباشر و قاچاقچیان خاتمه می یابد.